شناسهٔ خبر: 79126264 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: رکنا | لینک خبر

بابا!

نامه یک دختر برای پدر

رکنا: دلتنگ دست هایت هستم، دلم برای نگاه معصوم تو‌ تنگ شده ، موهای جوگندمی ات ، کت و شلوار طوسی ، انگشتر ... .

صاحب‌خبر -

به گزارش رکنا، بابا من خیلی اذیتت کردم. در ازدواجم‌ احترام تو را زیر پا گذاشتم. با آن که گفتی برای نظرم احترام قائل هستی. زندگی کارگری و خانه ساده تان را مسخره می کردم. 

آن روز غروب که توی چشم های معصوم تو‌ زل زدم و گفتم اگر جربزه داشتی مثل شوهر خاله و فلانی و فلانی زندگی آبرومندی می ساختی، سکوت کردی. سکوتی که از صد تا سیلی برایم بدتر بود. 

من ازدواج کردم و خانه بخت رفتم. به خاطر آخرین معرکه ای که در خانه‌ شما گرفتم با تو قهر بودم.  ساعت هایی از مادر سر می زدم که تو سر کار بودی .

بابا !فکر نمی کردم این قدر زود و ناگهانی چشم هایت را ببندی. قرار و تمام آرزویم این شده سر مزار بیایم. با عکس روی سنگ مزار تو حرف  بزنم. 

بابا جان زندگی من خوب است، شوهرم مرد خوبی است. خانه و زندگی  شیکی  درست کرده ایم.اما حالا دلم برای خانه شما تنگ می شود. همان سادگی و صفای همیشگی. 

از برادر و مادرم خواهش کرده ام موتور تو را نفروشند. بچه ام که تازه حرف می زند هم عاشق خانه شما و موتور قراضه آن است.بابا، دلم تنگ است. آن قدر که دچار افسردگی شدید شده ام و کارم به مشاوره کشیده است.

دختر بدون بابا، بدون پناه، بدون یک کوه یعنی دل شکسته و دلتنگ.

کاش کنارم بودی دستت را می بوسیدم، سرم را روی شانه ات می گذاشتم می گفتم ببخش با تو قهر کردم. ببخش نفهمیدم چه قدربزرگ و ارزشمند و نابی.

بابا دوستت دارم

غلامرضا تدینی راد 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1234381

برچسب‌ها: