«...آن روز مسجد کرامت، بزرگترین مسجد شبستانی مشهد بود. یعنی توی مشهد، مسجد بزرگتر از مسجد کرامت نبود، آنچنان جمعیت پر میشد توی این مسجد که جای یک نفر آدم هم واقعاً نبود. بعد از نماز مغرب شروع میکردم به درس، سخنرانی نبود. درس بود. حالا میگویم چه کار میکردیم. آنقدر جمعیت زیاد میشد که قبل از آنی که من شروع بکنم- وسط نماز- درِ مسجد را میبستند که دیگر نمیشد کسی وارد بشود. جمعیت متراکمی جمع میشد برای اینکه درس را گوش کنند، حالا درس چی بود؟ بنده آنجا هم حدیث، هم اعتقادات و هم نهجالبلاغه تدریس میکردم؛ با تخته سیاه...». این بخشی از سخنان رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی(ره) در دوران تصدی ریاست جمهوری اسلامی ایران و در دیدار با اعضای واحد آموزشی حزب جمهوری اسلامی در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۶۳ شمسی است (منبع: کتاب مسجد رهبر، تاریخ شفاهی مسجد کرامت مشهد). اما بهانه پرداختن به مسجد کرامت مشهد، برگزاری نشست «بازخوانی تجربه تاریخی امام شهید حضرت آیتالله العظمی شهید سید علی حسینی خامنهای(ره) در بستر فعالیتهای مسجد کرامت» است که چندی پیش به همت سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی در تالار «اندیشه» کتابخانه مرکزی بارگاه مقدس رضوی برگزار شد. سخنران این نشست، حجتالاسلام والمسلمین سید محمدامیر احمدی طباطبایی، معاون پژوهشی مؤسسه میراث فقاهت خراسان و یکی از افراد پژوهشگر و مصاحبهکننده مطالب مربوط به جمعآوری تاریخ شفاهی مسجد کرامت مشهد بود که حاصل فعالیت و تلاش وی و برخی افراد دیگر (ازجمله احمد عسگری، حسن سلطانی و مرتضی انصاریزاده) منجر به چاپ و انتشار کتابی با عنوان «مسجد رهبر» شد؛ چاپ نخست این اثر چند سال پیش(سال۱۳۹۹) توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و انتشارات راه یار، راهی بازار نشر کتاب شد. سخنران این مراسم، در بخشهای مختلفی از سخنان خود به مطالب این کتاب اشاره و استناد کرد. به مناسبت برگزاری این نشست در سازمان کتابخانههای آستان قدس رضوی و با گریزی به بخشهای گوناگون این اثر، در ادامه با برخی از مطالب این کتاب به اختصار آشنا میشویم.
پژوهشی در حوزه «مسجدنگاری» انقلاب اسلامی
مسجد تنها نهادی است که از آغاز تأسیس تاکنون، مرکز و محور تحولات عظیمی در جامعه اسلامی بوده و جایگاهی است که نقش بسیار زیادی در تربیت فرد و بازسازی اجتماع و حاکم کردن دین بر جامعه دارد. در همین راستا و در پیشگفتار این کتاب به نسبت انقلاب اسلامی ایران با مسجد اشاره شده و اینگونه آمده است: «... نسبت انقلاب اسلامی با مسجد اما به تمام معنا ویژه و منحصربهفرد است. مسجد در انقلاب ایران هم رسانه است، هم مرکز تربیت نیرو، هم نهاد سازمانده اجتماعی و هم محور بسیج سیاسی. هم محل اخذ رأی در انتخابات است و هم پاتوق اعزام به جبهه جنگ. خدمات متقابل مسجد و انقلاب در ایران، فهرست مفصلی دارد که حتی گزارش آن هم در یک کتاب نمیگنجد؛ تا چه رسد به تحلیل و تعلیل و تفسیر آن. مطالعات صورت گرفته درباره نهاد مسجد در ایران و خصوصاً در دوران انقلاب اسلامی، بسیار کمتر از آن چیزی است که ضرورت و ظرفیت داشته است...» (رج کتاب، ص۱۰).
در ادامه همچنین به این مطلب اشاره شده است: «... کتاب مسجد رهبر، گزارشی است از شکلگیری و فعالیتهای «مسجد کرامت» مشهد در نزدیکی حرم مطهر امام رضا(ع). این مسجد که بعدها امام جماعتش، رهبر انقلاب اسلامی شد را میتوان از جهات گوناگون نمونهای ممتاز از الگوی فعالیت مسجدی در منظومه معرفتی آرمانی اسلام ناب معرفی کرد...، [کتاب] مسجد رهبر، اگرچه چندگام پیشتر آمده، ولی با توجه به فقدان سنت پژوهشی جدی در حوزه «مسجدنگاری» انقلاب اسلامی، ادعایی جز سرفصلگشایی و توجهانگیزی ندارد...» (رج کتاب، ص۱۱).
دعوت از آقای خامنهای برای پیشنمازی مسجد کرامت
با گذر از بخشهای مختلف این کتاب که اشاره به حاج محمود کرامت، بانی مسجد کرامت و مطلب دیگر مربوط به تبدیل منزل کرامت به بنای کرامت، وقف بنای کرامت و... دارد، به مطلبی با عنوان دعوت از آقای خامنهای برای پیشنمازی مسجد کرامت برمیخوریم. در بخشی از این مطلب و به نقل قول از جواد سادات فاطمی درباره موقعیت جغرافیایی این مسجد آمده است: «... مسجد کرامت جای حساس و خوبی بود. مسجد با توجه به موقعیت خاص مکانی و حضور آقا [آیتالله العظمی خامنهای] موقعیت ویژهای پیدا کرد...» (رج کتاب، ص۱۵۵).
در بخش دیگری از مطالب مرتبط با این موضوع و به نقل از عبدالرضا غنیان نیز چنین بیان شده است: «...این [مسجد کرامت] فقط به درد آقای خامنهای میخورد، چون افکار آقای خامنهای، سخنرانی آقای خامنهای توی این مسجد به همه ایران پخش میشود. حتی خدا میداند از آلمان آمده بودند به مسجد کرامت. اسم [و آوازه] مسجد کرامت به آلمان رفته بود. آن زمان یارو آمد خودش به کرامت گفت:... من از آلمان آمدم به تو تبریک بگویم. این مسجد دارد به اسلام خدمت میکند. این مسجد دارد به انقلاب کمک میکند. این مسجد دارد به اسلام واقعی کمک میکند. به قرآن دارد کمک میکند. من در آلمان [اسمش را] شنیدم، آمدم تو را ببینم که این کرامت کیه...» (رج کتاب، ص۱۵۵ و۱۵۶).
شهرت آقای خامنهای
شاید یکی از مطالب این کتاب که نظر خواننده را به خود جلب میکند، مطلبی با عنوان «شهرت آقای خامنهای» است. در بخشی از این مطلب و به نقل قول از سیدحسین شفیعی دارابی آمده است: «... وقتی که مثلاً شنیده شد که مسجد کرامتی هست و مقام معظم رهبری امام جماعت آن است، با توجه به اینکه ایشان آن روز به عنوان چهره انقلابی سیاسی مطرح بوده، خُب خیلیها کشیده شدند به آن مسجد. ما هم کشیده شدیم. مُصرهم بودیم برویم. من یادم هست که غروب که میشد، واقعاً یک مقدار اگر دیر میجنبیدی، جا گیرت نمیآمد و خُب همه هم میرفتند شرکت میکردند...» (رج کتاب، ص۲۲۵).
در ادامه این مطلب هم سید محمدعلی ابطحی برای نشان دادن شدت علاقه مردم به رهبر شهید اینگونه مثال میزند: «...آن مجموعهای هم که توی مسجد کرامت میرفتند، اگر آقای خامنهای توی یک پارکینگ هم بود، همان جمعیت بود؛ یعنی [اگر] یک پارکینگی را میگفتند [و اعلام میکردند به عنوان مکان سخنرانی] چون[مردم] آقای خامنهای را از بیرون شناخته بودند، دیدگاههایش را دیده بودند، میآمدند...» (رج کتاب، همان صفحه).
اظهار نظر داریوش ارجمند در این زمینه [شهرت آقای خامنهای] از دیگر مواردی است که در بخش دیگری از این مطلب به آن اشاره شده است. طبق خاطرات داریوش ارجمند، با آغاز سخنرانیهای شهید آیتالله العظمی خامنهای(ره) در مسجد کرامت، دکتر علی شریعتی، دانشجویان را تشویق به شنیدن این سخنرانیها میکرد. در ادامه این مطلب و به نقل قول از وی اینگونه آمده است: «... بنده ایشان را از زمان حضور در مسجد کرامت مشهد میشناختم. [یعنی از] زمانی که من موی سفید نداشتم، ایشان را میشناختم. در دورهای که آقای دکتر شریعتی ایشان را معرفی کرد که بروید و پای صحبتهای این طلبه جوان بنشینید، از همان زمان [مردم و اهالی] شهر مشهد ایشان را خوب میشناسند...» (رج کتاب، ص۲۲۷).
ارتباط خوب آقای خامنهای با مردم
از دیگر مواردی که در این کتاب به آن اشاره شده، مطلبی با عنوان «ارتباط خوب آقای خامنهای با مردم» است. در بخشی از این مطلب اینگونه بیان شده:
«... یکی از نکات به ظاهر ساده اما تأثیرگذار، نحوه برخورد امام جماعت مسجد با مردم است. محدود نشدن حضور در مسجد به زمان اقامه نماز جماعت و حضور از دقایقی قبل در مسجد و صحبت با مردم و همچنین رفتارهایی ساده نظیر پرسیدن احوال نمازگزاران یا پیشقدمی در دست دادن با مأمومان، زمینهساز ایجاد فضایی صمیمی در مسجد بود» (رج کتاب، همان صفحه).
در ادامه این مطلب، نقل قولی از سیدحسین شفیعی دارابی آورده شده است، آنجا که وی میگوید: «... فرهنگ دینی اقتضا میکند توده مردم ما احترام ویژهای برای عالم دینی قائل باشند. آنها زودتر سلام کنند، آنها بیایند جلو؛ ولی منعی هم ندارد که آدم گاهی خودش برود جلو. فضای مسجد کرامت اینطوری بود. یعنی جوان جذبه خاصی را که احساس میکرد، این روابط اجتماعی آقا [آقای خامنهای] بود، برخوردی که داشت، با همین سلام علیک کردن، با خوش و بش کردن، حال افراد را پرسیدن، اینها خُب تأثیرگذار بود...» (رج کتاب، ص۲۲۸).
در ادامه به نقل قولی از حسین سالم در همین صفحه برمیخوریم که گفته است: «... یادم هست که آقا [آقای خامنهای] هنوز اذان نشده بود، میآمد مسجد و خیلی اهل ارتباط با مردم بود، یعنی امام جماعتی نبود که سرش را بیندازد پایین، راست برود محراب و از محراب هم بلند شود برود خانهاش...» (رج کتاب، همان صفحه).
در زمینه بیان ارتباط خوب رهبر شهید انقلاب(ره) در دوران حضور در مسجد کرامت مشهد در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، خاطره جالبی هم از خانم حسینیان(سیده اقدس) در ارتباط با شکایت همسرش به ایشان [رهبر شهید انقلاب(ره)] آورده شده است: «... سال۵۲ منزل ما نزدیک حرم بود و با همسرم برای نماز جماعت به مسجد کرامت میآمدیم. من علاقه عجیبی به خواندن داشتم. دراین حد که وقتی سبزی میخریدم، قبل اینکه سبزی را پاک کنم، روزنامه دورش را میخواندم. بهخصوص مجله زن روز را زیاد میخواندم. هم پدرم مخالف بودند و هم همسرم. نشریه زن روز را بد میدانستند، اما دور از چشم آنها شبها شمع روشن میکردم و میخواندم. یک روز بعد از نماز، همسرم به آقای خامنهای شکایت کردند و از ایشان راهنمایی خواستند. بعد آقای خامنهای گفتند که خُب چه کار کردی که همسرت این مجله را نخواند؟ همسرم جواب دادند خیلی نصیحتش کردم. آقای خامنهای گفتند خُب نصیحت که فایده ندارد. اول یک کتاب خوب بده دستش، بعد آن مجله را بگیر. بعد کتاب داستان راستان شهید مطهری را به همسرم پیشنهاد دادند. آنجا بود که من دیگر شروع کردم به مطالعه جدی و روز به روز بیشتر عاشق مسجد کرامت شدم. یعنی باور کنید بهترین تفریح من آمدن به این مسجد[کرامت] بود...» (رج کتاب، ص۲۲۸و۲۲۹).