شناسهٔ خبر: 78848840 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

خادم حضرت خورشید به آغوش حرم باز آمد

پیکر حضرت آیت الله العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای پس از وداع باشکوه در تهران، قم، نجف و کربلا امروز با استقبال تاریخ‌ساز زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی تشییع و در جوار مضجع شریف امام رضا(ع) آرام گرفت.

صاحب‌خبر -

به گزارش قدس، اینجا فرودگاه مشهد است؛ همان شهری که در سال ۵۷، طلبه‌ای جوان با کوله‌باری از عشق و ایمان، از این خاک به سوی سرنوشتی رفت که امروز تاریخ ایران، او را با نامش می‌شناسد. او رفته بود تا برای وطنش، برای مردمش و برای عزت این سرزمین بایستد.

امروز، پس از ۴۷ سال، هنگام بازگشت اوست؛ اما نه با گام‌های استوار و لبخندی آشنا، بلکه با پیکری که به دست اشقی‌الاشقیاء زمانه ارباً ارباً شده است.

او جانِ ایران بود و اکنون به قلبِ ایران بازمی‌گردد؛ به خاکی که آن را بهترین نقطه ایران‌زمین می‌دانست. آسمان مشهد رنگ ماتم گرفته است و مردمی که با پرچم‌های سرخ خون‌خواهی به استقبال آمده‌اند، تنها یک پیام دارند؛ اینکه خونِ به‌ناحق ریخته رهبر شهیدشان، بذر درخت انتقام الهی خواهد شد.

اینجا مشهد است؛ شهر شهیدان و میزبان کاروانی که مرگ تاجرانه را خانوادگی برگزید و بال گشود تا به سوی ملکوت اعلا پرواز کند.

ساعت‌های انتظار بالاخره به پایان رسید و همزمان با اذان ظهر به افق مشهد هواپیمای حامل کاروان شهیدان کربلایی با استقبال باشکوه خانواده شهدا به سرزمین خورشید وارد شد و پیکر مطهر امام شهید و مجاهدمان در میان اشک و شعارهای مرگ بر آمریکا و یا حسین(ع) خانواده شهدا، از هواپیما به ماشین حمل پیکر منتقل شد. در این لحظات نفسگیر درد دل‌ها و اشک و دلتنگی خانواده شهدا و پاسداران حاضر در فرودگاه بی‌امان است و فقط روضه‌خوانی و سینه‌زنی برای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) این دل‌ها را شاید آرام کند، اما نه شعله‌ای که چهار ماه است جگر این مردم را آتش زده، خاموشی ندارد. خانواده شهدا وقتی پیکر زهرای ۱۴ ماهه؛ نوه آقای شهیدمان را بر روی دست خادمان شهدا می‌بینند، دیگر صدای گریه و ناله جمعیت عزادار پدر از دست داده از قبل بلندتر می‌شود. مرد و زن خودرویی که حامل پیکرهای شهداست را در برمی‌گیرند و به نشان تبرک چفیه‌های خود را به آن می‌زنند، اما برخی خیال دل‌کندن ندارند و گریه امانشان را بریده است.

بعد از سینه‌زنی و سر دادن شعار مرگ‌ بر آمریکا و انتقام انتقام، ماشین حمل پیکر به سمت درب خروجی می‌رود تا برای مراسم تشییع آماده شود، در این حین خانواده شهدا با نوای حسین حسین(ع) با آقای شهید و خانواده شهیدش وداعی جانسوز می‌کنند.

ماشین حمل پیکرهای شهدا می‌رود اما زنان و مردانی که حس می‌کنند تکه‌ای از وجودشان که نه همه وجودشان را از دست داده‌اند، سیل اشک و دلتنگی‌هایشان تمامی ندارد، روی زمین نشسته‌اند و مانند یتیمان بی‌پناه اشک می‌ریزند.

هنوز ساعت ۱۴ و قرار عاشقی مشهدی‌ها با آقای شهیدشان سر نرسیده که به میدان ۱۵ خرداد می‌رسم. سیل زیاد و به‌هم فشرده جمعیت حرکت را کند کرده است و به سختی خودم را به خیابان امام رضا(ع) می‌رسانم و عاشقان و دلدادگان آقای شهید ایران که معلوم نیست از چه ساعتی آنجا حضور دارند، منتظر شروع تشییع پیکر هستند. برخی خسته شده‌اند و بی‌هیچ تکلفی بر روی زمین نشسته‌اند، برخی با شنیدن روضه‌ها از بلندگوها دستی بر سر یا سینه می‌زنند و آن مداحی را زمزمه می‌کنند، برخی نیز با سکوتی پر حزن ایستاده‌اند و منتظر رسیدن پیکر امام و مولای شهید خود هستند .

پرچم‌های سرخ انتقام بیش از پرچم‌های ایران در خیابان به چشم می‌خورد و مردم با شعارهای مرگ برآمریکا، مرگ بر اسرائیل و ای پسر فاطمه/منتقم تو هستیم و با پلاکاردهایی با مضمون کشتن ترامپ و جملات متنوعی خواستار انتقام از عامران و عاملان قتل آقای شهید ایران هستند.

تشکل‌های مردمی مشهد با تجربه تشییع آقای شهید در تهران و قم سعی کرده بودند که برای رساندن پیام انتقام با بنرها و پارچه‌نوشته‌های بزرگ برای گرفتن عکس هوایی سنگ تمام بگذارند، مسجد و حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) خیابان فدائیان اسلام اما بزرگترین پارچه‌نوشته را امروز بر روی دست مردم به جهانیان نشان دادند. این تشکل مردمی دو پارچه‌نوشته‌ بزرگ با ابعاد ۳۰ در ۱۵ متر آماده کرده‌ بودند که بر روی آن به فارسی و انگلیسی نوشته‌ بودند: «ما ترامپ را خواهیم کشت».

بنرها و پارچه‌نوشته‌های بزرگ دیگری در ابعاد ۳۰ در ۱.۵ متر و کوچک‌تر نیز بر روی دستان مردم دیده می‌شود که سایر تشکل‌های مردمی شهر برای این روز تاریخی آماده کرده‌اند تا صدای انتقام از قاتلان جانِ ایران را به دنیا برسانند.

از ساعت ۱۵ خبر آمد که حرکت ماشین حمل پیکرهای شهیدان خانواده خامنه‌ای بزرگ که در رأس آن‌ها آقای شهید ایران است از پایانه مسافربری امام رضا(ع) آغاز شده است.

مردم عزادار ایران اسلامی که از گوشه‌گوشه ایران خودشان را به مشهد رسانده‌اند، که در حوالی میدان ۱۵ خرداد بودند با شنیدن این خبر خودشان را به میدان نزدیک کردند تا زودتر چشمشان به پیکر پدر مهربان شهیدشان برسد، هر لحظه بر فشردگی جمعیت در میدان ۱۵ خرداد افزوده می‌شود و با رسیدن ماشین حمل پیکرها غوغایی به پا شد، زنان با فریاد آقا جانشان را صدا می‌زدند، از آن فریادهایی که از نای جان بلند می‌شود و بعد به اشکی بر روی گونه تبدیل می‌شود.

انگار تازه فهمیده‌اند که بی‌پدر شده‌اند، شاید هم عزیزتر از پدر را از دست داده‌اند. البته که فهمیدن با باور کردن تفاوت دارد و اکنون نوبت پذیرش این غم عظما است.

فشار جمعیت بعد از آنکه ماشین حمل پیکر از جلویم رد شد، به قدری زیاد شد که برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار و مدیریت جمعیت نیروی انتظامی مستقر در خیابان کوچه‌ای باز کرد و مردم به کوچه‌های فرعی خیابان امام رضا(ع) هدایت کرد.

در کوچه‌ها نیز که قدم گذاشتم با مردمی مواجه شدم که انگار تازه به این باور رسیده بودند که امامشان صبح نهم اسفند با زبانی روزه و در حال قرائت قرآن به دست آمریکای خونخوار و جنایتکار به شهادت رسیده است. هیچ زبانی گویاتر از اشک برای مردم عاشقی که امروز در مشهد گردهم آمدند تا امامشان را تا خانه ابدی‌اش بدرقه کنند، نیست.

برخی از خستگی در کوچه‌ها تکه‌ای کارتنی یا تکه‌ای پارچه‌ای پهن کرده‌ و استراحت می‌کردند. این جمعیت و این دلدادگی و خستگی و تشنگی نشناختن زائران آقای شهید در مشهد رنگ و بوی اربعین سیدالشهدا(ع) گرفته است.

از کوچه پس کوچه‌ها به خیابان فدائیان اسلام می‌رسم، امروز هیچ موکبی در خیابان امام رضا(ع) برپا نشده بود و همه موکب‌ها در کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی مسیر برپا شده و پذیرایی از زائران امام شهید ایران برپا بود.

ماشین حمل پیکرهای شهدا به نزدیکی حرم مطهر رضوی رسیده بود، اما در خیابان امام رضا(ع) ازدحام جمعیت کم نشده، مداح ماشین صوت برای آقای قتیل العبرات کربلا، حضرت سیدالشهدا(ع) می‌خواند و زن و مرد بر سر و سینه می‌زنند و ذکر یا حسین(ع) را زمزمه می‌کنند.

در وسط خیابان امام رضا(ع) در مسیری که دقایقی قبل پیکر مطهر آقای شهید ایران بدرقه شد، یک لنگه صندل پاره و یک لنگه کفش از زائران و بدرقه‌کنندگان امام شهیدمان جا مانده بود، جلوتر که رفتم تعداد کفش‌های بیشتری را سر چهارراه دانش دیدم که نشان از ازدحام جمعیت در بدرقه آقای شهیدمان است.

پرچم‌های جدیدی در خیابان نظرم را جلب می‌کند، پرچم‌هایی که بر روی آن‌ها آیاتی در مورد چگونگی جنگ با کفار را بر روی آن‌ها نوشته‌اند.

مردم عاشقانه گرد خودرو حامل پیکر مطهر رهبر شهیدشان حلقه زده‌اند و عبور خودرو به کندی صورت می‌گیرد. به همین خاطر حوالی ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه، خودرو از چهارراه دانش از مسیر خارج می‌شود تا با بالگرد پیکرهای مطهر به سمت حرم مطهر رضوی رهسپار شود.

اذان مغرب به افق مشهد مقدس از بلندگوهای حرم مطهر رضوی و مساجد بلند می‌شود، همه در جنب و جوش این هستند که در نزدیکی حرم مطهر رضوی نمازشان را اقامه کنند تا به نماز بر پیکر امام شهیدشان برسند، و این در حالی است که درب‌های ورودی حرم از دو ساعت پیش از آغاز نماز مغرب به دلیل تکمیل شدن ظرفیت بسته شده است، به همین خاطر بسیاری از ولایتمداران ایرانی در اطراف حرم نماز مغرب و عشاء را به صورت جماعت و فرادی می‌خوانند، تا بعد از آن آماده شوند تا بر پیکر آقای شهید ایران نماز اقامه کنند.

بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء مداحان هر کدام مرثیه‌خوانی کردند و دل‌ها را به کربلا و مدینه بردند اما در میان این روضه‌ها و دلتنگی برای امام شهید انقلاب، آیت‌الله العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای شعارهای خونخواهی پررنگ‌تر از همه بود. شعارهایی همچون مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، ای پسر فاطمه/ منتقم تو هستیم، می‌کشم می‌کشم/ آنکه امام من کشت، ما رهرو امامیم/ دنبال انتقامیم و حرف ما یک کلام/انتقام انتقام؛ همان شعارهایی بود که مردم در حین و بعد از بدرقه امام شهید خود سر می‌دادند.

در همان دقایق خیابان‌های منتهی به حرم نیز مملو از جمعیت عزادار و داغداری بود که منتظر بودند تا نماز بر پیکر امام شهید و زعیم شیعیان جهان را بخوانند. بعد از دو ساعت انتظارها به پایان رسید و عزاداران خامنه‌ای شهید در صفوف به هم فشرده به امامت فرزند ارشد رهبر شهید، حجت‌الاسلام سیدمصطفی حسینی خامنه‌ای آخرین نماز بر پیکر امام شهید ایران که جانِ ایران بود، اقامه شد.

در لحظه لحظه این نماز باشکوه صدای گریه مردم عزادار خامنه‌ای عزیز در صحن‌ها و رواق‌ها و خیابان‌های اطراف حرم مطهر رضوی پیچیده بود، گویی هیچ کس توان دل کندن از آن سرو آزاد، که ایستاده همچون مولا و سرورش، سیدالشهدا(ع) به شهادت رسید، ندارد.

هفته‌ای که از شنبه‌ آن وداع با امام شهید امت را آغاز کردیم، حالا به نقطه پایان رسیده است، همان جایی که حس شب دهم ماه محرم را داریم، شام غریبان یتیمان آقای شهید ایران رسیده است و حالا دلتنگی‌های این امت پدر از دست داده تمامی ندارد و شاید التیام این غم بزرگ انتقام از قاتلان آقای شهید ایران باشد.