جوان آنلاین: پرچمهای سرخی که در دستان میلیونها ایرانی در آیین تشییع قائد عظیمالشأن و سید شهدای انقلاب اسلامی به اهتزاز درآمد، تنها نمادی از اندوه و یک سوگ ملی نبود؛ این پرچمها به نشانه مطالبهای فراگیر و فزاینده برای انتقام از آمران و عاملان جنایتهایی برافراشته شد که نهتنها امنیت و حاکمیت ملی ایران را هدف قرار داد، که آشکارا قواعد پذیرفتهشده حقوق بینالملل را نیز زیر پا گذاشت. این مطالبه در روزهای اخیر از سطح احساسات عمومی فراتر رفته و در بیانیهها، مواضع، توئیتهای مسئولان و حتی نگاههای مراجع و علما بازتاب یافتهاست؛ مطالبهای که بر ضرورت پاسخ بهجنایت و پایان دادن به چرخه مصونیت عاملان تروریسم دولتی تأکید دارد.
آنچه این مطالبه را تشدید کرده، رفتار دشمن امریکایی ـ صهیونیستی پس از ارتکاب این جنایتهاست. آنان نهتنها از اقدامات خود ابراز پشیمانی نکردهاند، بلکه با افتخار از آن یاد کرده و همزمان تهدیدهای خود علیه دیگر مسئولان و فرماندهان جمهوری اسلامی ایران را نیز تکرار کردهاند. چنین رویکردی، مصداق عریان تروریسم دولتی است؛ تروریسمی که در آن دولتها با استفاده از قدرت نظامی و امنیتی، به حذف فیزیکی مقامات رسمی یک کشور مبادرت میورزند و سپس با پذیرش مسئولیت و تکرار تهدیدها، به دنبال ایجاد رعب و تحمیل اراده سیاسی خود هستند. در چنین شرایطی، مقابله با این روند صرفاً یک واکنش احساسی یا سیاسی نیست، بلکه اصلی شرعی، عقلانی و منطبق با موازین حقوق بینالملل محسوب میشود. بدیهی است که هر نظام سیاسی برای دفاع از امنیت ملی، حفظ جان شهروندان و جلوگیری از تکرار جنایت، از حق ذاتی دفاع مشروع برخوردار است. تجربه نیز نشان دادهاست که عقبنشینی در برابر تروریسم، نهتنها به توقف آن منجر نمیشود، بلکه دشمن را برای تکرار اقدامات مشابه جسورتر میکند. از همینرو، پرچمهای سرخ انتقام که این روزها به نماد وحدت و مطالبه ملی ایرانیان تبدیل شدهاند، حامل پیامی روشن هستند: تا زمانی که آمران و عاملان این جنایتها هزینه اقدامات خود را نپردازند، بازدارندگی واقعی شکل نخواهد گرفت. مقابله به مثل و پاسخ متناسب به جنایت، نه از سر انتقامجویی صرف، بلکه بهعنوان ضرورتی برای جلوگیری از تکرار تروریسم دولتی و صیانت از امنیت و عزت ملی، تنها راهی است که میتواند پیام روشنی به دشمنان بدهد؛ اینکه دوران مصونیت عاملان این جنایتها به پایان رسیده و ملت ایران در برابر خون فرزندان خود سکوت نخواهد کرد.
بزرگترین مطالبه مردم ایران که از ابتدای شهادت رهبر گرانمایه ایران وجود داشت و در حماسه تاریخی تشییع پیکر ایشان تجلی ملی یافت، خونخواهی از قاتلان و مسببان این جنایت بزرگ است. مردم ایران درمراسم وداع و تشییع، با در دست داشتن پرچمهای سرخ، پلاکاردها و دست نوشتههایی با مضامین انتقام و خون خواهی رهبر شهید، شعار میدادند که باید عاملان و جانیان به شهادت رساندن رهبر فقید امت، به سزای عمل خود برسند. بسیاری از ساختمانهای میدان انقلاب با پرچمهای سیاه منقش به شعار «یا لثارات خامنهای» آراسته شدند تا بدین شکل نمایانگر خونخواهی ایرانیان در عزای شهادت رهبر انقلاب باشند. تصاویر و ویدئوها نشان میداد که حضور حماسی مردم ایران که از مصلی امامخمینی (ره) و مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید آغاز و تا قم امتداد یافت، از تمام تجمعات و راهپیماییهایی که تاکنون برگزار شده پرشکوهتر و گستردهتر بود. این جمعیت دهها میلیونی، پیامی قاطع انتقام و خون خواهی به جبهه صهیونی امریکایی را مخابره کرد. آنها با شعارهایی نظیر انتقام انتقام و ترامپ و نتانیاهو باید کشته شوند، از مسئولان سیاسی و فرماندهان نظامی میخواستند که مسئله خونخواهی رهبر شهید را به منزله یک مطالبه مهم ملی و دارای اولویت در نظر بگیرند. حتی برخی از مردم به طور خودجوش با تعیین جوایزی از سوی خود، جهت مشارکت در تأمین هزینه جایزه قتل یا کشتن ترامپ و نتانیاهو به عنوان متهمان اصلی پرونده ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران اعلام آمادگی میکردند.
مسئوان همنوا با مردم خونخواه امام شهید
در این میان، مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی نیز با شنیدن خواست مردم و همصدا با آنان، اصل خونخواهی را برای اعاده حق ملت ایران اجتنابناپذیر دانسته و بر تحقق آن تأکید دارند.
حجتالاسلام محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه که پیشتر تأکید کردهبود «ما خونخواهی امام شهیدمان را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد» در اظهار نظری جدید در مراسم تشییع پیکر ایشان بیان داشت: «مردم ما عزادارند، اما ماتمزده نیستند؛ مردم ما با عزمی راسخ و مشتی گره کرده در برابر دشمنان امریکایی و صهیونیستی ایستادهاند. دشمنان ما از روی استیصال درخواست آتشبس و مذاکره کردند، اما ملت ما جنایتهای این دشمنان را فراموش نمیکند و علم خونخواهی برافراشته است.»
قالیباف، رئیس مجلس نیز با اشاره به ضایعه عظیم شهادت رهبر انقلاب برای جهان اسلام آن را فراتر از یک مطالبه ملی دانست و بیان داشت: «بدون شک خونخواهی از چنین رهبر بزرگی جز این نیست که همه مسلمانان را از ظلم و ستم امریکا و رژیم صهیونیستی آزاد کنیم.» مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری نیز در پیام تسلیت خود پس از شهادت، صریحاً اعلام کردهبود: «جمهوری اسلامی ایران خونخواهی و انتقام از عاملان و آمرین این جنایت تاریخی را وظیفه و حق مشروع خود میداند.» روز گذشته، هم سرلشگر محسن رضایی، مشاور نظامی فرماندهی کل قوا در فضای مجازی نوشت: «ملت بزرگ ایران، پس از پنج دهه، امروز نیز با همان صلابت و ایمان روزهای آغازین انقلاب، شعارهای کوبنده خود را علیه امریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب سر میدهند. این شعارها که با خونخواهی رهبر شهید توأم شده، به خشمی مقدس و اتحادی پولادین علیه دشمنان این مرز و بوم تبدیل شدهاست.» وزارت اطلاعات نیز در بندی از اطلاعیه خود برای تجدید بیعت با رهبر انقلاب اسلامی نوشت: «دشمن سفاک امریکایی- صهیونی بزرگترین جنایت و توطئه تروریستی تاریخ معاصر را در این فاجعه بزرگ رقم زد و قلوب بیشماری را تا ابد جریحهدار و محزون کرد، دلهای آزرده مردم غیور ایران و آزادیخواهان عالم جز با خونخواهی از مجرمان این جنایت التیام و تسکین نخواهد یافت؛ که طبق وعده الهی این انتقام و مجازات محقق خواهد شد انا من المجرمین منتقمون.» شورای عالی امنیت ملی در بیانیهای قاطع اعلام کرد: «تا خونخواهی رهبر شهید از پای نخواهیم نشست.» دبیرخانه این شورا نیز گزارش داد که مردم در وداع با رهبر شهید، شعار انتقام خون رهبر شهید را فریاد میزنند. پیش از این نیز نامهای از طرف جمعی از فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و نمایندگان ولیفقیه منتشر شد که در آن، ضمن اعلام حمایت از رهبر انقلاب اسلامی، بر آمادگی امضاکنندگان برای اجرای فرامین فرماندهی کل قوا و پیگیری «خونخواهی» تأکید شدهاست.
علاوه بر مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی، مراجع تقلید نیز بر خونخواهی تأکید کرده و برخی نیز با صدور فتوا آن را واجب دانستهاند. آیتالله نوری همدانی که پس از به شهادت رسیدن رهبر معظم انقلاب اسلامی برای گرفتن انتقام خون ایشان فتوا صادر کردهبود، در مراسم تشییع پیکر ایشان با تأکید دوباره بر اجرای آن بیان داشت: «عاملان این جنایت بدانند که قصاص آنان قطعی است.» در مجموع، خونخواهی به عنوان یک تکلیف ملی و مذهبی از سوی ارکان نظام جمهوری اسلامی و نیز خواست اصلی مردم در مراسم تشییع مطرح شده و با نمادهایی مانند پرچم سرخ و شعارهای «انتقام» همراه بودهاست. این موضوع در کنار واکنشهای نظامی و اعلام آمادگی ایران برای جنگی طولانی، نشاندهنده عزم جدی در بالاترین سطوح تصمیمگیری برای پیگیری این مسیر است.
پیام در خواست انتقام
مراسم پرشکوه و تاریخی مردم ایران، افزون بر تجلی وحدت ملی، پیام انتقام و خونخواهی را نیز در بطن خود داشت، پیامی که خود به مثابه جلوهای دیگر از وحدت، در سطحی عمیقتر میان مردم نمود یافت. محوریت یافتن این پیام، نه فقط نشاندهنده فهم و بینش راهبردی ملت ایران در مواجهه با تهدیدات پیوسته دشمن است، بلکه خود به نیروی محرک وحدتآفرینی در میان آنان بدل گشتهاست. این روزها، رئیسجمهور امریکا و سران رژیم منحوس صهیونیستی میکوشند بازی مذاکره با ایران را از طریق تهدید مدیریت کنند؛ تهدیداتی که بیانگر عمق خصومت دیرینه استکبار جهانی و عمالش علیه ملتی دیندار و استقلالمنش است که عزت خویش را بیرون از نظم تحمیلی امریکا و با دستان توانمند خود ساختهاست. ترامپ در نقش پلیس خوب، زبان تهدید را برای اعمال فشار بر روند مذاکرات به خدمت گرفته و همزمان، در این بازی سهطرفه، رژیم صهیونیستی با تهدید آشکار رهبر انقلاب اسلامی به ترور، در پی نهادینهسازی جنایت و ترور بهعنوان رویهای سیاسی برآمدهاست. این تهدیدات نشان میدهد که دشمنان امریکایی‑صهیونیستی نهتنها از جنایتهای خود عقب ننشستهاند، بلکه بر آنها افتخار کرده و تهدیدات را درباره دیگر مقامات کشورمان نیز تکرار میکنند. این عریانترین نمونه تروریسم دولتی است. از اینرو، مقابله با چنین تروریسمی، نه فقط اصلی شرعی و عقلانی، بلکه مطابق حقوق بینالملل نیز محسوب میشود و تنها راه بازدارندگی در برابر آن، مقابله به مثل با آمران و عاملان این جنایتهاست. همان درخواست انتقامی که امروز طنین وحدت مردم شده و خود عامل اصلی بازدارندگی در برابر تهدیدات به شمار میرود.
مطالبهای ملی که ایران و جهان را درنوردید
پیام پرچمهای سرخ انتقام
پرچمهای سرخی که در دستان میلیونها ایرانی در آیین تشییع قائد عظیمالشأن و سید شهدای انقلاب اسلامی به اهتزاز درآمد، تنها نمادی از اندوه و یک سوگ ملی نبود؛ این پرچمها به نشانه مطالبهای فراگیر و فزاینده برای انتقام از آمران و عاملان جنایتهایی برافراشته شد که نهتنها امنیت و حاکمیت ملی ایران را هدف قرار داد، که آشکارا قواعد پذیرفتهشده حقوق بینالملل را نیز زیر پا گذاشت
صاحبخبر -
∎