شناسهٔ خبر: 78826119 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

علامه حلی را بشناسیم

علامه حلی،فقیه و دانشمند بزرگ قرون هفتم و هشتم هجری،میراثی گران‌بها از ۱۲۰ اثر در علوم اسلامی بر جای گذاشت.او نه تنها با عمق دانش خود در فقه و کلام شیعی پیشگام بود،بلکه با مناظرات تاثیرگذارش در دربارسلطان محمد خدابنده، نقش مهمی در گسترش تشیع ایفاکرد.

صاحب‌خبر -

در روزهای گذشته سالروز درگذشت شیخ جمال الدین ابومنصور حسن بن یوسف بن مطهر حلی مشهور به علامه حلی بود. او از علمای قرن هفتم وهشتم هجری قمری‌ست که در علوم متعددی همچون فقه و اصول و کلام وحدیث و رجال و تفسیر و فلسفه و منطق و ادبیات دارای آثار بسیار ارزشمندی است. به طوری که تألیفات این دانشمند برجسته را 120 اثر شمرده‌اند. بعضی از این آثار چندین جلد است.

او در علم، بحری عمیق بود

علاوه بر تعدد تألیفات این دانشمند فرهیخته جهان اسلام، عمق مطالب ایشان مثال زدنی است. به عنوان مثال ایشان کتاب مختصری دارند به عنوان «تبصرة المتعلمین» در بیان احکام فقهی که فقیه بزرگی همچون مرحوم آقا ضیاء عراقی کتاب مذکور را در 5 جلد شرح داده است. در دیداری هم که استاد عالی‌قدرمان حضرت آیة الله اشرفی شاهرودی در دوران تحصیل ایشان در نجف اشرف با رئیس دانشگاه مدینه در مدینه منوره داشته‌اند، رئیس دانشگاه مذکور از عمق و دقت کتب مرحوم علامه بسیار شگفت زده بوده‌اند.

احکام فقهی علامه که موجب گسترش تشیع شد

مرحوم علامه در رسمی شدن مذهب شیعه نقش بسزایی داشت. جریان ملاقات مرحوم علامه با سلطان محمد خدابنده را مرحوم ملا محمد تقی مجلسی در شرح کتاب «من لا یحضره الفقیه»، بدین صورت نقل فرموده: روزی سلطان محمد الجایتو ملقّب به «شاه خدابنده» نسبت به همسرش که بسیار مورد علاقه وی نیز بود، خشمگین شد و به او گفت: «انت طالق ثلاثا» [سه طلاقه شدن بدین معناست که رجوع به عقد، امکان‌پذیر نیست. و رابطه زناشویی به کلی قطع می‌گردد. و اگر شخص دیگری با آن زن ازدواج کند و به اختیار خود، او را طلاق دهد، شخص اول مجاز است از آن زن خواستگاری نماید]، سپس پشیمان شد و علمای شهر را جمع کرد. آنها همگی اظهار داشتند: «برای عقد جدید، نیاز به محلّل است.» پادشاه گفت: «شما در هر مسئله‌ای نظرات مختلفی دارید، پس آیا اینجا اختلاف نظر ندارید؟» آنها گفتند: «نه.»

یکی از وزرایش گفت: «در شهر حله عالمی هست که می‌گوید این طلاق باطل است.» پس نامه‌ای به آن عالم فرستاد و او را احضار کرد. وقتی علامه حلی رسید، پادشاه تمام علمای چهار مذهب را احضار و آنها را جمع نمود. وقتی علامه وارد شد، کفش‌هایش را به دست گرفت و وارد مجلس شد و گفت: «السلام علیکم» و در کنار پادشاه نشست. به او گفتند: «چرا ترک ادب نموده و به پادشاه سجده نکردی؟» علامه گفت: «رسول خدا صلی الله علیه و آله پادشاه بود و به آن حضرت فقط سلام می‌کردند. خداوند متعال فرموده است: Pفَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَی أَنفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَکَةً طَیِّبَةًO [سوره نور/61] و از طرفی هیچ اختلافی بین ما و شما نیست که سجده بر غیر خدا جایز نیست.» از او پرسیدند: «چرا کنار پادشاه نشستی؟» پاسخ داد: «جای دیگری برای نشستن نبود.» در نهایت به همراه آوردن کفش‌ها توسط علامه مقدمه‌ای شد بر این مطلب که علامه رو به پادشاه کرد و گفت: «ای پادشاه، تو می‌دانی که هیچ یک از رؤسای این مذاهب چهارگانه در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله یا صحابه زندگی نمی‌کردند. پادشاه پرسید: «هیچ یک از آنها در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله یا صحابه زندگی نمی‌کردند؟» همه آنها پاسخ دادند: «نه.» پس علامه ادامه داد: «ما شیعیان، پیرو امیرالمؤمنین علیه‌السلام، نفس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، برادر، پسر عمو و وصی او هستیم.»

در هر صورت، طلاقی که توسط پادشاه صادر شده است، به دلیل عدم رعایت شرایط آن، از جمله حضور دو شاهد عادل، باطل است. آیا پادشاه طلاق را در حضور دو شاهد عادل اعلام کرده است؟ پادشاه پاسخ داد: «نه.» سپس با علمای اهل سنت شروع به بحث نمود تا اینکه همه آنها به پذیرش حکم راضی گردیدند.

سپس پادشاه به مذهب شیعه گروید و مأمورانی را به سراسر بلاد روانه ساخت تا به نام ائمه دوازده گانه شیعه، خطبه بخوانند ونام‌های ائمه اطهار علیهم‌السلام، را در مساجد و معابد بنویسند.

امیرالمؤمنین(ع) نفس پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)

لازم به ذکر است: این مطلب که حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نفس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است و آیه مباهله در شأن ایشان نازل گردیده مورد اتفاق تمامی مسلمانان است. می‌دانیم معاویه دستور به سب و دشنام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام داده بود، در صحیح مسلم یکی از معتبرترین کتب نزد برادران اهل سنت چنین نقل شده: روزی معاویه، سعد بن ابی وقاص را مورد عتاب قرار داده و به او گفت: «چرا ابوتراب را سب نمی‌کنی؟» او پاسخ داد: «به خاطر سه مطلبی است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در مورد ابوتراب فرموده.»

پس از این که در یکی از غزوه‌ها وی را جانشین خود در شهر قرار داد، از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله شنیدم که به او فرمود: «آیا راضی نیستی که برای من مانند هارون برای موسی باشی، جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد بود؟»

و شنیدم که در غزوه خیبر فرمود: «پرچم را به دست مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند.» سپس فرمود: «علی را نزد من بخوانید.» ابوتراب با چشمانی دردناک نزد آن حضرت حاضر شد. پس رسول خدا آب دهان مبارک خود را در چشمان او نهاد و پرچم را به دست وی داد. و خداوند او را پیروز گرداند.

و هنگامی که آیه مباهله [سوره آل عمران/61] نازل گردید، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) علی، فاطمه، حسن و حسین را فرا خواند و فرمود: «خدایا! اینها اهل بیت من هستند.» [صحیح مسلم، حدیث 2404]

وصیت مرحوم علامه به فرزندش

مرحوم علامه حلی در کتاب قواعد الاحکام، خلاصه احکام شریعت اسلام را با کلمات مختصر و عبارات روشن شرح داده‌اند.‌ در انتهای این کتاب وصیتی خطاب به فرزندشان دارند که بسیار خواندنی است.

مرحوم علامه می‌فرمایند: از معاشرت با فرومایگان و نادانان دوری کن، که معاشرت با آنان در تو خلق و خوی پستی پدید می‌آورد. با دانشمندان و نیکان بنشین، که این کار، آمادگی برای رسیدن به کمال و توانایی پایداری برای کشف مجهولات در تو ایجاد می‌کند.

هر روز و شب از خود حساب بکش و مکرر از پروردگارت طلب بخشش کن. از آه مظلومان، به ویژه یتیمان و سالمندان، برحذر باش، زیرا خداوند متعال از شکستن دل انسان آسیب‌پذیر نمی‌گذرد.

بر صله رحم کوشا باش، زیرا عمر انسان را زیاد می‌کند.

و باید با خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پیوند داشته باشی، زیرا خداوند متعال در سفارش به ایشان تأکید نموده و مودت نسبت به ایشان را پاداش رسالت و هدایت مسلمانان قرار داده است، چنانکه خداوند متعال فرموده است: Pقُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَیO [سوره شوری/23]

با جدیت در افزایش دانش و تعمیق فهم خود از دین کوشا باش. قرآن کریم را تلاوت کن، در معانی آن تأمل نموده و از سنت‌های نبوی و سخنان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پیروی نما، معانی آن را جستجو نموده و به طور کامل بررسی کن.

وفات و ولادت علامه

این فقیه جامع بنا به نگارش مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب «الکنی و الالقاب» در روز شنبه 21 محرم الحرام سال 726 هجری قمری در شهر حله عراق وفات یافت و پیکر مبارک ایشان در جوارمرقد مطهر امیرالمؤمنین علیه‌السلام به خاک سپرده شد. ولادت ایشان را در سال 648 نوشته‌اند. این کتاب با عنوان «مشاهیر دانشمندان اسلام» ترجمه گردیده است.