شناسهٔ خبر: 78815154 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: رسا | لینک خبر

یادداشت؛

توئیت محسن چاوشی در همراهی با داغ رهبر شهید

با تکیه بر روایت تکان‌دهنده محسن چاوشی از گسست معرفتی میان ملت و حقیقتِ قدسیِ رهبری، جامعه‌ی هنرمندان متعهد با گذار از لایه‌های سطحی مدرنیته، در پی بازتعریف نقش هنر به عنوان ابزاری برای روایتگری اصالت و همدردی با جریان حقیقی انقلاب هستند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، هنر همواره یا ابزاری برای تزیین سطحی واقعیت بوده و یا آینه‌ای برای بازتاب عمیق‌ترین لایه‌های حقیقت. در دوران معاصر ایران، شاهد گذاری هستیم که در آن، برخی از چهره‌های برجسته هنری، فراتر از نقش صرف سرگرمی، به سوی روایتگری حقیقت حرکت کرده‌اند. استوری پراحساس محسن چاوشی در وداع با امام شهید انقلاب، که در آن از حجاب معاصرت سخن گفت، تنها یک پیام تسلیت ساده نبود؛ بلکه ابراز همدردی با ملت ایران و فردی داغدار به عنوان یک ایرانی اصیل بود.

عبور از «حجاب معاصرت»؛ تامل هنرمندان ارزشمند در بازشناسی حقیقت رهبری

وقتی چاوشی می‌گوید:«تسلیت به ما مردم ایران که حجاب معاصرت نگذاشت تو را چنان که باید بشناسیم»، در واقع به یک گسست معرفتی اشاره می‌کند. او از این سخن می‌گوید که هیاهوی مدرنیته، جرقه‌های سستی که در تعاریف معاصر از حقیقت ایجاد کرده، مانع از آن شده است که ما بتوانیم فراتر از ابعاد ظاهری و سیاسی، به ماهیتِ قدسی و پیوند میان رهبری و امر متعالی بنگریم. این نگاه، نشان‌دهنده بلوغ یک هنرمند است که میان محبوبیت عام و حقیقت خاص تمایز قائل شده و می‌کوشد که شناخت واقعی یک رهبر الهی، نیازمند کنار گذاشتن پوشش‌های فکری عصر حاضر است.

عبور از «حجاب معاصرت»؛ تامل هنرمندان ارزشمند در بازشناسی حقیقت رهبری

واکنش‌های همراه با این نگاه، همچون مواضع مهران غفوریان و دیگر هنرمندان ارزشی، نشان‌دهنده جریانی معتقد از هنرمندان است که با همدردی با این روایت، در واقع در حال بازتعریف جایگاه خود هستند. این گروه از هنرمندان، با درک این واقعیت که هنر بدون پیوند با ارزش‌های بنیادین، تنها به پوچی زیبایی‌شناختی می‌انجامد، تلاش می‌کنند تا از ظرفیت اثر خود برای پل زنی میان مردم و حقیقت رهبری استفاده کنند.

همدردی این هنرمندان با مراسم تشییع رهبر شهید، در واقع نوعی همراهی روحی با جریانِ اصیلِ انقلاب است. آن‌ها با به رسمیت شناختن این نکته که شناخت کامل امام، نیازمند عبور از فیلترهای معاصر است، در واقع به دنبال بازگشت به اصالت هستند. این جامعه‌ی هنرمند ارزشی، با این اقدام، به جای آنکه در جریان موج‌های گذرا و سطحی رسانه‌ای غرق شوند، سعی دارند با تکیه بر اعتبار روایی خود، آگاهی را در جامعه بیدار کنند.

این روایت‌ها نشان می‌دهند که هنرمند واقعی، کسی است که در لحظات حساس تاریخی، ناتوانی جمعی در درک حقیقت را به زبان می‌آورد. اقدام هنرمندان ارزشی در حمایت از این نگاه، نه تنها یک همدردی ساده، بلکه یک گام استراتژیک در جهت روایت‌سازی درست است؛ روایتی که در آن، رهبر انقلاب، نه فقط یک شخصیت سیاسی، بلکه یک حقیقت حیات‌بخش و فرامرزی تصویر می‌شود که شناخت او، مستلزم گذشتن از حجاب‌های فکری و فرهنگی عصر حاضر است. این همان هنری است که می‌تواند در مسیر تمدن‌سازی، راهگشا باشد.