به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل ورایتی، پییر کافن، کارگردان اثر، با ترکیب هرجومرجهای دوستداشتنی مینیونها با میراث طلایی هالیوود، معجونی ساخته که هر گوشهاش ادای دینی به شاهکارهای تاریخ سینماست.
کافن از همان ثانیههای اول، مخاطب را به سفری در زمان میبرد. او لوگوی مدرن «یونیورسال» را به عقب برگردانده تا به اولین لوگوی کلاسیک این استودیو برسد و لوگوی «ایلومینیشن» را نیز با الهام از تیتراژ نوستالژیک «مری ملودیز» طراحی کرده است.
در دل داستان، مینیونها که سر از هالیوود دهه ۱۹۲۰ درآوردهاند، ناخواسته بانی خلق لحظات ماندگار سینمای صامت میشوند. کافن با شوخطبعی میگوید: «ایده فیلم این است که بگوییم آن صحنههای مشهور باستر کیتون، چارلی چاپلین و هارولد لوید، نه با نبوغ آنها، بلکه در اثر اتفاقات مضحکی بود که مینیونها رقم زدند!»
یکی از بزرگترین غافلگیریهای فیلم، حضور افتخاری جورج لوکاس است. وقتی کریس ملداندری، مدیر استودیو، پیامک دعوت را برای لوکاس فرستاد، کسی انتظار پاسخ مثبت نداشت؛ اما لوکاس نه تنها پذیرفت، بلکه شخصاً برای ضبط دیالوگهایش به پاریس سفر کرد تا در دنیای مینیونی فیلم، جاودانه شود.
ارجاعات فیلم به همینجا ختم نمیشود. در صحنهای که برادران برایت (با صداپیشگی جف بریجز) در استودیو هستند، دیالوگ معروف «دوباره بنواز» از فیلم «کازابلانکا» بازسازی میشود. همچنین در لحظه اوج کمدی فیلم، کافن به سراغ شاهکار اورسن ولز میرود. کارگردان درباره این سکانس میگوید: «برای بزرگسالان که با "همشهری کین" آشنا هستند، این یک شوخی با نماد "غنچه رز" است؛ اما برای بچهها، فقط یک صحنه خندهدار است که در آن کاراکتر در حال مرگ، به جای دیالوگ حماسی، چیز احمقانهای میگوید! ما در واقع از "غنچه رز" به یک شوخی مینیونی رسیدیم.»
کافن که خاطره ترس دوران کودکیاش از فیلم علمی-تخیلی کلاسیک «حباب» (The Blob) محصول ۱۹۵۸ را فراموش نکرده، در این انیمیشن به این هیولای تودهوار ادای احترام کرده است. او میخواست این موجود را که در فیلم اصلی هم مضحک و هم ترسناک بود، این بار با کیفیت و شکلی خوب بازسازی کند.
در پایان فیلم، وقتی مکس (کریستوف والتس) مینیونها را به اسم صدا میزند، اگر دقت کنید، نام آنها در واقع نام کارگردانان بزرگی مثل «فدریکو فلینی» و «اریش فن اشتروهایم» است؛ یک بداهه درخشان از والتس که کافن نتوانست از آن بگذرد.
به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل ورایتی، پییر کافن، کارگردان اثر، با ترکیب هرجومرجهای دوستداشتنی مینیونها با میراث طلایی هالیوود، معجونی ساخته که هر گوشهاش ادای دینی به شاهکارهای تاریخ سینماست.
کافن از همان ثانیههای اول، مخاطب را به سفری در زمان میبرد. او لوگوی مدرن «یونیورسال» را به عقب برگردانده تا به اولین لوگوی کلاسیک این استودیو برسد و لوگوی «ایلومینیشن» را نیز با الهام از تیتراژ نوستالژیک «مری ملودیز» طراحی کرده است.
در دل داستان، مینیونها که سر از هالیوود دهه ۱۹۲۰ درآوردهاند، ناخواسته بانی خلق لحظات ماندگار سینمای صامت میشوند. کافن با شوخطبعی میگوید: «ایده فیلم این است که بگوییم آن صحنههای مشهور باستر کیتون، چارلی چاپلین و هارولد لوید، نه با نبوغ آنها، بلکه در اثر اتفاقات مضحکی بود که مینیونها رقم زدند!»
یکی از بزرگترین غافلگیریهای فیلم، حضور افتخاری جورج لوکاس است. وقتی کریس ملداندری، مدیر استودیو، پیامک دعوت را برای لوکاس فرستاد، کسی انتظار پاسخ مثبت نداشت؛ اما لوکاس نه تنها پذیرفت، بلکه شخصاً برای ضبط دیالوگهایش به پاریس سفر کرد تا در دنیای مینیونی فیلم، جاودانه شود.
ارجاعات فیلم به همینجا ختم نمیشود. در صحنهای که برادران برایت (با صداپیشگی جف بریجز) در استودیو هستند، دیالوگ معروف «دوباره بنواز» از فیلم «کازابلانکا» بازسازی میشود. همچنین در لحظه اوج کمدی فیلم، کافن به سراغ شاهکار اورسن ولز میرود. کارگردان درباره این سکانس میگوید: «برای بزرگسالان که با "همشهری کین" آشنا هستند، این یک شوخی با نماد "غنچه رز" است؛ اما برای بچهها، فقط یک صحنه خندهدار است که در آن کاراکتر در حال مرگ، به جای دیالوگ حماسی، چیز احمقانهای میگوید! ما در واقع از "غنچه رز" به یک شوخی مینیونی رسیدیم.»
کافن که خاطره ترس دوران کودکیاش از فیلم علمی-تخیلی کلاسیک «حباب» (The Blob) محصول ۱۹۵۸ را فراموش نکرده، در این انیمیشن به این هیولای تودهوار ادای احترام کرده است. او میخواست این موجود را که در فیلم اصلی هم مضحک و هم ترسناک بود، این بار با کیفیت و شکلی خوب بازسازی کند.
در پایان فیلم، وقتی مکس (کریستوف والتس) مینیونها را به اسم صدا میزند، اگر دقت کنید، نام آنها در واقع نام کارگردانان بزرگی مثل «فدریکو فلینی» و «اریش فن اشتروهایم» است؛ یک بداهه درخشان از والتس که کافن نتوانست از آن بگذرد.