کتاب فکرهای نیمهشبی روایتی آرام اما عمیق از ذهنی خسته و درگیر است؛ کتابی که از آشفتگیهای درونی، اضطرابهای پنهان و نیاز انسان به رهایی و سکون میگوید.
خیلی وقتها، اضطراب دقیقاً همان جایی است که انتظارش را نداریم؛ در دلِ روزهایی که همه چیز بهظاهر سر جایش است. «فکرهای نیمهشبی» اثر «کورتتی پیرنل»، درست دست میگذارد روی همان لحظاتی که احساس میکنیم در عینِ بودن، نیستیم.
این کتاب، بازتابی است از تمام آن شبهایی که ذهن، مثل یک موتورِ خاموشنشدنی، شروع به چرخیدن میکند و به جای رسیدن به راهحل، فقط ما را در هزارتوی «بایدها» و «نبایدها» گم میکند. پیرنل در این اثر، با نثری صمیمانه و نگاهی دقیق، کالبدِ اضطراب را میشکافد. او از آن «نفس تنگیِ درونی» میگوید که هیچ هوای تازهای درمانش نمیکند؛ از آن حسِ غریبی که انگار با تمامِ منطق و دلیلی که برای آرام بودن داریم، همچنان در میانهی طوفانی سهمگین، بدونِ بادبان و بیسکان رها شدهایم.
اگر شما هم از آن دسته آدمهایی هستید که شبهایتان با پرسشها و تردیدها گره خورده، این کتاب میتواند همراهی باشد که بدونِ قضاوت، در سکوتِ نیمهشب، کنارِ شما مینشیند.