شناسهٔ خبر: 78679902 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

خوانش فقهی از واقعه عاشورا: فقه منزلت اجتماعی

واقعه عاشورا ظرفیت فراوانی برای واکاوی و بهره‌گیری‌های معرفتی و آموزه‌ای دارد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، مواجهه دانشی با رویداد عظیم و بی‌نظیر عاشورا، به جای مواجهه صرفاً اعتقادی و مرامی که تاکنون مرسوم بوده، امری مغتنم است. این واقعه تاکنون عمدتاً با رویکرد تاریخی (از نوع تاریخ مقدس)، اسطوره‌ای و تا حدودی کلامی و عرفانی خوانش شده و از رویکردهای اجتماعی؛ مانند جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی (انسان‌شناسی فرهنگی)، روان‌شناسی اجتماعی، علوم سیاسی، فلسفه تاریخ، اخلاق، زبان‌شناسی (مانند تحلیل شعارها و رجزها) و حتی فقه، آن‌گونه که شایسته است برای واکاوی ابعاد و لایه‌های این حماسه بزرگ بهره گرفته نشده است.

هر یک از این دانش‌ها امکان استنطاق بخشی از ابعاد آشکار و پنهان این واقعیت را فراهم می‌آورند. شاید لازم باشد رشته‌ای مستقل در مراکز حوزوی و دانشگاهی برای مطالعه عاشورا تأسیس شود یا مجموعه‌ای از پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در این زمینه شکل گیرد.

واقعه عاشورا، اگر چه از لحاظ تاریخی حادثه‌ای پایان‌یافته است، اما به دلیل تنوع ابعاد هستی‌شناختی، ارزش‌شناختی، انسان‌شناختی، معصوم‌شناختی و الهیاتی، ظرفیت فراوانی برای واکاوی و بهره‌گیری‌های معرفتی و آموزه‌ای دارد. بخشی از این ظرفیت در اسناد و منابع تاریخی و بخشی دیگر در فرهنگ عاشورایی نهفته است؛ فرهنگی که به صورت رسوبات اعتقادی، ارزشی، رفتاری و نمادین در جهان ذهنی و عینی شیعیان انعکاس یافته و در قالب جنبش‌ها، مبارزات، مرزبندی‌های هویتی، شکوفایی ظرفیت‌ها و هدایت‌یابی در فراز و فرودهای تاریخی ظهور کرده است. از این رو، عاشورا را نباید در روز عاشورا خلاصه کرد و پروژه تاریخی مستمر و جاری آن را نادیده گرفت.

نحوه ارجاع ما به این واقعه و درس‌آموزی از آن نیز تا حد زیادی تابع شرایط تاریخی و اجتماعی و نیازهای هر دوره است. شیعیان در طول تاریخ، برای مبارزه با طاغوت‌های زمان، مرزبندی اعتقادی، الهام‌بخشی به جنبش‌های رهایی‌بخش، تحمل مصائب و محنت‌ها، تقویت روح حماسی و قهرمان‌خواهی و نیز برای بازیابی هویت خویش، به عاشورا و پیام‌های آشکار و پنهان آن رجوع کرده‌اند. افزون بر شیعیان، بسیاری از آزادگان و مبارزان جهان نیز در طول تاریخ از میراث‌داران این حماسه بوده‌اند.

از ویژگی‌های مهم فرهنگ عاشورایی آن است که شیعیان در مناسبت‌های تقویمی و غیرتقویمی، ضمن بازخوانی وقایع عاشورا در قالب آیین‌های سوگواری، این حادثه را در جهان ذهنی و عاطفی خود بازتولید می‌کنند و همدلی و همذات‌پنداری خویش را با حماسه‌سازان سال 61 هجری آشکارا ابراز می‌دارند.

در مطالعه زندگی و سیره معصومان(ع)، عنصر ایمان و اعتقاد نقشی اساسی دارد. مواجهه با مقامات و فضایل معصومان و تفسیر کنش‌های اجتماعی و تاریخی آنان بدون توجه به این عنصر، به سوءفهم می‌انجامد. از سوی دیگر، رازآلود کردن شخصیت و عملکرد تاریخی معصومان و تأویل‌های بی‌ضابطه نیز آنان را از دسترس فهم عقلانی و الگوگیری عمومی خارج می‌کند. بنابراین، مطالعه سیره معصومان نیازمند توازن میان رویکرد ایمانی و روش علمی است.

از آنجا که موضوع علوم اجتماعی، تبیین و تفسیر کنش‌های آگاهانه و ارادی انسان‌ها در موقعیت‌های مختلف اجتماعی است، واقعه عاشورا نیز تا آنجا که اسناد تاریخی و آثار عینی و ذهنی آن اجازه می‌دهد، قابلیت تحلیل اجتماعی دارد. البته باید توجه داشت که علوم اجتماعی عمدتاً رفتارهای متعارف و روزمره را مطالعه می‌کنند، در حالی که رفتارهای حماسی و استثنایی ـ مانند آنچه در کربلا رخ داد ـ نیازمند چارچوب‌های تفسیری ویژه‌اند.

در اینکه عاشورا ظرفیت بهره‌برداری فقهی و فرافقهی دارد و می‌توان از آن برای غنابخشی به فقه موجود بهره گرفت، تردیدی نیست. همچنین می‌توان در چارچوب فقه موجود به تحلیل حکمی کنش‌های عاشوراییان، به ویژه امام حسین(ع)، پرداخت؛ هرچند این مسیر با محدودیت‌ها و دشواری‌هایی همراه است. برخی، شرایط عاشورا را استثنایی و واکنشی دانسته و حجیت سیره معصوم را محدود به شرایط عادی می‌دانند؛ در مقابل، گروهی دیگر تنها شرایط تقیه را محدودکننده حجیت سیره تلقی می‌کنند.

در بحث فقهی حاضر، مفهوم «منزلت» یا «موقعیت اجتماعی» به عنوان کلیدواژه اصلی مطرح شده است. با این حال، به نظر می‌رسد عظمت و پیچیدگی عاشورا چنان است که تبیین همه ابعاد آن تنها با یک مفهوم ممکن نیست و نیازمند چارچوبی مفهومی گسترده‌تر است. عاشورا را می‌توان یک «جهان اجتماعی تام» با مختصات ویژه دانست که برای فهم آن باید از مجموعه‌ای از مفاهیم اجتماعی بهره برد.

یکی از این مفاهیم، «مسئولیت اجتماعی» است؛ یعنی مسئولیتی که امام حسین(ع) و یارانش در قبال دین و امت اسلام بر عهده داشتند. این مسئولیت در قالب امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح امت، احیای سنت نبوی، مبارزه با بدعت‌ها، زنده کردن روح وظیفه‌شناسی، آگاهی‌بخشی به مردم، شکستن هیمنه تبلیغاتی دشمن و اتمام حجت با جامعه اسلامی جلوه‌گر شد. همچنین امام با نمایش بالاترین مراتب شجاعت، ایثار، قاطعیت و عزت‌خواهی، الگویی ماندگار برای جامعه اسلامی برجای گذاشت.

در جامعه دو نوع منزلت وجود دارد: منزلت انتسابی و منزلت اکتسابی. امام حسین(ع) از هر دو نوع برخوردار بود: نخست، منزلت الهی و موهبتی امامت و ولایت؛ و دوم، منزلت انتسابی ناشی از فرزندی پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع). در جریان عاشورا، دشمن کوشید هر دو منزلت را از امام سلب کند و زمینه مشروعیت‌زدایی از او را فراهم آورد. با این حال، امام با بهره‌گیری از شأن خانوادگی خویش و یادآوری نسبت خود با پیامبر(ص)، تلاش کرد وجدان جامعه را بیدار سازد، هرچند این تلاش در تغییر رفتار دشمن چندان مؤثر واقع نشد.

از منظر دشمن، امام حسین(ع) بیش از آنکه امامی الهی باشد، رقیبی سیاسی برای خلیفه وقت تلقی می‌شد. از این رو، استناد امام به فضایل خانوادگی و علمی، در نگاه آنان تلاشی برای کسب قدرت سیاسی به شمار می‌آمد. اما در نگاه اصحاب و بسیاری از مسلمانان، امام تنها شخصیت شایسته رهبری امت بود.

در میدان کربلا، هم یاران امام و هم نیروهای دشمن دارای منزلت‌ها و امتیازات اجتماعی خاص خود بودند، اما آنچه بیش از همه مورد تأکید قرار گرفت، موقعیت بالفعل آنان بود؛ یعنی همراهی با امام یا ایستادن در کنار حکومت. رجزها و شعارهای به‌جامانده از دو طرف، بخشی از نظام ارزشی و هویتی آنان را آشکار می‌سازد.

یکی از ابعاد مهم رفتار امام، بهره‌گیری از شیوه‌های مشروع تبلیغی برای شکستن هیمنه دشمن بود. امام ضعف‌های اخلاقی و شخصیتی برخی سران اموی را برجسته می‌کرد، اما هرگز برای حفظ یاران خود به روش‌هایی چون تطمیع، تهدید، فریب و اغوا متوسل نشد؛ در حالی که دشمن به‌طور گسترده از این ابزارها بهره می‌برد. امام در مقابل، یاران خود را به بصیرت، آگاهی و انتخاب آزادانه دعوت می‌کرد.

واقعه عاشورا سرشار از درس‌ها و عبرت‌های تاریخی است؛ از جمله گسترش انحراف‌ها و بدعت‌ها در جامعه اسلامی، فراموشی فریضه امر به معروف و نهی از منکر، غلبه روحیه عافیت‌طلبی و بی‌مسئولیتی بر افکار عمومی، عقب‌نشینی و پیمان‌شکنی کوفیان در اثر فضای رعب و تبلیغات دشمن، عدم همراهی خواص، پراکنده شدن برخی مؤمنان از اطراف امام، جسارت دشمن در هتک حرمت خاندان پیامبر(ص) و نیز ناتوانی امت اسلامی در بهره‌گیری از این تجربه بزرگ برای اصلاح مسیر خود.

در مقابل، رفتار امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع) ایشان جلوه‌ای ممتاز از پایبندی به اخلاق و فضایل انسانی حتی در سخت‌ترین شرایط بود. نحوه تعامل امام با یاران و خانواده خویش، تأکید بر عزت‌خواهی و ذلت‌ناپذیری، و همچنین شیوه مواجهه اهل‌بیت(ع) با دوران اسارت و تبدیل آن به فرصتی برای آگاهی‌بخشی و هدایت جامعه، از مهم‌ترین آموزه‌های ماندگار این نهضت به شمار می‌رود.

یادداشت از: سید حسین شرف‌الدین عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

انتهای پیام/