هیات ایرانی بهریاست محمدباقر قالیباف و با حضور چهرههای کلیدی حوزه سیاست خارجی، اقتصاد، نفت و امنیت ملی وارد سوئیس شده تا آنچه تهران از آن بهعنوان «پیگیری اجرای تعهدات آمریکا» یاد میکند را دنبال کند. در سوی دیگر نیز استیو ویتکاف، جرد کوشنر و جیدی ونس به نمایندگی از دولت ترامپ در مذاکرات حضور دارند. با این حال آنچه از ساعات پیش از آغاز نشست بورگناشتوک توجه ناظران را به خود جلب کرد، نه جزئیات مذاکرات بلکه مواضع تند و تهدیدآمیز دونالد ترامپ بود؛ مواضعی که این پرسش را مطرح کرده است که آیا واشنگتن اساسا قصد اجرای تفاهم اسلامآباد را دارد یا همچنان میخواهد همان سیاست قدیمی «فشار در کنار مذاکره» را دنبال کند؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که بند نخست تفاهمنامه اسلامآباد بهصراحت تاکید میکند جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. در واقع یکی از پایههای اصلی تفاهم، کنارگذاشتن ادبیات تهدید و حرکت بهسمت حلوفصل اختلافات از مسیر دیپلماسی عنوان شده بود اما تنها چند روز پس از امضای این سند و همزمان با مذاکرات در سوئیس، رئیسجمهور آمریکا مسیر دیگری را در پیش گرفت.
تهدید همزمان با مذاکره
ماجرا از واکنش ترامپ به سخنان رئیسجمهور ایران آغاز شد. مسعود پزشکیان در روز گذشته بار دیگر تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی ایران از حق قانونی خود برای غنیسازی اورانیوم عقبنشینی نخواهد کرد و این موضوع بخشی از حقوق مسلم ملت ایران است. انتظار میرفت واشنگتن در آستانه مذاکرات از ادبیات دیپلماتیک استفاده کند اما ترامپ در پاسخی توهینآمیز گفت: «بهتر است مواظب حرفهایش باشد. بهتر است خود را اصلاح کند وگرنه ما بقیه کشور را تصاحب خواهیم کرد.»
اهمیت ماجرا در آن است که چنین مواضعی عملا اصل بنیادین تفاهم اسلامآباد یعنی پرهیز از تهدید را زیر سؤال میبرد. رئیسجمهور آمریکا همچنین بار دیگر بهسراغ ادبیات تهدید رفت و اینبار در شبکه اجتماعی خود، ایران را به حمله نظامی مجدد تهدید کرد.
ترامپ نوشت: «ایران باید فورا جلوی دردسرسازی نیروهای نیابتی پردرآمد خود در لبنان را بگیرد. اگر این کار را نکنند، ما دوباره به ایران ضربه سختی خواهیم زد، درست مثل هفته گذشته، فقط شدیدتر.»
همزمانی این اظهارات با آغاز مذاکرات در سوئیس باعث شده بسیاری از تحلیلگران این پرسش را مطرح کنند که اگر واشنگتن بهدنبال اعتمادسازی است، چرا پیش از شروع گفتوگوها بار دیگر گزینه تهدید را روی میز میگذارد؟تناقض زمانی آشکارتر میشود که بدانیم یکی از محورهای اصلی مذاکرات بورگناشتوک، اجرای تعهد آمریکا درباره پایان جنگ در لبنان است؛ تعهدی که در تفاهم اسلامآباد مورد توافق قرار گرفته بود.
تهدیدی فراتر از عرف دیپلماتیک
اما شاید جنجالیترین اظهارات ترامپ در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز مطرح شد. وی در پاسخ به سؤالی درباره احتمال بروز تنش در تنگه هرمز گفت: «اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، مذاکرهکنندگان ایرانی نمیتوانند به کشورشان بازگردند.»
چنین اظهاراتی عملا نوعی تهدید علیه هیات مذاکرهکننده ایران محسوب میشود؛ موضوعی که نهتنها با عرف مذاکرات بینالمللی بلکه با اصول اولیه امنیت دیپلماتها نیز در تضاد قرار دارد.
در تاریخ روابط بینالملل، حتی در اوج تنشهای جنگ سرد نیز طرفهای مذاکره معمولا امنیت و مصونیت هیاتهای سیاسی را رعایت میکردند. برخی ناظران این سخنان را نشانهای از ادامه سیاست فشار حداکثری آمریکا در لباسی جدید میدانند. از همینرو شب گذشته رسانهها از ترک محل مذاکره توسط هیات ایرانی خبر دادند. المنار لبنان اعلام کرد تیم مذاکرهکننده ایرانی این اقدام را در اعتراض به تهدیدات ترامپ انجام داده و تا زمانی که آمریکاییها عذرخواهی نکنند، به مذاکرات بازنخواهند گشت.
سه مطالبه تهران روی میز ژنو
در مقابل فضای تهدیدآمیز واشنگتن، جمهوری اسلامی ایران با دستور کاری مشخص وارد مذاکرات شده است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تاکید کرده که نشست سوئیس به معنای آغاز مذاکرات مرحله دوم نیست و صرفا برای بررسی میزان اجرای تعهدات آمریکا برگزار میشود. بهگفته بقائی، تهران سه مطالبه اصلی را در مذاکرات دنبال میکند.
نخستین مطالبه، اجرای کامل بند مربوط به پایان جنگ در همه جبههها بهویژه لبنان است. براساس بند نخست تفاهم اسلامآباد، قرار بود جنگ و درگیری در منطقه متوقف شود اما واقعیت میدانی نشان میدهد رژیمصهیونیستی همچنان به حملات خود علیه لبنان ادامه میدهد. هر چند پس از اعلام بستهشدن مجدد تنگه هرمز، رژیم مدعی پایاندادن به آتش خود علیه لبنان شد اما از سرزمینهای اشغالشده در جنوب لبنان عقبنشینی نکرد. مطالبه دوم ایران، آزادسازی داراییهای مسدود شده است. یکی از مهمترین تعهدات واشنگتن در تفاهم اسلامآباد، فراهمکردن دسترسی ایران به منابع مالی بلوکهشده بود. بااینحال، هنوز هیچ نشانه روشنی از اجرای کامل این تعهد مشاهده نشده است.
سومین مطالبه ایران نیز صدور مجوزهای لازم برای صادرات نفت و کاهش عملی آثار تحریمها است. تهران معتقد است کاهش فشارهای اقتصادی باید در عمل قابل مشاهده باشد و صرف وعدههای سیاسی نمیتواند مبنای ورود به مذاکرات نهایی قرار گیرد.
آزمون اراده سیاسی آمریکا
از منظر تحلیلی، آنچه امروز در سوئیس جریان دارد بیش از آنکه یک مذاکره معمولی باشد، آزمونی برای سنجش اراده سیاسی واشنگتن است. آمریکا در روزهای گذشته از موفقیت تفاهم اسلامآباد سخن گفته و مقامات این کشور بارها از ضرورت حرکت بهسمت توافق نهایی صحبت کردهاند. اما سه واقعیت فوقالذکر نقض صریح تفاهم اخیر رؤسای جمهور ایران و آمریکا محسوب میشوند. مجموع این عوامل باعثشده تردیدهای جدی درباره میزان پایبندی واشنگتن به تعهداتش شکل بگیرد.
واقعیت آن است که اعتماد در روابط بینالملل نه با بیانیهها بلکه با رفتارها ساخته میشود. اگر آمریکا میخواهد تفاهم اسلامآباد به سکوی پرتابی برای توافقهای بعدی تبدیل شود، نخستینگام آن اجرای تعهداتی است که خود پذیرفته است.
ژنو؛ میدان راستیآزمایی
نشست بورگناشتوک را میتوان نقطه آغاز مرحله راستیآزمایی دانست. تهران میگوید تجربه گذشته اجازه نمیدهد صرف امضای یک سند ملاک قضاوت قرار گیرد. از نگاه جمهوری اسلامی، آنچه اهمیت دارد مشاهده نتایج عملی در میدان است؛ چه در لبنان، چه در حوزه تحریمها و چه در زمینه داراییهای بلوکهشده. در چنین شرایطی، تهدیدهای ترامپ نهتنها کمکی به پیشبرد روند مذاکرات نمیکند بلکه این پیام را مخابره میکند که ساختار قدرت در آمریکا هنوز میان دیپلماسی و فشار نظامی سرگردان است. از همینرو نتیجه نشست ژنو نشان خواهد داد آیا واشنگتن آماده عبور از سیاست تهدید و حرکت به سمت اجرای تعهدات خود هست یا همچنان میخواهد از مذاکره بهعنوان ابزاری برای مدیریت بحران و خرید زمان استفاده کند.
پاسخ این پرسش احتمالا در پایان مذاکرات بورگناشتوک روشنتر خواهد شد؛ جایی که سه مطالبه مشخص ایران روی میز قرار گرفته و اکنون نوبت آمریکاست که نشان دهد امضای خود پای تفاهم اسلامآباد را تاچهاندازه جدی میگیرد.
قالیباف: آماده پاسخ هستیم
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره کننده در واکنش به لفاظی رییسجمهور آمریکا در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: با خودشان فکر نمیکنند که اگر تهدیدهایشان نتیجهای داشت، به استیصال امروز نمیرسیدند؟ ما تهدیدهای آمریکاییها را به جایی حساب نمیکنیم.وی تاکید کرد: بهتر است مراقب اظهارنظرهای خود باشند؛ نیروهای مسلح ما آمادهاند تا به نحوی دیگر پاسخشان را بدهند. هر چه حرف بزنند، این ماییم که عمل میکنیم.
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که بند نخست تفاهمنامه اسلامآباد بهصراحت تاکید میکند جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند. در واقع یکی از پایههای اصلی تفاهم، کنارگذاشتن ادبیات تهدید و حرکت بهسمت حلوفصل اختلافات از مسیر دیپلماسی عنوان شده بود اما تنها چند روز پس از امضای این سند و همزمان با مذاکرات در سوئیس، رئیسجمهور آمریکا مسیر دیگری را در پیش گرفت.
تهدید همزمان با مذاکره
ماجرا از واکنش ترامپ به سخنان رئیسجمهور ایران آغاز شد. مسعود پزشکیان در روز گذشته بار دیگر تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی ایران از حق قانونی خود برای غنیسازی اورانیوم عقبنشینی نخواهد کرد و این موضوع بخشی از حقوق مسلم ملت ایران است. انتظار میرفت واشنگتن در آستانه مذاکرات از ادبیات دیپلماتیک استفاده کند اما ترامپ در پاسخی توهینآمیز گفت: «بهتر است مواظب حرفهایش باشد. بهتر است خود را اصلاح کند وگرنه ما بقیه کشور را تصاحب خواهیم کرد.»
اهمیت ماجرا در آن است که چنین مواضعی عملا اصل بنیادین تفاهم اسلامآباد یعنی پرهیز از تهدید را زیر سؤال میبرد. رئیسجمهور آمریکا همچنین بار دیگر بهسراغ ادبیات تهدید رفت و اینبار در شبکه اجتماعی خود، ایران را به حمله نظامی مجدد تهدید کرد.
ترامپ نوشت: «ایران باید فورا جلوی دردسرسازی نیروهای نیابتی پردرآمد خود در لبنان را بگیرد. اگر این کار را نکنند، ما دوباره به ایران ضربه سختی خواهیم زد، درست مثل هفته گذشته، فقط شدیدتر.»
همزمانی این اظهارات با آغاز مذاکرات در سوئیس باعث شده بسیاری از تحلیلگران این پرسش را مطرح کنند که اگر واشنگتن بهدنبال اعتمادسازی است، چرا پیش از شروع گفتوگوها بار دیگر گزینه تهدید را روی میز میگذارد؟تناقض زمانی آشکارتر میشود که بدانیم یکی از محورهای اصلی مذاکرات بورگناشتوک، اجرای تعهد آمریکا درباره پایان جنگ در لبنان است؛ تعهدی که در تفاهم اسلامآباد مورد توافق قرار گرفته بود.
تهدیدی فراتر از عرف دیپلماتیک
اما شاید جنجالیترین اظهارات ترامپ در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز مطرح شد. وی در پاسخ به سؤالی درباره احتمال بروز تنش در تنگه هرمز گفت: «اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، مذاکرهکنندگان ایرانی نمیتوانند به کشورشان بازگردند.»
چنین اظهاراتی عملا نوعی تهدید علیه هیات مذاکرهکننده ایران محسوب میشود؛ موضوعی که نهتنها با عرف مذاکرات بینالمللی بلکه با اصول اولیه امنیت دیپلماتها نیز در تضاد قرار دارد.
در تاریخ روابط بینالملل، حتی در اوج تنشهای جنگ سرد نیز طرفهای مذاکره معمولا امنیت و مصونیت هیاتهای سیاسی را رعایت میکردند. برخی ناظران این سخنان را نشانهای از ادامه سیاست فشار حداکثری آمریکا در لباسی جدید میدانند. از همینرو شب گذشته رسانهها از ترک محل مذاکره توسط هیات ایرانی خبر دادند. المنار لبنان اعلام کرد تیم مذاکرهکننده ایرانی این اقدام را در اعتراض به تهدیدات ترامپ انجام داده و تا زمانی که آمریکاییها عذرخواهی نکنند، به مذاکرات بازنخواهند گشت.
سه مطالبه تهران روی میز ژنو
در مقابل فضای تهدیدآمیز واشنگتن، جمهوری اسلامی ایران با دستور کاری مشخص وارد مذاکرات شده است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تاکید کرده که نشست سوئیس به معنای آغاز مذاکرات مرحله دوم نیست و صرفا برای بررسی میزان اجرای تعهدات آمریکا برگزار میشود. بهگفته بقائی، تهران سه مطالبه اصلی را در مذاکرات دنبال میکند.
نخستین مطالبه، اجرای کامل بند مربوط به پایان جنگ در همه جبههها بهویژه لبنان است. براساس بند نخست تفاهم اسلامآباد، قرار بود جنگ و درگیری در منطقه متوقف شود اما واقعیت میدانی نشان میدهد رژیمصهیونیستی همچنان به حملات خود علیه لبنان ادامه میدهد. هر چند پس از اعلام بستهشدن مجدد تنگه هرمز، رژیم مدعی پایاندادن به آتش خود علیه لبنان شد اما از سرزمینهای اشغالشده در جنوب لبنان عقبنشینی نکرد. مطالبه دوم ایران، آزادسازی داراییهای مسدود شده است. یکی از مهمترین تعهدات واشنگتن در تفاهم اسلامآباد، فراهمکردن دسترسی ایران به منابع مالی بلوکهشده بود. بااینحال، هنوز هیچ نشانه روشنی از اجرای کامل این تعهد مشاهده نشده است.
سومین مطالبه ایران نیز صدور مجوزهای لازم برای صادرات نفت و کاهش عملی آثار تحریمها است. تهران معتقد است کاهش فشارهای اقتصادی باید در عمل قابل مشاهده باشد و صرف وعدههای سیاسی نمیتواند مبنای ورود به مذاکرات نهایی قرار گیرد.
آزمون اراده سیاسی آمریکا
از منظر تحلیلی، آنچه امروز در سوئیس جریان دارد بیش از آنکه یک مذاکره معمولی باشد، آزمونی برای سنجش اراده سیاسی واشنگتن است. آمریکا در روزهای گذشته از موفقیت تفاهم اسلامآباد سخن گفته و مقامات این کشور بارها از ضرورت حرکت بهسمت توافق نهایی صحبت کردهاند. اما سه واقعیت فوقالذکر نقض صریح تفاهم اخیر رؤسای جمهور ایران و آمریکا محسوب میشوند. مجموع این عوامل باعثشده تردیدهای جدی درباره میزان پایبندی واشنگتن به تعهداتش شکل بگیرد.
واقعیت آن است که اعتماد در روابط بینالملل نه با بیانیهها بلکه با رفتارها ساخته میشود. اگر آمریکا میخواهد تفاهم اسلامآباد به سکوی پرتابی برای توافقهای بعدی تبدیل شود، نخستینگام آن اجرای تعهداتی است که خود پذیرفته است.
ژنو؛ میدان راستیآزمایی
نشست بورگناشتوک را میتوان نقطه آغاز مرحله راستیآزمایی دانست. تهران میگوید تجربه گذشته اجازه نمیدهد صرف امضای یک سند ملاک قضاوت قرار گیرد. از نگاه جمهوری اسلامی، آنچه اهمیت دارد مشاهده نتایج عملی در میدان است؛ چه در لبنان، چه در حوزه تحریمها و چه در زمینه داراییهای بلوکهشده. در چنین شرایطی، تهدیدهای ترامپ نهتنها کمکی به پیشبرد روند مذاکرات نمیکند بلکه این پیام را مخابره میکند که ساختار قدرت در آمریکا هنوز میان دیپلماسی و فشار نظامی سرگردان است. از همینرو نتیجه نشست ژنو نشان خواهد داد آیا واشنگتن آماده عبور از سیاست تهدید و حرکت به سمت اجرای تعهدات خود هست یا همچنان میخواهد از مذاکره بهعنوان ابزاری برای مدیریت بحران و خرید زمان استفاده کند.
پاسخ این پرسش احتمالا در پایان مذاکرات بورگناشتوک روشنتر خواهد شد؛ جایی که سه مطالبه مشخص ایران روی میز قرار گرفته و اکنون نوبت آمریکاست که نشان دهد امضای خود پای تفاهم اسلامآباد را تاچهاندازه جدی میگیرد.
قالیباف: آماده پاسخ هستیم
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره کننده در واکنش به لفاظی رییسجمهور آمریکا در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: با خودشان فکر نمیکنند که اگر تهدیدهایشان نتیجهای داشت، به استیصال امروز نمیرسیدند؟ ما تهدیدهای آمریکاییها را به جایی حساب نمیکنیم.وی تاکید کرد: بهتر است مراقب اظهارنظرهای خود باشند؛ نیروهای مسلح ما آمادهاند تا به نحوی دیگر پاسخشان را بدهند. هر چه حرف بزنند، این ماییم که عمل میکنیم.