میتوان این هنر را «هندسه صبر» دانست؛ هنری که در سکوت و تکرار شکل میگیرد اما در نهایت، جهانی از نقش و معنا را پیش چشم میگشاید؛ رسانهای قدرتمند از فرهنگ، اصالت و هنر ایرانی که قرنهاست ناظران سر به هوا را سر به زیر زیبایی خود میکند.
همچون دانههای انار که با نظمی چشم نواز در کنار هم پیچیده شدهاند، در قالی نیز هر گره، یاقوتی گرانبها از نقش و رنگ است که در همنشینی با تار و پود، معنا مییابد اما این زیبایی خیرهکننده، مدیون صبر، ذوق، هنر و خلاقیت زنان و مردانی است که رج به رج ستونهای عمارت باشکوه هنر ایرانی را برپا کردهاند.
فرش ایرانی قرنهاست یکی از شناختهشدهترین نمادهای فرهنگی ایران در جهان به شمار میرود؛ هنری که نه تنها یک کالای تجاری بلکه «سفیر فرهنگی ایران» در بازارهای جهانی بوده و نام شهرهایی چون تبریز، کاشان و کرمان را در حافظه هنری جهان ثبت کرده است.

از عرش تا فرش
صادرات فرش دستباف ایران را بیتردید میتوان یکی از مهمترین اقلام صادرات غیرنفتی کشور در دهههای گذشته دانست؛ کالایی فرهنگی اقتصادی که زمانی سهمی تعیینکننده در تراز تجاری ایران داشت اما در سالهای اخیر با افتی چشمگیر و کمسابقه روبهرو شده که صنعت قالیبافی را با رکود گسترده همراه کرده است.
براساس آمارهای رسمی، اوج صادرات فرش دستباف ایران در سال ۱۳۷۳ رقم خورد؛ سالی که ارزش صادرات این محصول به حدود ۲ میلیارد و ۱۳۲ میلیون دلار رسید. اهمیت این رقم زمانی روشنتر میشود که بدانیم در همان سال، حدود ۴۴ درصد از کل صادرات غیرنفتی کشور به فرش دستباف اختصاص داشت، این صنعت در آن دوره به طور مستقیم و غیرمستقیم برای میلیونها نفر اشتغال ایجاد کرده بود و یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد غیرنفتی به شمار میرفت.
با این حال، روند نزولی صادرات از سالهای پس از ۱۳۷۳ آغاز شد، تنها یک سال بعد، در سال ۱۳۷۴، ارزش صادرات فرش به حدود یک میلیارد دلار کاهش یافت و در سال ۱۳۷۵ به حدود ۶۷۵ میلیون دلار رسید؛ کاهشی قابل توجه که آغازگر مسیری طولانی از افت تدریجی سهم ایران در بازارهای جهانی بود.
این روند کاهشی در دهههای بعد نیز ادامه یافت، بهگونهای که میزان صادرات فرش دستباف ایران در سال ۱۴۰۰ به حدود ۵۰ میلیون دلار رسید؛ رقمی که در مقایسه با رکورد سال ۱۳۷۳، نشاندهنده کاهش بیش از ۹۷ درصدی ارزش صادرات این کالای راهبردی است. مقایسهای ساده میان ۲ میلیارد دلار در اوایل دهه ۷۰ و ۵۰ میلیون دلار در سالهای اخیر، تصویری روشن از فاصله امروز صنعت فرش ایران با دوران طلایی خود ارائه میدهد.

بازار فرش زیر پای رقبا
بررسی آمارهای تجارت جهانی نشان میدهد که بازار فرش دستباف طی سالهای اخیر با رقابتی فشرده میان کشورهای تولیدکننده مواجه شده است. براساس دادههای سازمان تجارت جهانی و گزارش اتاق بازرگانی تهران، در فاصله سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۲ به طور میانگین بیش از ۱۵۰ کشور در تجارت جهانی فرش دستباف حضور داشتهاند.
در سال ۲۰۲۲، هند با صادراتی معادل ۳۱۰ میلیون دلار و سهم ۳۰.۳ درصدی از کل صادرات جهانی، در جایگاه نخست قرار گرفت. پس از آن چین با ۹۳.۱ میلیون دلار و سهم ۹.۱ درصد و مصر با ۸۹.۸ میلیون دلار و سهم ۸.۸ درصد از بازار جهانی در رتبههای بعدی قرار گرفتند. همچنین کشورهای نپال با سهم ۸.۳ درصد، پاکستان با ۷.۷ درصد و ایران با ۷.۴ درصد دیگر بازیگران اصلی این بازار به شمار میروند؛ بهگونهای که درمجموع حدود ۷۱.۵ درصد از صادرات فرش دستباف جهان در اختیار این ۶ کشور قرار دارد.
با وجود این، روند تغییر سهم کشورها در بازار جهانی نشاندهنده کاهش قابل توجه سهم ایران و افزایش سهم رقبای منطقهای است. آمارها حاکی از آن است که ایران در سال ۲۰۱۱ حدود ۲۵.۵ درصد از صادرات فرش دستباف جهان را در اختیار داشت، اما این سهم تا سال ۲۰۲۲ به ۷.۴ درصد کاهش یافت. درمقابل، سهم کشورهایی مانند هند، چین، نپال و پاکستان طی این دوره روندی صعودی داشته است برای نمونه، هند توانست سهم خود از بازار جهانی را از ۱۵ درصد در سال ۲۰۱۱ به بیش از ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش دهد؛ افزایشی که بیش از هر چیز ناشی از کاهش حضور ایران در بازارهای بینالمللی ارزیابی میشود.

وداع قالیبافان با قالی بافی
بررسی همین آمارها نشان میدهد که بالا آمدن هر رج فرش ایرانی با رنج همراه شده است. صنعت فرش ایران که روزگاری همچون طاووسی مغرور از نقش و رنگ در بازارهای جهانی خودنمایی میکرد امروز به دلیل نبود انسجام در حوزههای تولید، بازاریابی، آموزش، صادرات و تامین مواد اولیه به مرغ بیبال و پر تبدیل شده است.
سیدمهدی طبیب زاده عضو اتاق بازرگانی ایران تاکید میکند که یکی از مهمترین مشکلات فعلی صنعت فرش، کمبود نیروی انسانی و کاهش تعداد بافندگان است.
او میافزاید: برخلاف تصور رایج، مشکل اصلی امروز نبود بازار فروش نیست بلکه نبود نیروی کار و کاهش انگیزه برای ورود به این حرفه است، در حال حاضر تقاضا و بازار برای فرش همچنان وجود دارد اما تعداد افرادی که حاضر باشند در این حوزه فعالیت کنند، رو به کاهش است.
نسل قدیمی بافندگان به تدریج در حال کاهش است و در مقابل، نسل جوان تمایل اندکی برای ورود به این حوزه نشان میدهند. جوانان اغلب به دنبال مشاغلی با درآمد سریعتر، امنیت شغلی بیشتر و شرایط کاری مطلوبتر هستند. اگر این روند ادامه پیدا کند، صنعت فرش ایران در آینده نهتنها با کاهش تولید، بلکه با خطر از دست دادن بخش مهمی از دانش و مهارتهای سنتی نیز روبهرو خواهد شد.

جهانی از نقش و رنگ در اندیمشک
در چنین شرایطی، بسیاری از دارهای قالی در شهرها و روستاهای ایران خاموش شدهاند و صدای شانه و قیچی که زمانی بخشی از ریتم زندگی در بسیاری از خانهها بود، کمتر به گوش میرسد. با این حال هنوز در گوشههایی از کشور، زنان و مردانی هستند که بیاعتنا به فراز و فرود بازار، هنوز دل از دار نکندهاند.
ملقب به «مادر فرش ایران» است. خودش را خانم «جهان افروز نجفوند دریکوند» معرفی میکند. در روستای جهانگیرخانی اندیمشک. از ۱۲ سالگی مشغول به کار است و حالا که ۷۸ سالی سن دارد هنوز دل بر دار قالی دارد.
آمار دقیق فرشهایی که بافته، از دستش خارج شده است. هزاران مترمربع قالی، گلیم و قالیچه با انواع نقش و نگارهای ابداعی که هر کدام حاصل ماهها و گاه سالها صبر و حوصله بودهاند. یکی از دستبافتههای او اکنون در موزه آثار هنری مترو پلیتن نیویورک آمریکا نگهداری میشود تا نشان دهد که هنر دست زنان روستایی ایران چگونه توانسته راه خود را تا آن سوی جهان باز کند.
بیش از ۶ دهه از زمانی میگذرد که او نخستین گرههای قالی را آموخت. از آن روز تا امروز، دار قالی برایش تنها یک ابزار کار نبوده، بلکه بخشی از هویت و زندگیاش شده است. بسیاری از قالیهایی که در این سالها بافته، شاید امروز در خانههایی دور از اندیمشک گسترده شده باشند اما رد دستان او در تار و پود همه آنها باقی مانده است.

گریه در وداع با فرش
در میان صدها لوح تقدیر، تندیس و تقدیرنامه داخلی و خارجی که در پرونده دارد، چند دعوت نامه از کشورهای خارجی نیز وجود دارد. میگوید: دعوت نامههایی برای حضور در کشورهای خارجی داشتم ولی دوست داشتم در روستا بمانم و برای زادگاهم اندیمشک مفید باشم.
حدود یک هزار قالی باف آن هم به صورت رایگان تربیت کرده است؛ تعاونی فرشش سالانه سه هزار مترمربع انواع فرش برای صادرات به اروپا و آمریکا تولید میکند و در سال ۱۳۹۹ به عنوان کارآفرین برتر ملی از او تجلیل میشود.
«جهان افروز» برای یکی از فرشهایش هم گریه کرده است. دختری نوجوان بود که نخستین فرش دست بافتهاش توسط پدر به یکی از مهندسان خارجی سازنده سد دز، پیش از انقلاب فروخته شد.
او میگوید:آن فرش را خیلی دوست داشتم، نقش و نگارش ابدعی و تصویرگر قشلاق و ییلاق عشایر بود. وقتی آن را فروختند، برای آن فرش بسیار گریه کردم، الان همان فرش در موزه آمریکا نگهداری میشود.
نبوغ و خلاقیتش ذاتی است. طرح و نقشهایش ابداعی است و این هنرمند چیره دست، بدون هیچ سواد و آموزشی و فقط با استفاده از تخیلات ذهنی و الهام از طبیعت طرحهای بی نظیری در قالب فرش خلق میکند.

این گره را باز کنید
این گره با آن گره فرق دارد. یک گره بر دار قالی، رج به رج نقش و نگار یک شاهکار هنری را بنا میکند و گرهی دیگر خروار خروار رنج بر فعالان این صنعت آوار میکند.
امین علیپور، چند ماه است که سرپرستی اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اندیمشک را به عهده گرفته؛ با توجه به داشتن مدرک دکترای باستان شناسی، مطالعات باستان شناسی در برخی نقاط اندیمشک انجام داده است.
او میگوید: در مطالعات انجام شده در برخی روستاهای اندیمشک، تصویر قیچی و دار قالی حجاری شده بر روی برخی سنگ قبرها در روستاهای بخش الوار گرمسیری این شهرستان شناسایی شده است که این موضوع نه تنها نشان میدهد آن فرد متوفی هنرمند قالی باف بوده بلکه نشان دهنده ریشههای تاریخی عمیق فرش در این سرزمین است.
علیپوربا اشاره به ظرفیتهای فرش این شهرستان میگوید: هم اکنون حدود ۲ هزار صنعتگر فرش وجود دارد که بسیاری از آنها توسط خانم نجفوند آموزش دیدهاند که از این تعداد حدود یک هزار نفر همچنان فرش بافی فعالیت هستند.
او بازارچه صنایع دستی را یکی از مطالبههای مهم هنرمندان و صنعتگران فعال در رشتههای مختلف صنایع دستی اندیمشک میداند و میافزاید: هنرمندان شاخصی در رشتههای مختلف صنایع دستی از جمله کپو، گلیم، فرش، جواهرات، سنگ تراشی و سفالگری وجود دارد که ایجاد بازاچه صنایع دستی میتواند در بازاریابی، رونق اقتصادی صنایع دستی و کاهش فشار اقتصادی بر فعالان صنایع دستی این شهرستان بسیار موثر باشد.

بازگشت فرش از حاشیه به متن
فرش ایرانی اگرچه امروز زیر فشار رکود، کاهش نیروی انسانی، ضعف بازاریابی و افت صادرات، با گرههایی دشوار دستوپنجه نرم میکند، اما هنوز در دستان هنرمندانی چون جهانافروز نجفوند دریکوند نفس میکشد؛ زنانی که با صبر، ذوق و خلاقیت، نهتنها نقش بر دار قالی میزنند، بلکه حافظان بخشی از هویت فرهنگی و اقتصادی ایراناند.
شاید راه برونرفت از این وضعیت، تنها در بازگشایی گرههای ساختاری این صنعت باشد؛ گرههایی که اگر گشوده شوند، میتوانند فرش ایرانی را بار دیگر از حاشیه به متن بازارهای جهانی بازگردانند.