به گزارش ایسنا، مجید مختاری از پژوهشگران دفاع مقدس در هشت سال جنگ تحمیلی، در کنار فرماندهان بزرگی همچون سرلشکر محسن رضایی،سپهبد شهید غلامعلی رشید، شهید علی شمخانی، شهید حسین سلامی و... به ثبت و ضبط وقایع و اتفاقات جنگ میپرداخت.
وی پس از جنگ نیز در دانشگاه امام حسین(ع) به عنوان مسئول گروه مطالعات جنگ در دوره عالی جنگ و دوره دکترای علوم نظامی در سپاه به فعالیت پرداخت که فرماندهی آن را سپهبد شهید حسین سلامی و پس از آن سردار شهید غلامرضا محرابی عهده دار بود.
وی در حال حاضر سردبیر مجله کیان ایران؛فصلنامه تخصصی دفاع مقدس و مطالعات نظامی و راهبردی، به صاحب امتیازی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه است.
این مرکز همزمان با ایام نخستین سالگرد جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران در خردادماه ۱۴۰۴ ، و شهادت تنی چند از فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی، مصاحبهای را با وی درباره نقش و اثرگذاری این فرماندهان در راهبری جنگ و امور دفاعی-امنیتی ایران بعد از جنگ هشت ساله و به ویژه جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه انجام داده است.
مختاری میگوید: در حقیقت دوره عالی جنگ بعد از دفاع مقدس،دوره دکتری علوم نظامی در سپاه بود که به تصویب وزارت علوم نیز رسیده بود. به هر حال در دوران راویگری در زمان جنگ و همچنین همین دوران،ارتباط نزدیکی با فرماندهان داشتم و در کارهای پژوهشی و نظامی جلسات مشترکی با این فرماندهان داشتیم.
یادم هست زمان معاونت اطلاعات عملیات ستاد کل نیروهای مسلح که آقای رشید مسئولش بود،جلساتی داشتیم تحت عنوان جلسات تهدیدات امنیت ملی که با مشارکت آقای رشید،من، آقای محمد باقری،درودیان،اردستانی و درویشی برگزار میشد و در آن جلسات، راجع به تهدیدات آینده،استراتژیهای نظامی،آسیبپذیریها و تهدیدات آمریکا و اسرائیل بحث میکردیم.
ناکامی دشمن در اهداف متصور از ترور فرماندهان در جنگ۱۲ روزه
در تاریخچه نظامی جمهوری اسلامی بعد از انقلاب،یکسری فرماندهانی مطرح شدند که در دوره جنگ تجربیات نظامی فراوان را کسب کردند و بعد تبدیل به فرماندهان اصلی نظامی جمهوری اسلامی شدند.اینها مغزافزارهای نظامی جمهوری اسلامی بودند که در تبیین تاریخ دفاع مقدس به عنوان جنگ فعالیت داشتند که از جمله آنها میتوانیم به آقایان محسن رضایی،شمخانی،رشید، صفوی،باقری و غلامپور اشاره کنیم که اینها بعد از جنگ هم دغدغه تهدیدات امنیتی و نظامی آینده را داشتند. این افراد کسانی بودند که تقریبا مغز متفکر نظامی کشور بودند که اگرچه در سازمان سپاه بودند ولی با تشکیل ستاد کل نیروهای مسلح و جذب اینها در ستاد کل، به تدریج رشد کردند و تبدیل به نخبگان نظامی کشور در دوران بعد از جنگ شدند.
برای مثال، آقای شمخانی بعد از جنگ،معاون اطلاعات عملیات ستاد کل نیروهای مسلح شد که یکی از معاونتهایش،عملیات با مسئولیت آقای رشید و معاونت دیگر آن نیز اطلاعات با مسئولیت آقای محمد باقری بود. محسن رضایی همچنان فرمانده سپاه بود و آقا رحیم (صفوی) جانشین ایشان بود و این تیپ افراد به دلیل ممارست با مسائل نظامی و مواجه با تهدیدات آمریکا و اسرائیل که هر لحظه موجودیت جمهوری اسلامی را تهدید میکردند،تبدیل شدند به افراد اصلی نظامی و طراحان اصلی حوزه دفاعی و امنیتی کشور.
رشد و میزان اثرگذاری این افراد باعث شد که در آستانه جنگ دوازده روزه افرادی مثل آقای سلامی،محمد باقری،شمخانی،حاجی زاده و... مورد غضب رژیم صهیونیستی واقع شوند، چون آنها اطلاعاتی داشتند که این افراد، عوامل موثر در طرحریزی استراتژیهای نظامی کشور در مواجهه با تهدیدات اسرائیل هستند و برای همین اسرائیل انگیزه زیادی داشت که این افراد را از بین ببرد تا به خیال خود، مغز متفکر نظامی کشور منهدم شود.
بدین ترتیب تصمیم گرفتند جنگ ۱۲ روزه را با حذف این فرماندهان ارشد نظامی آغاز کنند و به صورت غافلگیرانه حمله کردند که در گام اول افرادی مثل سردار محمد باقری،سردار حاجیزاده ،سردار محرابی و سردار سلامی به شهادت رسیدند که تقریبا بخشی از اهداف آنها که از بین بردن رأس فرماندهان نظامی بود، تحقق پیدا کرد اما از آنجا که سپاه و نیروهای مسلح پیشبینیهایی در این زمینه داشتند،افراد پس از این سرداران شهید، به صورت خیلی پویا و انقلابی جایگزین شدند که تقریبا خسارتهای کمتری به بدنه نظامی جمهوری اسلامی وارد شد.
میراث گرانبهای سرداران شهید برای نبرد با آمریکا و اسرائیل
افرادی مثل آقای سلامی در کنار آقای رشید و باقری متفکرین نظامی بودند و علمآموزی آنها و تجربهاندوزی از جنگ هشت ساله باعث شده بود که این سرداران شهید،استراتژیهای نظامی را طرحریزی کنند و روشهای مقابله را از قبل پیشبینی کنند و وقتی جنگ ۱۲ روزه شروع شد و حتی جنگ ۴۰ روزه، این برنامهها تحقق پیدا کرد؛ اگرچه که خود آنها دیگر نبودند اما به صورت سطحبندی برنامهها را پیشبینی کرده بودند و با شهادت آنها این هدایتهای عملیاتی ادامه پیدا کرد و ما شاهد بودیم که روز دوازدهم و پایانی جنگ ۱۲ روزه، آمریکاییها و اسرائیلیها که پیشبینی این حجم پاسخگویی از طرف ما را نمیکردند درخواست آتشبس دادند.
در جنگ ۴۰ روزه نیز آنها بازهم با غافلگیری کار را شروع کردند که ما بلافاصله پاسخ آنها را دادیم. یعنی اگر در جنگ ۱۲ روزه با تاخیر تقریبا ۱۶ -۱۷ ساعته پاسخ آنها را دادیم،در جنگ ۴۰ روزه و در واقع جنگ سوم تحمیلی در کمتر از دوساعت پاسخ آنها را دایم.
با این که با دو قدرت اتمی درگیر بودیم، هرچه از جنگ گذشت برتریهای ما بر آنها محرز شد، ضمن اینکه در این جنگ چهل روزه و بعد از حمله آمریکاییها به دشت مهیار اصفهان، با انگیزه کشف و سرقت اورانیوم غنی شده،وقتی به مانند حادثه طبس با شکست مواجه شدند؛ از این به بعد به شدت مایوس شدند که بتوانند با حمله نظامی در ایران به پیروزی برسند و مجبور شدند که جنگ را خاتمه دهند با پیروزی ایران.
در این جنگ ۴۰ روزه تیزهوشی که فرماندهان ما به خرج دادند این بود که به سرعت متوجه تغییر ماهیت جنگ از نظامی به اقتصادی شدند. یعنی به محض اینکه جنگ به خلیج فارس کشیده شد،ایران بر اساس آموزههای این سرداران شهید در راستای اصول جنگ نامتقارن، به بستن تنگه هرمز اقدام کرد و در واقع زودتر از آمریکاییها متوجه اهمیت اقتصادی و استراتژیک این تنگه شد و فشارهای هزینههای جنگ را به سراسر جهان سیطره داد و این از زیرکی فرماندهان سپاه بود که به عنوان یک اهرم ژئو پلیتیکی از این تنگه بهره بردند. پس از آن، آمریکاییها به سمت محاصره دریایی ایران رفتند که موفقیتی هم کسب نکردند، چون تنگه هرمز در اختیار ما بود و عملا این اقدام آنها را خنثی کرده بود. در واقع افرادی مثل غلامعلی رشید،محمد باقری،سردار حاجیزاده و سردار سلامی، معماران دفاعی امنیتی کشور بعد از جنگ هشت ساله بودند که شروع کردند به طرحریزی مقابله با تهدیدات احتمالی آینده ایران.
در جنگ هشت ساله یک سال طول کشید که استراتژی نظامی برای آزادسازی مناطق اشغالی را آغاز کنیم ولی در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه این کار سریع و در اسرع وقت انجام شد؛ چون این فرماندهان طرحریزی خود را از سالهای قبل آغاز کرده بودند، لذا وقتی جنگ شروع شد بلافاصله ما توانستیم طرحهای دفاعی خود را عملیاتی کنیم.
اولین دوره استادی سپاه در دوره عالی جنگ با حضور اساتیدی همچون سردار سلامی در دانشگاه امام حسین(ع) برگزار شد و دانشجویان آن دوران امثال آقا رحیم صفوی، شمخانی،ذوالقدر و ... بودند و آن زمان ما بحث آموزش اصول جنگ نامتقارن را آغاز کردیم و این دور نگری ما زمینه مقابله موفقیت آمیز با تجاوز امروزین دشمن بود.
در همین جنگ ۴۰ روزه سیستم پدافندی ما بسیار قوی تر از جنگ ۱۲ روزه بود، علت این بود که در همین فرصت کوتاه، روشهای پدافندی موفق را تمرین کردیم که به خاطر تمهیدات همین فرماندهان و پیروی از اصول و آموزههای آنان بود.
هوش و ذکاوت نظامی غلامعلی رشید
من به عنوان راوی و تاریخ نگار دفاع مقدس،سالهای زیادی را در کنار فرماندهانی همچون آقا رشید،غلامپور، شمخانی، بشردوست، محسن رضایی و ... بودم. با همه اینها خاطرات خوبی دارم. مثلا از آقای رشید مثال بزنم که در زمان جنگ هشت ساله مرد متفکر و از نقادین و تحلیلگران برجسته عملیاتهای بزرگی همچون عملیات «والفجر۸ » بود.
یادم هست در یکی از عملیاتها،عراق آتش سنگینی در قرارگاه ریخت و آقارشید سریع، کاغذ و قلم را از من گرفت و شروع به تحلیل این آتش سنگین کرد و به آقا محسن گفت که به احتمال زیاد دشمن در چند روز آینده به جزیره حمله خواهد کرد. بر اساس همان آتش سنگین دشمن. خب این پیش بینیها، پیشبینیهای دقیق و حساب شدهای بود که کمک به فرماندهی جنگ بود.
سادگی و خاکی بودن سردار سلامی
این سرداران در عین اینکه متفکرین نظامی برجستهای بودند،در رفتار و کنش با دیگران،انسانهای عادی بودند. یعنی شما یک آدمهای فوقالعاده و خارقالعادهای که با دیگران فاصله داشته باشند و برتر از دیگران باشند نمیبینید.علیرغم تسلط بر مسائل نظامی و نخبگی،بسیار عادی زندگی میکردند،رفت و آمد داشتند، شوخی میکردند و زندگی میکردند.
من خودم خاطرم هست آن زمانی که ما در شهرک شهید محلاتی زندگی میکردیم، پسر من و پسر آقای سلامی در یک مدرسه درس میخواندند. آنها سرویس نداشتند. آقای سلامی با من تقسیم کار کرده بود. یک روز ایشان بچهها را با ماشین خودش به مدرسه میبرد و یک روز من. هیچ منتی هم بر هم نداشتیم. علی رغم اینکه ایشان به عنوان فرمانده نظامی، راننده داشت ولی خودش این کار را انجام میداد. این زمانی بود که من در گروه مطالعات جنگ بودم و ایشان فرمانده گروه بود. هیچ برتری نسبت به هم نداشتیم.این خلقیات و سادگی و پرهیز از اشرافیگری، مربوط به همه فرماندهان ارشد دوران جنگ بود.
آخرین حسرت حاجیزاده
در این دو جنگ اخیر توان موشکی یکی از نقاط اصلی اتکای ما در این نبرد نابرابر بود که قسمت اعظم موفقیتهای این یگان، مرهون تلاشهای سرداران شهید حاجیزاده،حسن مقدم و البته سیدمجید موسوی بود که در زمان جنگ هشت ساله با حداقل امکانات و مهندسی معکوس بر روی موشکهای «اسکاد بی» و... زمینه پیشرفت موشکی ما را بر اساس تکیه بر دانش بومی فراهم کردند و ایران امروز را در زمره یکی از پیشرفتهترین کشورهای موشکی جهان قرار دادند. این شهرکهای موشکی که الان داریم نتیجه زحمات چندین ساله آنها بود.
من مصاحبهای حدود یک ماه و نیم قبل از شهادت سردار حاجیزاده با ایشان داشتم. او تأسف و حسرت میخورد که اگر این توان و اختیاری که ما در حوزه موشکی داشتیم در پدافند هم داشتیم، به پیشرفتهای خوبی با اتکا به توان بومی خودمان میرسیدیم و این یکی از حسرتهای این شهید بود.
نبوغ اطلاعاتی محمد باقری
محمد باقری، برادرش (حسن) فرمانده قرارگاه بود در حالی که فرمانده اطلاعات سپاه هم بود. در جنگ وقتی میدیدیم که این جوان کم سن و سال مسئولیت اطلاعات سپاه را بر عهده گرفته دچار شگفتی میشدیم. میتوان گفت بنیانگذار اطلاعات سپاه، حسن و توسعه دهنده اطلاعات بعد از شهادت برادر،محمد بود که البته این کار مهم ایشان با کمک افرادی مثل پیشبهار، شهید سوداگر، شهید محرابی و غیره رقم خورد. محمد باقری محور توسعه اطلاعات سپاه بود که بعد از جنگ هم در رده معاونت اطلاعات قرارگاه خاتم قرار گرفت و پیشرفتهای اطلاعاتی سپاه مرهون تلاشهای ایشان بود.
انتهای پیام