به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در میان صفحات آن، نه تنها واژهها، بلکه نفسهای تاریخ را خواهید شنید، زمزمههایی که از دل زمان برخاستهاند و اکنون در گوش جان شما طنین میاندازند. اینجا، حقیقت و خیال در هم میآمیزند و جهانی میسازند که در آن، هر سطر، رازی را فاش میکند و هر صفحه، دری به سوی ناشناختهها میگشاید.
شهید محمد تورانی کسی است که موفق شد تا با ورود به هسته مرکزی منافقان، مسئولیت انبار و تأمین تسلیحات منافقین را در مازندران بهعهده بگیرد و در نهایت اطلاعات مهمی درخصوص انبارهای اسلحه آنان را در اختیار سپاه قرار داد. شهید تورانی بهعنوان سرباز گمنام امام زمان (عج)، با فداکاری و ایثار نقشی کلیدی در نابودی خانههای تیمی و هسته مرکزی منافقین در مازندران ایفا کرد. او مرارتها و سختیهای زیادی را پشت سر گذاشت و در ۲۲ آبان ۱۳۶۰ در جنگلهای آمل در مقابله با کمونیستها و منافقین، اسیر شد و پس از شکنجه شدید به شهادت رسید. این کتاب داستان اوست که پیشگام نفوذ در دل منافقان است.
برشی از کتاب:
طنین صدای زنگ برج ساعت حواس محمد را سر جایش آورد، اما ناگهان لگدی به پهلویش خورد و مثل کوهی که فرو ریخته باشد او را به زمین سرد دوخت. سرش به آسفالت ترک خوردهای خورد که از زخم شهر، سر باز کرده بود و چند قطره خون روی زمین پاشید. محمد دستش را روی پیشانی شکسته اش گذاشت تا جلوی فواره خون را بگیرد. لکهای سرخ روی پیراهن سفیدش خودنمایی میکرد و درد تیرکشانی در پهلویش پیچیده بود. سرش را برگرداند. این «حسن سبیل» بود که با نگاه آتش گرفته و با آن ریش ژولیده بالای سرش ایستاده بود.
کتاب مرد مستور به قلم علی ابراهیمی گتابی در ۴۲۴ صفحه بهار ۱۴۰۵ توسط انتشارات روایت فتح منتشر و روانه بازار نشر شد.
انتهای پیام/