شناسهٔ خبر: 78559503 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

نامه بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) خطاب به اعضای شعام در باب مذاکرات پایان جنگ؛

تحمیل جام زهر دوم را نمی‌پذیریم

بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) در نامه‌ای خطاب به اعضای شورای عالی امنیت ملی، با انتقاد از روند مذاکرات و احتمال توافق با آمریکا، تأکید کرد که ملت ایران «تحمیل جام زهر دوم» را نمی‌پذیرد و خواستار شفاف‌سازی درباره جزئیات توافق و رعایت خطوط قرمز اعلام‌شده شد.

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در ادامه واکنش‌های دانشجویی به مذاکرات اخیر و گمانه‌زنی‌ها درباره توافق احتمالی، بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) با انتشار نامه‌ای خطاب به اعضای شورای عالی امنیت ملی، نسبت به تکرار تجربه‌های پرهزینه گذشته هشدار داد. این تشکل دانشجویی در این نامه با اشاره به ضرورت حفظ منافع ملی، شفافیت در تصمیم‌گیری و رعایت شروط اعلام‌شده از سوی رهبر انقلاب، تأکید کرده است که هر توافقی بدون ضمانت اجرایی، نمی‌تواند امنیت و اعتماد عمومی را تأمین کند. در ادامه، متن کامل این بیانیه آمده است:

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

پس از نزدیک به ۱۰۰ شب مقاومت و ایستادگی ملت مبعوث شده در خیابان اکنون سخن از توافقی است که نگرانی‌های جدی درباره منافع ملی، ضمانت اجرا و تجربه تلخ گذشته ایجاد کرده است.

اگر قرار است دوباره مسیری طی شود که نتیجه آن عقب‌نشینی یک طرفه و اعتماد بی‌پشتوانه باشد، باید بدانند ملت، تحمیل یک جام زهر دوم را نخواهد.

وقتی شهید رهبر انقلاب بارها درباره مذاکره‌ای که فاقد عزت، تضمین و شرافت باشد هشدار داده‌اند، این سؤال روشن مطرح است: آیا آنچه امروز در حال رقم خوردن است، یک مذاکره عزتمندانه است یا تکرار همان مسیر پرهزینه‌ای که ملت را نسبت به اعتماد بی‌حساب به آمریکا و وعده‌هایش خشمگین کرده است؟

اکنون پس از ۱۰۰ شب مقاومت مردم، این پرسش بزرگ مقابل تصمیم گیران قرار دارد: چرا باید نتیجه این همه ایستادگی، رسیدن به توافقی باشد که بسیاری آن را از پیش پرخطر و فاقد تضمین‌های واقعی می دانند؟

مردم حق دارند بدانند در پشت درهای مذاکرات چه گذشته است. چه تعهداتی پذیرفته شده؟ چه امتیازاتی داده شده؟ در برابر آن چه تضمینی گرفته شده است؟ هیچ ملتی نمی‌تواند درباره آینده خود در تاریکی تصمیم‌گیری کند.

این نامه خطابه‌ای است به اعضای شورای عالی امنیت ملی ایران در یکی از راهبردی ترین نقاط تصمیم گیری در تاریخ جمهوری اسلامی ایران.

در نقطه‌ای که در آن خطای دستگاه محاسباتی مسئولان در تحلیل صحنه جنگ و خیال خام خروج کشور از شرایط نه جنگ و نه صلح و رسیدن به ثبات آن ها را به پذیرش چنین توافق شکست خورده‌ای با شیطان بزرگ کشانده.

تجربه گذشته را نمی‌توان فراموش کرد. آمریکا بارها نشان داده است که تعهداتش تا زمانی اعتبار دارد که با منافعش سازگار باشد. و آنگاه که خرش از پل گذشت بار دیگر به ریش شما می‌خندد.

اگر دوباره قرار است به همان طرفی اعتماد شود که سابقه خروج از تعهدات و بازگشت فشارها را دارد، باید پاسخ داده شود چه تضمین محکمی این بار وجود دارد که همان سناریو تکرار نشود.

آیا فراموش شده که بارها هشدار داده شد طرف مقابل در صورت گرفتن امتیازات، به تعهدات خود پشت خواهد کرد؟ اگر این هشدارها درست بوده‌اند، چرا باید دوباره کشور در معرض همان آزمون قرار گیرد؟

مسئله دیگر، رعایت خطوط قرمز دهگانه تعیین شده در مذاکرات از سوی مقام معظم رهبری است. اگر شروط دهگانه مطرح شده برای مذاکره معیار بوده‌اند، مردم باید بدانند کدام یک از آنها رعایت شده و کدام یک کنار گذاشته شده است. نمی‌شود از ملت انتظار داشت هزینه یک تصمیم بزرگ را بپردازد، اما از جزئیات آن بی خبر بماند.

نگرانی جدی این است که مبادا تجربه تلخ گذشته تکرار شود؛ توافقی که تعهدات ایران روشن، سریع و قابل اجرا باشد، اما تعهدات طرف مقابل به وعده هایی مبهم و قابل فرار تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که می‌تواند یک توافق را از مسیر منافع ملی خارج کند.

اگر مذاکره‌ای که انجام شده محکم، قابل دفاع و به نفع کشور است، چرا متن و جزئیات آن با شفافیت برای مردم بیان نمی‌شود؟ پنهان کاری درباره یک تصمیم ملی، خود بزرگ‌ترین عامل بی‌اعتمادی است.

همچنین باید روشن شود نقش نهادهای تصمیم گیر چگونه بوده است.

وقتی مواضع اعلام شده رهبری درباره اعتماد به آمریکا و مذاکره بدون تضمین بارها همراه با هشدار بوده است، جامعه حق دارد بداند این مسیر چگونه به تصمیم نهایی رسیده و مسئولیت هر بخش از آن بر عهده چه کسانی است.

هیچ توافقی بدون ضمانت اجرا، امنیت نمی آورد. امضای یک متن، زمانی ارزش دارد که نقض آن برای طرف مقابل هزینه واقعی داشته باشد. اگر فردا دوباره تحریم ها بازگردد، اگر وعده ها شکسته شود و اگر فشارها تکرار شود پاسخگوی این خسارت ها چه کسی خواهد بود؟

قرار نبود اهرم استفاده از تنگه هرمز برای فشار به دشمن به عنوان بدلی برای رفع محاصره دریایی استفاده شود، بی شک تبدیل این اهرم به کارت مذاکراتی که حتی در مقابل آن تضمین مناسبی نیز دریافت نشده، مطابقتی با شروط دهگانه رهبری ندارد.

شک نکنید که این بار ندای ماندگار مثلی لایبایع مثل یزید رهبر شهیدمان از هنجره مردم مبعوث شده در خیابان خارج خواهد شد تا با ایستادن در مقابل پروژه پیروزی نمایی از توافقی که در آن نه شروط دهگانه رهبری محقق شده و نه تضمینی برای تامین حقوق ملت ایران دارد مانع از تحمیل خسارت محض دیگری چون برجام به کشور شوند.

بدون شک ملت ایران تحمیل جام زهر دوم به رهبری را نمی پذیرد و با ایستادگی خود در خیابان برای انتقام نهایی رهبر شهید انقلاب و رسیدن ملت به حقوق و منافع مشروط خود فریاد خواهد زد و تصمیم گیران نیز باید بدانند تاریخ درباره لحظه های حساس قضاوت می کند.

این یک هشدار جدی است: منافع ملی عزت کشور و اعتماد مردم و خون رهبر شهیدمان موضوع معامله نیست.

والسلام علی من اتبع الهدی