شناسهٔ خبر: 78555150 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: میراث آریا | لینک خبر

از خاموشی تا بقا؛ گردشگری ایران در بحران ژئوپلیتیک

مدرس دانشگاه، عضو هیئت مدیره شرکت سرمایه گذاری ایرانگردی جهانگردی و بازرس انجمن علمی گردشگری در یادداشتی نوشت: گردشگری در ایران دیگر یک صنعت در حال رشد نیست؛ حتی در وضعیت رکود هم قابل توصیف نیست. این یک صنعت تحت فشار است که مسئله‌اش توسعه نیست، بلکه صرفاً «زنده ماندن» است. پرسش اصلی امروز این نیست که گردشگری چقدر رشد کرده؟ پرسش این است که این شبکه خدماتی چگونه هنوز از هم نپاشیده است؟

صاحب‌خبر -

مهران امیرحسینی مدرس دانشگاه، عضو هیئت مدیره شرکت سرمایه گذاری ایرانگردی جهانگردی و بازرس انجمن علمی گردشگری در یادداشتی نوشت: در میدان واقعی، گردشگری از یک صنعت برنامه‌پذیر به یک سیستم واکنشی تبدیل شده است. سفر دیگر یک انتخاب سبک‌زندگی نیست؛ یک تصمیم اقتصادی سنگین است که زیر سایه تورم، نااطمینانی سیاسی و ریسک ژئوپلیتیک گرفته می‌شود. نتیجه روشن است: سفرهای بلندمدت در حال حذف شدن‌اند و سفرهای کوتاه، نزدیک و کم‌هزینه جای آن‌ها را گرفته‌اند. بازار کوچک نشده؛ فشرده و بی‌ثبات شده است. رزروهای بلندمدت جای خود را به تصمیم‌های لحظه‌آخری داده‌اند.

لغو سفرها افزایش یافته و قیمت، بیش از هر عامل دیگری تعیین‌کننده شده است. گردشگری از یک صنعت قابل پیش‌بینی به یک بازار نوسانی و عصبی تبدیل شده است. یک زنجیره ساده امروز کل رفتار بازار را توضیح می‌دهد: افزایش ریسک ژئوپلیتیک، افق تصمیم‌گیری برای سفر را کوتاه می‌کند؛ یعنی افراد دیگر برای آینده برنامه‌ریزی نمی‌کنند و تصمیم‌ها را به امروز و فردا می‌کشانند. در نتیجه انتخاب‌ها لحظه‌ای می‌شود و تقاضای پایدار عملاً از بین می‌رود. این یعنی فروپاشی منطق برنامه‌پذیری در گردشگری.

اما بحران فقط در بازار نیست. سه سطح تصمیم‌گیری هم‌زمان در حال حرکت‌اند، اما هیچ نقطه اتصال واقعی ندارند. بخش خصوصی در وضعیت بقا گیر کرده است؛ مدیریت نقدینگی، کنترل هزینه و جنگ برای پر کردن حداقلی ظرفیت. مردم اما سفر را از یک نیاز رفاهی به یک هزینه قابل حذف تبدیل کرده‌اند.

این سه سطح نه فقط متفاوت، بلکه ناسازگارند؛ و این ناسازگاری، موتور ناپایداری کل صنعت است. با این حال، یک سوءتفاهم خطرناک وجود دارد: اینکه گردشگری در این شرایط ادامه دارد یعنی وضعیت طبیعی است. در حالی که گردشگری تغییر ماهیت داده است. بازارهای لوکس و بلندمدت در حال کوچک شدن‌اند، اما بازارهای کم‌هزینه، داخلی و ضروری باقی مانده‌اند. سفرهای درمانی، زیارتی و خانوادگی سهم بیشتری گرفته‌اند.

گردشگری از یک صنعت انتخابی به یک صنعت نزدیک به اجبار تبدیل شده است. این دیگر بازار رشد نیست؛ بازار بقاست. در چنین وضعی، ادامه نگاه کلاسیک به گردشگری یک خطای جدی است. این صنعت دیگر فقط موتور ارزآوری یا اشتغال نیست؛ در شرایط فشار مزمن، تبدیل به یک «سیستم نگه‌دارنده اقتصادی» شده است. هتل‌ها، حمل‌ونقل، رستوران‌ها و کسب‌وکارهای محلی نه بر اساس رشد، بلکه بر اساس جریان‌های کوچک و ناپایدار سفر زنده‌اند و وقتی این جریان کوچک‌تر می‌شود، سقوط ناگهانی رخ نمی‌دهد؛ فرسایش آرام اما مداوم شروع می‌شود.

مسئله دقیقاً همین‌جاست: گردشگری در ایران در حال فروپاشی ناگهانی نیست، در حال فرسایش تدریجی است. و این خطرناک‌تر است، چون دیده نمی‌شود. در سطح اجتماعی هم همین منطق حاکم است. سفر دیگر راه‌حل نیست؛ یک مکث کوتاه است در میان فشارهای اقتصادی و فرسایش روزمره. مکثی که جای درمان را نمی‌گیرد، اما موقتاً فشار را قابل تحمل می‌کند.

در نهایت، تصویر روشن است: گردشگری ایران دیگر یک صنعت خطی و قابل پیش‌بینی نیست. یک سیستم چندحالته است که مدام بین بقا، تثبیت و رشد محدود در نوسان است، اما در هیچ حالتی مستقل از اقتصاد و سیاست عمل نمی‌کند. 

شاید باید این واقعیت را بی‌پرده گفت: گردشگری در ایران امروز نه درباره ساخت آینده، بلکه درباره جلوگیری از خاموشی حال است؛ و اگر این جریان متوقف شود، مسئله دیگر رکود نیست، فرسایش خاموش یک صنعت کامل است، و این فرسایش اگر ادامه یابد به خروج تدریجی بازیگران حرفه‌ای، کاهش سرمایه‌گذاری و کوچک شدن ظرفیت رقابتی کشور در گردشگری منجر خواهد شد.

انتهای پیام/