شناسهٔ خبر: 78553985 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

ايرانگرايي از «توفيق» تا «گل‌آقا»

علي اصغر شعردوست

صاحب‌خبر -

«شُد جمهوري اسلامي به پا / كه هم دين دهد، هم دنيا به ما / از انقلاب ايران، دگر / كاخِ ستم گشته زير و زِبر». اين سروده، خلاصه مسيرِ يك عمر طنزپردازي ملي و مذهبي است. ابوالقاسمِ حالت كه سال‌ها با امضاي «هدهد ميرزا» و «خروس لاري» در «توفيق» مي‌نوشت، در واپسين سال‌هاي عمر، همين لحنِ صريح و روشن را در سوگند به ايران و انقلاب اسلامي به كار بست.
ابوالقاسمِ حالت در سال ۱۲۹۸ هجري شمسي در تهران ‌زاده شد. از همان كودكي، شعر و نقاشي و موسيقي را با هم آموخت. در جواني به زبان‌هاي عربي، انگليسي و فرانسه تسلط يافت و از سال ۱۳۱۴ شمسي به سرايشِ شعر در قالب‌هاي كهن روي آورد. اما آنچه او را از ديگر شاعرانِ هم‌عصرش جدا كرد، پيوندِ طنز با باورهاي ديني و نگاهِ ملي بود.
از سال ۱۳۱۷ همكاري خود را با مجله فكاهي «توفيق» آغاز كرد. بحرطويل‌ها و اشعارش كه گاه با اسامي مستعارِ «شوخ»، «فاضل ماب» و «ابوالعينك» چاپ مي‌شد، چنان تيز و برنده بود كه خواننده را هم مي‌خنداند و هم به فكر فرو مي‌برد. علاقه او به مسائلِ ديني سبب شد از سال ۱۳۲۳ هر هفته چند رباعي جدي كه ترجمه‌اي از كلماتِ قصارِ علي‌بن ابي‌طالب(ع) بود در مجله «آيين اسلام» چاپ كند. اين تركيبِ طنز و دين، كمتر در مطبوعاتِ آن روزگار ديده مي‌شد.
پس از پيروزي انقلابِ اسلامي، مدتي از طنزپردازي حرفه‌اي كناره گرفت. اما از ۱۳۶۷ همكاري خود را با «خورجين» و سپس از نخستين شماره «گل‌آقا» در ۱۳۶۹ از سر گرفت. او تا آخرين روزهاي عمر، با همان قلمِ تيز و زبانِ صريح، به نقدِ مفاسدِ اجتماعي و سياسي ادامه داد. ترانه‌هاي فكاهي و انتقادي او كه معمولا در قالبِ قطعاتِ كوتاه و آهنگين منتشر مي‌شدند، به زبانِ مردمِ كوچه و بازار نزديك بود و بي‌پروا از بي‌عدالتي مي‌گفت.
اما طنزِ حالت، فراتر از خنده، نگاهي ملي و ميهني داشت. او متن اولين سرود جمهوري اسلامي را در بحبوحه انقلاب نوشت كه در آن، ايران را با ايمان و قرآن پيوند مي‌زند و اميد به آينده را نه در وعده‌هاي سياسي كه در «نيروي پاينده» ملت مي‌جويد: 
«تصويرِ آينده ما / نقشِ مراد ماست / نيروي پاينده ما / ايمان و اتحاد ماست / ياريگرِ ما دستِ خداست / ما را در اين نبرد، او رهنماست / در سايه قرآنِ جاودان / پاينده بادا ايران»
در ديگر بندهاي همين سروده، به صراحت از آزادي و رفاه و سلحشوري سخن مي‌گويد و رزمندگانِ وطن را درود مي‌فرستد. اين سخن، نه از سرِ شعارزدگي كه از سرِ باوري ريشه‌دار است كه در آثارِ متعددِ او - از ترجمه «كلماتِ قصارِ علي‌بن ابي‌طالب (ع) » تا «فروغِ بينش» و «شكوفه‌هاي خرد» - جاري است.
«آزادي چو گلها در خاك ما / شكفته شد از خونِ پاك ما / ايران فرستد با اين سرود / رزمندگانِ وطن را درود». اين ابيات، اگرچه در فضاي انقلاب سروده شده، اما روحِ آن، همان عشق به ايران و ظلم‌ناپذيري است كه در آثارِ ديگرِ شاعران نيز ديده مي‌شود. حالت، برخلاف بسياري از طنزپردازانِ هم‌دوره، هيچ‌گاه از هويتِ ملي و مذهبي خود فاصله نگرفت. نه در «توفيق» و نه در «گل‌آقا»، هرگز ستون‌هايش را به اباحي‌گري يا سياه‌نمايي آلوده نكرد. او «طنزِ ملي» را بنيان نهاد؛ طنزي كه در آن، خنده هرگز به قيمتِ تخريبِ ايران تمام نمي‌شد.
ديوانِ اشعارِ او - مشتمل بر قطعاتِ ادبي، مثنوي‌ها، قصائد، غزليات و رباعيات - و كتاب‌هايش چون «پروانه و شبنم»، «گلزارِ خنده»، «ديوانِ ابوالعينك»، «فكاهيات حالت» و «ديوانِ شوخ» نشان مي‌دهد كه او در هر دو حوزه طنز و شعرِ جدي، دستي توانا داشته است. افزون بر اين، ترجمه‌هاي ارزشمندي چون «تاريخِ كاملِ ابنِ اثير» و «تاريخِ فتوحاتِ مغول» را نيز به يادگار گذاشت كه گواهي است بر پژوهشگري ژرف‌انديش.
ابوالقاسمِ حالت در سومِ آبان ۱۳۷۱ در تهران درگذشت. او در طولِ هفت دهه فعاليتِ ادبي، از «توفيق» تا «گل‌آقا»، هيچ‌گاه قلم را از نقد و طنز بازنداشت. اما نقدِ او، از سرِ كينه نبود؛ از سرِ عشق به اين سرزمين بود و به همين دليل، وقتي از ايران سخن مي‌گفت، ناچار بود به دو چيز اشاره كند: يكي آن «نيروي پاينده» كه «ايمان و اتحاد» نام دارد، و ديگري پناهگاهي كه در فرجامِ هر سروده‌اي به آن پناه مي‌برد: «در سايه قرآنِ جاودان / پاينده بادا ايران». يادش گرامي باد.