شناسهٔ خبر: 78541615 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

گره‌های کور بر اقتصاد فرش دستباف ملایر

ملایر- ایرنا - فرش دستباف ملایر، این میراث ارزشمند که روزگاری هویت و معیشت مردم منطقه را رقم می‌زد، امروز در کشاکش سنت و مدرنیته، بازار شکننده و تغییر ذائقه و سلیقه، نفس‌های آخر را می‌کشد و نیازمند احیا و نجات است.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا؛ قالیبافی در ملایر نه یک پیشه که زبان مشترک نسل‌هاست، این دیار با گره‌های ظریف دستان پینه‌بسته، روایتی از اصالت، صبوری و زیبایی را می‌بافد و در کارگاه‌های کوچک روستایی، میان دیوارهای کاهگلی، دارهای چوبی قامت افراشته‌اند و نقش‌هایی از جنس خاطره و باور، گره به گره جان می‌گیرند، ماهی‌ریزه‌ حسین‌آباد شاملو، با آن نظم شگفت‌انگیز و حرکت موج‌وار ماهی‌ها در دل نقش، همچون رودی از اسطوره در بافت فرش جاری می‌شوند.

از سوی دیگر، چارچنگ ننج و میشن، با ساختاری ساده اما رازآلود، گویی روایتگر بازی‌های کودکانه و نجوای مادرانه در پس‌کوچه‌های این دیار است و در این میان، فرش پیچ جوزان با ترکیب‌های منحصربه‌فرد و طرحی که در هیچ جای دیگر ایران تکرار نشده، چون امضایی جاودان بر تاروپود این سرزمین نقش بسته است، هر گره، هر رنگ لاکی و سُرمه‌ای و نیلی، فریاد هویتی است که در گذر زمان کمرنگ نشده، اما برای زنده‌ماندن تشنه نگاه نو و نفس تازه‌ نسل امروز است.

فرش دستباف ملایر، با قدمتی چندصدساله و شهرتی جهانی، امروز با چالش‌های متعددی دست‌به‌گریبان است که بافت سنتی و اصیل آن را تهدید می‌کند.

از یک سو، رنگ‌های طبیعی و گیاهی که زمانی رمز ماندگاری و جلای خاص این فرش بودند، جای خود را به رنگ‌های شیمیایی ارزان‌تر اما بی‌دوام داده‌اند، نتیجه این تغییر فرش‌هایی با طرح‌های تکراری و رنگ‌های تخت و بی‌روح است که دیگر آن حس گرما و اصالت دیرین را منتقل نمی‌کنند.

از سوی دیگر مهاجرت بی‌رویه بافندگان ماهر از روستاها و شهر ملایر، پیکره اصلی این هنر-صنعت را خالی کرده است.

همچنین، دارهای قدیمی در خانه‌ها جمع شده و نسل جوان نیز کمتر رغبت به یادگیری این حرفه پرزحمت و کم‌درآمد نشان می‌دهد، دستمزد پایین بافنده در مقایسه با ساعت‌ها نشستن پشت دار و گره زدن، شیرازه این صنعت را سست کرده است.

افزون بر این ها، بازار رقابت نیز سخت‌تر شده؛ از یک سو فرش‌های ماشینی با تنوع طرح و قیمت بسیار پایین خریدار عام را جذب کرده است و از سوی دیگر، برندهای بزرگ فرش دستباف سایر مناطق ایران (مانند تبریز، کاشان یا نائین) با بازاریابی حرفه‌ای‌تر، سهم ملایر را در بازارهای داخلی و خارجی کاهش داده‌اند.

در عین حال نبود برندسازی مدرن، ثبت ناقص نشان جغرافیایی و ضعف در بسته‌بندی و صادرات و بازاریابی، فرش سنتی ملایر را در انبوه محصولات مشابه گم کرده است.

مرگ تدریجی هنر هزار ساله در ملایر

سود فرش دستباف ملایر در جیب دلالان

تغییر ذائقه مشتری نیز آسیبی جدی برای فرش دستباف ملایر است،؛ نسل امروز خواهان فرش‌هایی با ابعاد کوچک‌تر، طرح‌های مینیمال و رنگ‌های خنثی است، در حالی که بسیاری از تولیدکنندگان ملایر هنوز بر طرح‌های سنتی و پرنقش‌ونگار بزرگ‌مقیاس اصرار دارند، نتیجه این فاصله میان تولید و تقاضا، انبارهای پر از فرش‌های فروش‌نرفته و دلیلی بر دلسردی هرچه بیشتر بافندگان است.

این در حالیست که حمایت هوشمندانه، آموزش نسل نو و پیوند با طراحی روز، شاید بتواند بار دیگر بر دارهای قالی جان تازه‌ای بخشد.

«رضا احمدی» یک فرشباف ۵۲ ساله است که از ۱۲ سالگی پای دار قالی نشسته و حدود ۴۰ سال است که رنج و شادی این کار را می‌چشد، پدر و پدربزرگش هم فرشباف بودند، اما روزگار امروز او با روزگار دیروز خیلی فرق دارد.

او درباره مهم‌ترین مشکلی که امروزه یک فرشباف با آن دست و پنجه نرم می‌کند،گفت: مواد اولیه، بازار فروش و معیشت از جمله مشکلاتی است که بافندگان فرش دستباف ملایر با آن درگیر هستند.

احمدی بیان کرد: قبلاً نخ‌های مرغوب ایرانی به وفور پیدا می‌شد، اما الان بیشتر نخ‌ها یا خارجی‌اند و قیمت‌شان سر به فلک می‌کشد و یا اگر ایرانی باشد، کیفیت پایین آمده و نخ نامرغوب موقع بافت پاره می‌شود و کار ما را دو برابر می‌کند.

مرگ تدریجی هنر هزار ساله در ملایر

نخ‌های نامرغوب کیفیت فرش را پایین آورده است

این پیشکسوت هنر قالیبافی ادامه داد : از طرفی، رنگ‌های گیاهی طبیعی جای خود را به رنگ‌های شیمیایی نامرغوب داده که نه تنها به دستمان آسیب می‌زند بلکه دوام فرش را هم کم می‌کند اما چاره‌ای نیست، چون مشتری فرش ارزان می‌خواهد.

احمدی با اشاره به مشکلات بازار فروش و واسطه‌ها، اظهار کرد: بزرگ‌ترین ظلم به فرشباف دست‌های واسطه است، ما یک قالی سه متری را ۶ ماه می‌بافیم و واسطه می‌آید با هزار تا بهانه قیمت را پایین می‌آورد، آخر سر یک فرش را مثلاً پنج میلیون تومان از ما می‌خرد، اما فردا آن را ۱۵ میلیون تومان در بازار می‌فروشد.

یک فرشباف: دستمزد ما برای یک روز کار تمام وقت، گاهی کمتر از حقوق یک کارگر ساده ساختمانی می‌شود.

وی همچنین گفت: دستمزد ما برای یک روز کار تمام وقت، گاهی کمتر از حقوق یک کارگر ساده ساختمانی می‌شود.

این هنرمند ملایری با اشاره به اینکه فرش دستباف ایران در دنیا حرف اول را می‌زد،افزود: اما تحریم‌های بانکی و حمل و نقل، صادرات را فلج کرده، بسیاری از تجار دیگر فرش ما را نمی‌خرند یا هزینه‌های ارسال آن بسیار گزاف شده، در نتیجه، بازار داخلی هم اشباع شده و خریدار هم قدرت خرید ندارد.

این قالیباف ادامه داد: خیلی از کارگاه‌های بزرگ تعطیل شده و بافنده‌ها به روستاها برگشته‌اند و آنجا هم اغلب بیکارند.

مرگ تدریجی هنر هزار ساله در ملایر

ایجاد بازارچه؛ کمترین خواسته بانوان فرشباف

«شکوه بیاتانی» دیگر فرشباف ملایری نیز با اشاره به مشکلات این هنر اصیل ملایر، گفت: من بیش از ۶ دهه است که فرش می‌بافم، بیمه قالیبافان یک معضل قدیمی است، خیلی از بافنده‌ها، خصوصاً زنان سرپرست خانوار که در خانه کار می‌کنند هیچ بیمه‌ای ندارند.

وی تاکید کرد: اگر آنها مریض شوند یا آسیبی ببینند، دیگر هیچ درآمدی ندارند، چند سال پیش قرار بود بیمه تأمین اجتماعی برای بانوان راحت شود اما عملًا آنقدر بروکراسی و شرایط سخت گذاشته‌اند که کمتر کسی می‌تواند استفاده کند، تسهیلات هم که اصلاً به دست ما نمی‌رسد و به دلالان می‌رسد.

بیاتانی ادامه داد: نسل جوان امروز فرش دستباف با ابعاد بیش از 20 متر و حتی ۱۲ متر برای خانه ۵۰ متری خود نمی‌خواهد، سلیقه به سمت طرح‌های مدرن، ابعاد کوچک (پادری، کناره، گلیم) و رنگ‌های شاد رفته اما بیشتر بافنده‌های قدیمی همان طرح‌های سنتی و بزرگ را بلدند.

یک بانوی فرشباف: کسی به ما آموزش نمی‌دهد که چطور طرح‌های مینی مالیست ببافیم یا چطور از کامواهای نازک برای تابلوفرش استفاده کنیم، داریم با یک دنیای قدیمی و یک بازار جدید مواجه می‌شویم و هیچ پل ارتباطی بین آنها نیست.

او ادامه داد: کسی به ما آموزش نمی‌دهد که چطور طرح‌های مینی مال ببافیم یا چطور از کامواهای نازک برای تابلوفرش استفاده کنیم، داریم با یک دنیای قدیمی و یک بازار جدید مواجه می‌شویم و هیچ پل ارتباطی بین آنها نیست.

این هنرمند فرشباف ملایری ایجاد بازارچه‌های فروش مستقیم را یک راهکار مهم برای حل مشکلات فرش دستباف عنوان و بیان کرد: به جای واسطه ها باید برای ما بازارچه‌های محلی یا اینترنتی درست کنند تا خودمان فرش را به دست مشتری برسانیم.

بیاتانی از دیگر درخواست‌ها به بیمه درمانی و پرداخت وام برای خرید مواد اولیه اشاره و بیان کرد: فرش دستباف ملایر خریدار خود را دارد، از قدیم بازار فروش داشته و امروز باید بازار فروش این فرش‌ها دوباره احیا شود به ویژه صادرات فرش که یک ضرورت است.

او گفت: نباید اجازه داد این هنر که به جای نفت می تواند جایگزین شده و ارزآوری بالایی برای ایران داشته باشد به فراموشی سپرده شود، جوانان ما دیگر رغبتی به کار قالیبافی ندارند چون می‌بینند بزرگ‌ترشان با کوله‌باری از تجربه چیزی عایدشان نشده است.

مرگ تدریجی هنر هزار ساله در ملایر

فرش دستباف ملایر نیازمند حمایت برای احیای جایگاه خود

رئیس خانه فرش دستباف ملایر با اشاره به پیشینه درخشان این هنرصنعت در این شهرستان، گفت: روزگاری یک‌سوم جمعیت ملایر از طریق فرش دستباف امرار معاش می‌کردند و این هنر از رونق بالایی برخوردار بود.

«محمد امینی» اظهار کرد: تا سال ۱۳۹۰ اوج فعالیت ما به‌ویژه در حوزه صادرات بود و بیش از یک‌هزار و ۲۰۰ بافنده فعال داشتیم اما از سال ۱۳۹۲ به دلیل تحریم‌ها و تا اندازه‌ای نیز به سبب ناآگاهی برخی مسئولان، فرش دستباف ملایر با افول مواجه شد.

وی با تاکید بر لزوم نهادینه شدن فرهنگ استفاده از فرش ایرانی، افزود: شعار «هر فرد ایرانی، یک فرش ایرانی» یا دستکم «هر خانه ایرانی، یک فرش ایرانی» باید همواره مدنظر باشد.

امینی: این هنر اصیل را نسل به نسل منتقل خواهیم کرد و اجازه نمی‌دهیم فرش ملایر از عیار بیفتد، چراکه پدرم از سال ۱۳۲۵ با اخذ مجوز، زحمات بسیاری برای حفظ این هنر کشید و امروز این رسالت بر دوش من و فرزندم است.

امینی گفت: این هنر اصیل را باید نسل به نسل منتقل کرده و اجازه ندهیم فرش ملایر از عیار بیفتد، پدرم از سال ۱۳۲۵ با اخذ مجوز، زحمات بسیاری برای حفظ این هنر کشید و امروز این رسالت بر دوش من و فرزندم است.

رئیس خانه فرش دستبافت ملایر با اشاره به احیای نقشه‌های قدیمی فرش‌هایی چون «میشن»، «جوزان»، «کسب» و «ننج» ابراز خرسندی کرد: با تلاش مستمر، تعداد بافندگان ما از یک یا دو نفر در آغاز کار، پس از حدود پنج سال به یک‌هزار نفر رسید که دستاوردی ارزشمند بود.

امینی گفت: با تابلوفرش نمی‌توان فرش دستباف را ترویج کرد؛ فرش یعنی زیراندازی به ابعاد ۶، ۹، ۱۲، ۱۵ و ۲۴ متر که باید در خانه هر ایرانی خودنمایی کند.

مرگ تدریجی هنر هزار ساله در ملایر

نیاز حیاتی به کارخانه ریسندگی پشم در ملایر

وی تصریح کرد: برای توسعه فرش دستباف، باید خانه‌های فرش را گسترش دهیم، کارگاه رنگرزی گیاهی راه‌اندازی کنیم و از بافندگان ماهر بهره ببریم، متاسفانه نبود سرمایه کافی و حمایت نشدن درست، به این هنر ضربه زده اما طی سالهای اخیر بازار داخلی رونق نسبی داشته است و امیدواریم مشکل صادرات نیز حل شود.

امینی، احداث کارخانه ریسندگی پشم و رنگرزی گیاهی با زنجیره کامل تولید را از راهکارهای اساسی توسعه فرش ملایر دانست و خاطرنشان کرد: برای اجرای این طرحها به تامین زمین، سرمایه اولیه و صدور مجوزهای لازم نیاز داریم و در صورت حمایت، فرش دستباف در مراحل اولیه به رونق می‌رسد و درآمد آن نیز در جریان کار تأمین خواهد شد.

وی با اشاره به حضور فرش ملایر در موزه‌های فرش رم، اتریش و دیگر کشورهای اروپایی، پیشنهاد داد: در کنار این طرح ها می‌توان موزه فرش و مجموعه تفریحی نیز احداث کرد که الگویی برای سایر شهرها باشد.

این پیشکسوت فرشبافی گفت: باید از فرش دستباف ملایر نمادی ماندگار به جای بگذاریم، چراکه فرش می‌تواند جایگزین درآمدهای نفت شود.

مدیرعامل شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر: میزان تولید فرش دستباف در شهرستان ملایر از حدود ۱۷۰۰ متر به حدود ۳۰۰ متر رسیده که کاهش چشمگیری دارد و امروز برای احیای فرش، نیاز به حمایت جدی دولت داریم.

قصه از سکه افتادن ریسندگی و رنگرزی، دلسوزان این حرفه را بر آن داشته تا برای توسعه کار و ایجاد کارگاه‌های بزرگ رنگرزی گیاهی و ریسندگی دست به کار شوند، علاوه بر امینی، «احمد ملکی» که مدیرعامل شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر است نیز درصدد توسعه کارگاه رنگرزی پدری‌اش برآمده که در حال حاضر تنها کارگاه رنگرزی گیاهی است که سایر شهرها حتی اراک نیز از خدمات آن بهره‌مند می‌شود.

شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر از سال ۱۳۷۳ زیر نظر جهاد کشاورزی شروع به فعالیت کرده و سازوکار جهاد با بافندگان این‌گونه بود که‌ مواد اولیه به‌صورت اقساطی در اختیار بافندگان قرار می‌گرفت و پس‌ از اینکه فرش بافته و به فروش می‌رسید، هزینه‌ای که جهاد بابت خرید مواد اولیه در اختیار بافندگان قرار می‌داد، از حساب فروش فرش کسر می‌شد، در حالی‌که از زمانی‌که این شرکت زیر نظر بازرگانی و سازمان صمت رفت، این رویه در حال حاضر از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت انجام نمی‌گیرد.

ملکی معتقد است: با این اقدام ۸۰ درصد بساط فرش دستباف امروز از بین رفته و تنها ۲۰ درصد باقی مانده و طی سال‌های قبل به دلیل بی‌اهمیتی مسوولان به فرش دستباف و تحریم‌ها، ضربه زیادی به فرش وارد شد و خریداری نیست که فرش را از خانه‌دار بخرد.

او، اوج توسعه و فروش فرش دستباف را سال ۱۳۸۴ عنوان کرد و افزود: کلاس پنجم بودم که پدرم از اول هفته هر چه فرش بافته می‌شد، جمع می‌کرد و روز جمعه همه فرش‌ها به فروش می‌رفت، اما اکنون فرش داریم که پنج سال در شرکت تعاونی مانده و خریداری ندارد.

مدیرعامل شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر ادامه داد: میزان تولید فرش دستباف در شهرستان ملایر از حدود ۱۷۰۰ متر به حدود ۳۰۰ متر رسیده که کاهش چشمگیری دارد و امروز برای احیای فرش، نیاز به حمایت جدی دولت داریم.

ملکی اظهار کرد: نبود صادرات و عدم تمایل بانوان به بافت فرش به دلیل سکونت در آپارتمان‌ها، موجب کم‌رمقی فرش دستباف شده است.

مرگ تدریجی هنر هزار ساله در ملایر

ضرورت ثبت جهانی فرش دستباف

رییس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ملایر نیز بیان کرد: در سال‌های گذشته مهارت‌هایی نظیر بافت قالی جوزان، نقش ماهی ازندریان، چهارچنگ کسب و ننج و قالی میشن در فهرست میراث ناملموس کشور ثبت ملی شده است.

«ابراهیم جلیلی» افزود: در شهر ازندریان و روستای کسب نیز ۲ جشنواره فرش برگزار شده که با استقبال گسترده مردم و مسافران روبه‌رو شده است.

وی برگزاری جشنواره‌ها را یک راهکار مهم برای حفظ اصالت و هویت فرش دستباف ملایر عنوان و بیان کرد: تلاش کردیم بازارچه‌ها و کارگاه‌هایی فرشبافی را یا کمک شهرداری و بسیج سازندگی در سطح شهر گسترش دهیم.

رییس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ملایر ابراز امیدواری کرد: با حمایت دیگر ارگان‌ها و نهادها و علاقه‌مندی هر چه بیشتر بانوان و نسل جوان به هنر فرشبافی، بتوانیم این هنر را از آسیب جدی نجات دهیم.

چلیلی در عین حال کاهش صادرات، هزینه‌های بالای تولید، ضعف در بازاریابی جهانی، نبود حمایت‌های بیمه‌ای کافی، پراکندگی زنجیره تولید و عدم حضور پررنگ نسل جوان در بافت فرش‌های سنتی را از عمده مشکلات فرش دستباف عنوان کرد.

وی ادامه داد: گام‌های مثبتی برای حل مشکلات این هنرصنعت برداشته شده و تاکنون مهارت بافت در مناطقی همچون میشن، کسب و ننج، حسین‌آباد و ازندریان جوزان به عنوان میراث ناملموس ثبت ملی شده‌اند اما این مسیر باید با معرفی جهانی این مهارت‌ها ادامه یابد.

رهاورد:

فرش دستباف ملایر فقط یک کالا نیست؛ هویت، تاریخ و هنر این مرز و بوم است.

وقتی یک فرشباف می‌میرد، با او یک نقشه اصیل و صدها تجربه هم برای همیشه از بین می‌رود، ضروری است بیش از گذشته صدای فرشبافان شنیده شود و گام‌ها برای هموار کردن مسیر این هنر جدی‌تر شود تا علاوه بر حفظ یک هویت و اصالت تاریخی، آثار و منافع اقتصادی آن نیز نصیب فعالان این هنر-صنعت شود.