هفته صنایع دستی و هنرهای سنتی، صرفاً نواختن زنگ تجلیل از میراث کهن این سرزمین نیست؛ بلکه فرصتی است برای شنیدن ضربان واقعی قلبی که در سینه کارگاههای کوچک و خلوت هنرمندان میتپد. در جهانی که هر روز بیش از پیش به سمت مصرفگرایی یکبار مصرف و کالاهای بیهویت صنعتی خزیده، صنایع دستی ایران چونان سروی استوار ایستاده و روایتگر اصالت، صبوری و ذوق سرشار مردمانی است که از دل هیچ، زیبایی میآفرینند.
اما پرسش اساسی اینجاست که این سرو کهنسال، در پس این همه تمجید و تجلیل سالانه، از چه خاکی آب میخورد و آیا هوایی که تنفس میکند، هوای حمایت و شکوفایی است یا آمیخته به غبار مشکلاتی مزمن که هر روز قامتش را خمیدهتر میکند؟ تصور عموم از هنر، اغلب در همان لذت بصری لحظهای خلاصه میشود؛ نقشی چشمنواز، چرمی خوشدست یا بافتی ظریف. اما در پس پرده این ظرافتها، نبردی خاموش هر روزه در جریان است.
نبردی که یک سوی آن، هنرمندی است مسلح به عشق و مهارت، و سوی دیگرش، بیثباتی اقتصادی که با نوسانهای قیمت مواد اولیه، قدرت برنامهریزی را از او میگیرد؛ این بیثباتی، زخمی است که مستقیماً بر پیکره خلاقیت و اقتصاد هنر فرود میآید.
فراتر از آن، هنرمند ایرانی در میدان فروش و دیده شدن، به سربازی تنها میماند که باید همزمان طراح، تولیدکننده، بازاریاب و قصهگوی اثر خویش باشد. حلقهای به نام «بازاریابی تخصصی» و «معرفی فرهنگی» سالهاست که از زنجیره ارزش صنایع دستی حذف شده و این غیبت، پلی میان کارگاههای عاشق و مردمی که تشنه اصالت هستند اما آن را نمیشناسند، ویران کرده است.
مشتری بالقوهای که با پیشینه یک هنر آشنا نیست و فرآیند پرزحمت خلق یک محصول را ندیده، طبیعی است که ارزش آن را با کالاهای ارزان و بیکیفیت بازار میسنجد و این آغاز یک تراژدی خاموش برای هنری است که میتواند دههها عمر کند. از سوی دیگر، ویترینهایی که قرار است محل عرضه این شاهکارها باشند، آیا واقعاً در شأن یک اثر هنری اصیل هستند؟ فضایی که صرفاً با چند میز و تیرک برپا میشود و از حداقلهای رفاهی برای هنرمند و بازدیدکننده خالی است، نمیتواند راوی شکوه یک تمدن باشد.
این غفلت از کیفیت ارائه، این پیام مخرب را به مخاطب القا میکند که ارزش این آثار، همسنگ فضایی موقت و بیامکانات است. حال آنکه ظرف یک کالای دستساز، عصاره تاریخ، فرهنگ و هویت یک ملت نهفته است.
ریشههای هفتهزار ساله هنر سفال در قم

حمیده عمویی اردکانی در گفتوگو یا ایسنا اظهار کرد: قم یک تاریخچه هفت هزار ساله در زمینه سفال دارد و یکی از نخستین کورههایی که بشر ساخته و درون آن ظروف گلی خود را پخته، در قم کشف شده است که این نشان میدهد این خاک و این موقعیت جغرافیایی از دیرباز مستعد چنین هنری بودهاند.
هنرمند و مدیر عامل شرکت کاشی و سرامیک تصریح کرد: چالشهای استان قم در زمینه مسائلی که هنرمندان با آنها دست و پنجه نرم میکنند هیچگاه جدا از چالشهای کل کشور نبوده، اما فکر میکنم هنرمندان قم همیشه پویاتر از بسیاری از نقاط دیگر بر این مشکلات فائق آمدهاند، زیرا این استان همواره محدودیتهای ویژهای به خصوص در عرصه هنر داشته است.
وی با بیان اینکه نبود بازار فروش یا مشکلات صادرات از جمله مسائلی است که خود هنرمند میتواند آنها را حل کند، ادامه داد: الان هم با توجه به اینکه واردات محصولات چینی و سرامیک به کشورمان بسیار محدود شده، فکر میکنم فرصت مغتنمی پیش آمده تا فعالان حوزه سرامیک رشد بیشتری در زمینه صادرات محصولاتشان داشته باشند.
رنجهای پنهان تولید؛ وقتی هنر حرفهای میشود
عمویی با بیان اینکه همیشه هنر رویهای لطیف و نرم دارد، اما وقتی حرفهای میشود آنقدر چالشها زیاد میشوند که شاید عموم مردم از درکشان عاجز باشند، توضیح داد: مشکلاتی که وجود دارند ولی برای کسانی که فقط خروجی کار هنرمند را میبینند، معمولاً غیرقابل مشاهدهاند. مثلاً در رشته ما مشکلات قطع برق بوده که تابستانها همواره با آنها دست و پنجه نرم میکردیم.
وی افزود: چون کورههایمان برقی هستند و هیچکس نمیداند یک تولیدکننده چه مسائلی را باید از سر بگذراند تا سفارشهایش را تحویل دهد. قطعی برق برنامه کورهها را به هم میریزد و یک پخت مجدد را تحمیل میکند که هم هزینه مضاعف و هم اتلاف وقت را به دنبال دارد. این مسئلهای است که به طور کلی هنرمندان سرامیک حتماً با آن دست و پنجه نرم میکنند.
این هنرمند ادامه داد: از طرفی مسئولان هم در این سالها چالشهای بزرگ و حیاتیتری داشتهاند که حل و فصل مسائل ما شاید در اولویت چندم قرار بگیرد. من فکر میکنم هر تیم تولیدی اگر خودش بتواند این مسائل را رفع کند، حتماً از رقبا پیشی گرفته است و شاید درست هم همین باشد، چون آنقدر مسائل کلان وجود دارد که چالشهای کوچک یک هنرمند از نظر مسئولان دیگر چندان قابل توجه نیست.
عمویی با بیان اینکه در شرایط فعلی یک تولیدکننده به همراه تیمش بسیار تنهاست، گفت: در مورد اینکه نهادهای استان چه کارهایی باید انجام دهند، به نظر من اگر بعضی کارها را انجام ندهند به صلاح ماست. مثلاً شرکت ما از ابتدا به صورت قانونی ثبت شده و نیروهایمان کاملاً در چارچوب قانون دریافتی خود را دارند، اما شاید باور نکنید که گاهی اوقات چه سرکهایی به کارگاه ما کشیده میشود.
برخورد دوگانه با تولیدکنندگان قانونمدار
مدیر عامل شرکت کاشی و سرامیک یادآور شد: من میشناسم اصنافی را که در کارگاههایشان حقوق پرسنل را نادیده گرفتهاند و اصلاً در چارچوب قانون هیچ پرداختی انجام نمیدهند و پروندهای در اداره کار و بیمه ندارند تا کسی به آنها رسیدگی کند، اما در این سالها کارگاه ما بارها و بارها ناظرانی داشته که بسیار توهینآمیز برخورد کردهاند.
وی ادامه داد: مثلاً چون ما نمایشگاه فروش هم داخل کارگاهمان داریم، اگر مشتری یا مهمانی برای خرید یا تماشای محصولات بیاید، گاهی مسئول بیمه آنقدر توهینآمیز با آن مهمان برخورد کرده که واقعاً باعث شرمندگی ما شده است. فکر میکنم مسئولان نه تنها باری را در این سالها از دوش تولیدکننده برنداشتهاند، بلکه گاهی خستگی را هم بر دوش ما گذاشتهاند.
عمویی بیان کرد: وامهایی که بارها از طرف میراث فرهنگی وعده داده شده که تولیدکنندگان دریافت کنند، هیچکدام سرانجامی نداشته به خاطر یکدست نبودن قسمت اعتباری بانکها و حتماً عدم قدرت و تسلط کافی میراث فرهنگی در اینکه این پرداختها به هنرمندان و تولیدکنندگان انجام شود. این مسائل همواره ناامیدیهایی برای تولیدکنندگان به همراه داشته است.
این هنرمند صنایع دستی تأکید کرد: من در این سالها یاد گرفتهام که از این درخواستها و حمایتهایی که گاهی تیترهای جذابی دارند و مدیران در بخشهای مختلف برای تبلیغ خودشان انجام میدهند، همیشه دور باشم و خودم و تیمم را کاملاً مستقل و متکی به خودمان پیش ببرم. دلسردی امروز به یک سندروم عمومی در همه اصناف تبدیل شده، نه فقط در میان هنرمندان.
برندسازی از دسترفته در اینستاگرام
وی افزود: مثلاً ما مدتها برای پیج اینستاگراممان کار کردیم تا برندمان را معرفی کنیم، اما اتفاقاتی که برای اینترنت کشور افتاد باعث شد پیج اینستاگراممان رها شود و این برای ما هزینه زیادی داشت؛ تیمهایی که میآمدند فیلم میگرفتند، آپلود میکردند و هزینه میکردیم تا برندمان را تعریف کنیم، اما همه آن را از دست دادیم و میدانیم که استارت دوباره آن، کلی هزینه جدید نیاز دارد.
عمویی عنوان کرد: الان در فضاهای تازه و پیامرسانهای داخلی دوباره تلاش میکنیم برندمان را معرفی کنیم، اما این اتفاق با دلسردی همراه است؛ هیچ بعید نیست دوباره هر کدام از این فضاها دچار تهدید شود و ما مجبور شویم آنچه را برایش زمان گذاشتهایم، از دست بدهیم. مدام در مسیرهایی قرار میگیریم که بارها و بارها باید آنها را از نو طی کنیم.
وی ادامه داد: هر بار نزدیک میشویم به انتهای راه، یک سری عوامل باعث میشود که مجبور شویم برگردیم و از ابتدا دوباره مسیر را برویم و این بسیار خستهکننده است، در این خصوص هنرمندان هم جدا از بقیه اقشار مردم نبودهاند؛ آنها هم در این سالها مسیرهای زیادی رفتهاند و مجبور شدهاند دوباره از نو شروع کنند.

این هنرمند تصریحکرد : رشته ما مثل سایر رشتههای هنری فکر میکنم تا زمانی که یک علاقه عمومی در آن تیم وجود نداشته باشد، اصلاً شکل نمیگیرد، چون وقتی زمان و هزینهای را که یک هنرمند از عمر و سلامتش برای تولید اثر هنری میگذارد، حساب کنیم، میبینیم این زمان و انرژی را اگر در هر کسب و کار دیگری بگذارد حتماً خروجی خیلی بیشتری خواهد داشت.
عمویی اظهار کرد: به نظر من دلیل اینکه هنر فراموش نشده و همچنان به حیات خود ادامه میدهد این است که افرادی هستند فارغ از این محاسبات ساده و مادی، میایستند پای کار و میخواهند از چیزی حفاظت کنند.
وی با بیان اینکه رشته ما، رشته سرامیک، در کشورمان بسیار ریشهدار است و برای ما فقط یک کار هنری نیست، ادامه داد: ما هر بار حتی در کارهایمان، وقتی محصولی برای مشتری ارسال میکنیم، یک برگه میگذاریم که یادآوری کنیم محصول ما از خاک این سرزمین تولید شده است.
این هنرمند در پایان اضافه کرد: رای ما ارزش افزودهای دارد که خاکمان را که با ارزش است و به آن اعتقاد و علاقه داریم، در فرمها و شکلهایی به زندگی دوباره ببخشیم و به شکلی هنرمندانه از ماندگاری، زیبایی و سرپایی آن محافظت کنیم.
کابوس بیثباتی؛ هر روز قیمت مواد اولیه تغییر میکند
در ادامه، مهری فراوانی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مواد اولیه و متریال بحث بسیار مهمی است تا بتوانیم به صورت عمده و با قیمت مناسب تهیه کنیم و تولیداتمان را افزایش دهیم. متأسفانه شرایط کنونی که تقریباً تمام تولیدکنندهها در همه حرفهها با آن دستوپنجه نرم میکنند این است که ثبات قیمت وجود ندارد.
مربی و هنرمند نمونه چرمدوزی تصریح کرد: من شخصاً در چند ماه اخیر بعد از عید تجربه کردم که هر روز قیمتها تغییر میکرد و نمیتوانستم برای محصول نهاییام قیمت ثابتی مشخص کنم. این معضل مهمی است که امروز همه تولیدکنندهها با آن درگیرند.
وی با بیان اینکه باید برای این بیثباتی برنامهریزی شود، ادامه داد: راهکار یا سرمایهدارانی هستند که مواد اولیه را برای تولیدکننده تهیه کنند، یا سازمان میراث فرهنگی هنرمندان هر رشته را مستقیماً به تولید لینک کند؛ در رشته ما فروشگاهها و دباغیهای چرمشهر این امکان را دارند اما اکثر هنرمندان سرمایه اولیه کافی ندارند.
تبلیغات؛ بسیار تاثیرگذار بر معرفی پیشینه هنر
فراوانی با بیان اینکه از طرفی تبلیغات در زمینه پیشینه فرهنگی هنر چرم بسیار ضعیف است، تاکید کرد: میراث فرهنگی حمایتی نمیکند و در کانالهایش بیشتر افتتاحیهها و عکس مسئولین دیده میشود و نهایتاً چند فراخوان مسابقه و همایش برگزار میکند.
وی افزود: باید تخصصی روی این موضوع فکر شود تا هر رشته هنری هم بین مردم جا بیفتد و هم به خوبی معرفی شود؛ مردم باید بدانند حرفههای صنایع دستی هم کاربردی هستند هم تزئینی و ریشه چرم از کجا آمده و چگونه وارد صنعت شده است.
این هنرمند عنوان کرد: همچنین باید ارزش هنری کار چرم در مقابل کارهای بازاری مثل محصولات چینی مشخص شود؛ یک ضربالمثل آلمانی میگوید ما هنوز آنقدر پولدار نشدهایم که جنس ارزان و بیکیفیت بخریم و منظورشان خرید کالای بادوام است.
وی ادامه داد: کسی که کیف بیکیفیت میخرد، بعد از شش ماه مجبور به هزینه دوباره میشود. در حالی که میتوانست یک کیف چرم باکیفیت بخرد که ۱۰ تا ۱۵ سال برایش کار کند و هیچگاه کیفیت خود را از دست ندهد.

هنرمند تولیدکننده، بازاریاب نیست
فراوانی با اشاره به چالش اصلی هنرمندان گفت: بازار فروش در یک سال اخیر بسیار ضعیف شده و بازاریابی قوی میطلبد، اما کسی که در کارگاهش غرق تولید است، نمیتواند تخصصی بازاریابی هم انجام دهد؛ هنرمند شش ماه کار میکند و محصولش را دپو میکند و بعد باید منتظر برگزاری نمایشگاه یا فروش مجازی بماند.
وی افزود: این پروسه طولانی را یک بازاریاب ماهر میتواند کوتاه کند که چه در صادرات و چه در فروش داخلی تخصصی عمل کند؛ اما هزینه استخدام بازاریاب اختصاصی برای هر کارگاه مقدور نیست و به نظرم میراث فرهنگی باید بازاریابهایی را بیاورد که به صورت جمعی فعالیت کنند.
این هنرمند بیان کرد: از طرف دیگر به دلیل تحریمها، تهیه چرمهای باکیفیت خارجی یا صادرات محصولات با مشکل مواجه شده است؛ هنرمندی که قصد نمایشگاه خارجی دارد، هزینه هنگفتی متحمل میشود و نیاز به نمایندهای برای پرزنت کارها حس میشود.
وی ادامه داد: ما در انجمن چرم میتوانیم نماینده انتخاب کنیم، اما این کار هم چالشهای خودش را دارد و نیازمند حمایت میراث برای هزینههای گمرک، بستهبندی و مسائل مرزی است؛ مهمترین مسئله حمایت مالی است، اما سرمایهداران در این شرایط بیثباتی قیمتها تمایلی به سرمایهگذاری ندارند.
فراوانی با انتقاد از نحوه اعطای تسهیلات گفت: امسال در لیست معرفیشدگان، من با آن همه تنوع متریال و ابزار گرانقیمت، با کسی که دوخت سنتی انجام میدهد، در یک پایه دویست میلیون تومان تسهیلات گرفتیم. این اصلاً کارشناسی نیست و باید به رشتههای پرهزینه، تسهیلات بالاتری تعلق بگیرد.
وی ادامه داد: نمایشگاهها هم باید رایگان باشد و سازمانها محصولات هنرمندان را به عنوان هدایای سازمانی پرزنت کنند؛ بیشترین تبلیغات را نیز باید خود میراث فرهنگی انجام دهد، چون هنرمندان صرفاً یک پیج مجازی دارند و هر چند وقت یکبار کارت ویزیت چاپ میکنند.
این مربی چرم دوزی تصریح کرد: اگر روابط عمومی میراث فرهنگی هر از گاهی از کارگاهها بازدید و از صفر تا صد تولید یک کلیپ کوتاه تهیه کند، مردم ارزش کار را میفهمند؛ در نمایشگاهها نیز به دلیل محدودیت غرفهها امکان پخش فیلم نداریم وگرنه کسی نمیپرسید چرا این محصول گران است.
نمایشگاهها در شان هنر ایرانی نیست
وی با گلایه از کیفیت نمایشگاهها گفت: متأسفانه حتی مسئولین هم دید هنری ندارند و برخوردشان بازاری است؛ مکانهای نمایشگاهی در شأن هنرمند نیست و حداقل امکانات رفاهی مثل سرویس بهداشتی را هم ندارد. فقط چهار تیرک میزنند و اسمش را غرفه میگذارند و میگویند محصولت را بفروش.
فراوانی اظهار کرد: این یک ضعف مدیریتی است و باید قبل از برگزاری، از خود هنرمندان خبره مشورت گرفته شود که فلان مکان بازدهی فروش دارد یا خیر. هنرمند یک هفته وقت میگذارد و بدون فروش برمیگردد، چون همه چیز دقیقه نودی و بدون برنامهریزی اعلام میشود.
وی در پایان یادآور شد: همه ما از مسئول بالا گرفته تا هنرمند و مردم، مثل یک زنجیر به هم وصلایم و باید برای هم ارزش قائل شویم. من هنرمند توقع حمایت دارم تا بهترین محصولم را ارائه دهم و خریدار هم با رضایت، برای صنایع دستی و شهرم تبلیغ کند. اگر هنرمند نباشد، مردمی هم برای خرید و مسئولی هم برای فعالیت در این حوزه وجود نخواهد داشت.
انتهای پیام