بهگزارش قدس آنلاین، صد و هفتمین روز از نبرد، تصویر شفافتری از «تغییر موازنه قدرت در میز مذاکرات» ارائه داد. در حالی که نخستوزیر پاکستان و دیپلماتهای غربی از نهایی شدن پیشنویس توافق و امضای قریبالوقوع آن سخن میگویند، دستگاه تصمیمساز ایران با اتخاذ رویکردی محتاطانه نشان داده اسیر شتابزدگیهای انتخاباتی دونالد ترامپ نخواهد شد. امروز، افشای توافق پنهان واشنگتن برای آزادسازی ۲۴میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران ثابت کرد استراتژی «محاصره دریایی» نتوانست جایگزینی برای دیپلماسی واقعبینانه باشد. با این حال، تداوم عملیات ویرانگر اسرائیل در جنوب لبنان، اصلیترین مانع بر سر راه نهایی شدن این تفاهمنامه است؛ تفاهمنامهای که ایران بهدرستی، اجرایی شدن آن را به بازگشت کامل امنیت به تمامی جغرافیای مقاومت گره زده است.
تضاد راهبردها؛ خونسردی در تهران، آشفتگی در واشنگتن
اظهارات متناقض در پایتختها، بهترین شاخص برای ارزیابی وضعیت مذاکرات است. دونالد ترامپ که تا دیروز اخبار توافق را «جعلی» میخواند، امروز در شبکههای اجتماعی از اظهارات عباس عراقچی استقبال میکند. این چرخش لفاظانه، نشاندهنده سرگشتگی کاخسفید برای یافتن یک «مسیر خروج» پیش از آغاز کمپینهای انتخاباتی میاندورهای است.
در نقطه مقابل، پاسخ دستگاه دیپلماسی ایران، یک کلاس درس در «مذاکره از موضع ثبات» بود. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه با رد احتمال امضای توافق در روز یکشنبه، نشان داد ایران زمانبندی دیپلماسی خود را با ضربالاجلهای رسانهای آمریکا تنظیم نمیکند. همانطور که حجتالاسلام محسنیاژهای تأکید کرد، «بیاعتمادی مطلق ایران به واشنگتن» یک شعار سیاسی نیست، بلکه محصول یک ارزیابی تاریخی دقیق از عهدشکنیهای متوالی آمریکاست. این بیاعتمادی، تیم مذاکرهکننده ایرانی را مجاب کرده در تدوین متن نهایی، بهجای وعدههای کتبی، بر طراحی «مکانیسمهای تضمین عملی» متمرکز شوند.
دستاورد پنهان؛ ۲۴ میلیارد دلار و فروپاشی منطق تحریم
یکی از مهمترین اطلاعات درزکرده در ۲۴ ساعت گذشته، موضوع آزادسازی داراییهای ایران بود. ترامپ، پذیرش آزادسازی ۲۴میلیارد دلار از اموال مسدودشده را پذیرفته است.
پنهانکاری رئیسجمهور آمریکا درباره این بند از توافق، ریشه در آسیبپذیری سیاسی او در داخل آمریکا دارد. لابیهای ضدایرانی و منتقدان جمهوریخواه در کنگره، هرگونه آزادسازی دارایی را نوعی «باجدهی» تفسیر میکنند. اما واقعیت روی زمین این است که آمریکا چارهای جز پرداخت این هزینه ندارد. تداوم انسداد عملی در تنگه هرمز و تسلط نهادهای حاکمیتی جدید (مانند «گذرگاه استراتژیک خلیجفارس») بر ترافیک دریایی، بازار انرژی جهان را گروگان اراده ایران کرده است. پذیرش این بند در پیشنویس، اعتراف صریح واشنگتن به ناکارآمدی راهبرد «فشار حداکثری» است.
لبنان؛ نقطه کور توافق
اما مهمترین گره باقیمانده، اصرار نتانیاهو بر تداوم جنایت در لبنان است. در حالی که هنری انشر، دیپلمات پیشین آمریکایی در الجزیره هشدار میدهد عقبنشینی اسرائیل از لبنان، یک «فرایند طولانی» خواهد بود، ارتش اسرائیل با صدور فرامین تخلیه برای ۲۰ شهر جدید در مناطق نبطیه و جزین، در حال تعمیق اشغالگری است.
این سیاست، مستقیماً با خط قرمز ایران یعنی «توقف درگیری در تمامی جبههها» در تضاد است. محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران بهدرستی اشاره کرده است که رفتار آمریکا و اسرائیل نشاندهنده «تلاش برای راهاندازی جنگی جدید» است، نه اراده برای اعتمادسازی. ایران بهخوبی دریافته تفکیک بحران لبنان از بحران هرمز، یک تله استراتژیک است که به تلآویو فرصت میدهد زیر چتر آتشبس دوجانبه، جبهه مقاومت را در مرزهای شمالی تضعیف کند.
ایستگاه صدوهفتم؛ آزمون راستیآزمایی
ما اکنون در مرحلهای قرار داریم که آلن فیشر، تحلیلگر آمریکایی آن را نقطه «دریافت مشوقها در ازای اجرای گامبهگام» مینامد. با این حال، تفاوت بنیادین در این است که ایران، اجرای تعهدات خود (ازجمله بازگشایی کامل هرمز) را مشروط به راستیآزمایی عملی لغو محاصره و آزادسازی داراییها کرده است.در روزهای آینده، چالش اصلی نه نگارش متن، بلکه اراده واشنگتن برای مهار متحد سرکش خود در تلآویو خواهد بود. انزوای بیسابقه اسرائیل در پرونده رفتار با فعالان بینالمللی کاروان آزادی (که به احضار سفرای این رژیم در کشورهای غربی منجر شد) نشان میدهد دولت آمریکا حتی در توجیه اخلاقی حمایتهای خود نیز با بحران مواجه است. اگر ترامپ نتواند نتانیاهو را به توقف ماشین کشتار در لبنان وادار کند، متنی که در اسلامآباد تدوین شده، پیش از امضا به بایگانی تاریخ دیپلماسی سپرده خواهد شد.