بهگزارش قدس آنلاین، در فضایی مبهم که رسیدن به تفاهم میان تهران و واشنگتن نه به بار بود و نه به دار، رسانههای آمریکایی به استناد سخنان ترامپ، طی دو روز گذشته حتی سین یک برنامه دیپلماتیک را چیده و مدعی بودند «جی دی ونس» فردی است که چمدان بسته و یکشنبه (امروز) برای امضای توافق با ایران راهی ژنو خواهد شد. این نحوه تفسیر ماجرا از نوع رفتار رئیسجمهور آمریکا برآمده بود، جایی که وی پس از تهدیداتش، ناگهان مدعی شد برنامه حمله به پلها و نیروگاههای ایران را به تعویق انداخته، چرا که طرفین در آستانه رسیدن به تفاهم هستند! توییت بعدی وزیر امور خارجه گمانهها درباره تفاهمات تهران و واشنگتن را تقویت کرد که نوشت: «تفاهمنامه اسلامآباد هیچگاه تا این حد به نهایی شدن نزدیک نبوده است».
اظهارات مقامات آمریکایی و مهر تأیید عراقچی بر آن در شرایطی است که مفاد توافق یاد شده هنوز در دسترس همگانی قرار نگرفته؛ مسیر دیپلماتیکی که اختلاف حتی بر سر کلیات آن برقرار است. بر این اساس اگرچه منابع ایرانی به انتشار جزئیاتی از پیشنویس تفاهمنامه ۱۴ مادهای پرداختند اما در مقابل، فاکسنیوز به نقل از مسئولان کاخ سفید با رد آن، تأکید کرد طرح پیشنهادی ترامپ حتماً شامل پنج بند کلیدی است: ۱. نابودی و حذف کامل مواد هستهای ایران ۲. برچیده شدن برنامه هستهای ۳. عدم آزادسازی هیچ دارایی ایران پیش از اجرای کامل تعهدات ۴. بازگشایی تنگه هرمز ۵. توقف تأمین مالی گروههای نیابتی از سوی ایران.
مسیری پر دستانداز
ابهامهای گسترده ابعاد تفاهمی که واشنگتن تلاش داشت آن را به نفع خود تعبیر و تفسیر کند، موجی از نگرانیها را به راه انداخته و برخی درباره سرنوشت چنین روند پر ابهام و پرتناقضی هشدار میدهند. اکنون اگرچه شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان از تدارکات اسلامآباد برای امضای الکترونیکی تفاهم (و نه حضوری آنگونه که واشنگتن تبلیغ میکرد) میگوید، اما دقیقاً یکسال پس از آغاز نخستین دور حملات جنایتکارانه رژیم اسرائیل و آمریکا به ایران (۲۳ خرداد ۱۴۰۴) به نظر میرسد کشورمان در بزنگاه حساس دیگری قرار دارد که باید درباره آن هوشیار بود.
در این راستا تبیین و شفافسازی اوضاع برای مردم و ترسیم تصوری درست از آنچه در حال انجام است، بسیار مهم به نظر میرسد. بر این اساس درباره شرایط مذاکرات جاری و تفاهم احتمالی از چند نکته نباید غافل بود. نخست، این واقعیت است که امضای تفاهمنامه حتی در صورت تحقق، نه پایان چالش بلکه آغاز یک مجادله و منازعه دیپلماتیک جدی با آمریکاست. تفاهم، در بهترین حالت، نقشه راهی برای ادامه گفتوگوهاست و مسیر رسیدن به توافق همچنان با موانع متعدد سیاسی، حقوقی و اجرایی مواجه خواهد بود. لذا برخی ناظران سیاسی نسبت به شکلگیری فضای خوشبینی یا بدبینی زودهنگام هشدار میدهند و معتقدند باید در هرگونه قضاوت قطعی نتایج مذاکرات احتیاط کرد. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نگاه واقعبینانه به تحولات پیشرو است؛ نه هیجانزدگی زودهنگام راهگشاست و نه بدبینی مطلق. آنچه امروز در پیش رو قرار دارد، نه یک توافق نهایی، بلکه احتمال ورود به مرحلهای تازه از یک مسیر پیچیده و پرچالش است؛ مسیری که همچنان با سایه سنگین بیاعتمادی همراه خواهد بود.
در مخمصه اخبار ضد و نقیض
با توجه به نکته گفته شده، یک راه حل جلوگیری از گرفتاری در تله احتمالی دشمن، اجرای گام به گام توافق است. جمهوری اسلامی تجربه بدعهدی طرف مقابل در برجام و همچنین دو حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی در بحبوحه مذاکره را پیش چشم دارد و لذا به وعده و نسیه دل نبسته و ترتیباتی خواهد چید که هر گونه امتیازی را نقد دریافت کند. تأکید بر رفع محاصره دریایی ایران، قرار گرفتن لبنان در چارچوب آتشبس و آزاد شدن پولهای مسدود شده و در دسترس ایران قرار گرفتن آن، از قالب چنین سناریویی مطرح است.
دیپلماتها به این هم اکتفا نکرده و طبق گفته عراقچی، توافق احتمالی با ایالات متحده را در دو مرحله بسته و «موضوع هستهای در مرحله دوم روی میز است». این یعنی با امضای تفاهم اولیه، خواستههای ابتدایی ایران یعنی رفع حصر دریایی، خاتمه جنگ در تمام جبههها، آزادی پولهای بلوکه شده و... باید محقق شود و سپس با سنجیدن تحقق آن به مرحله بعد رفته و موضوع هستهای در دستور کار قرار خواهد گرفت.
با وجود دو نکته گفته شده، اخبار ضد و نقیض و ابهامات درباره مذاکرات جاری، موضوعی است که نگرانکننده بوده و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. اینکه ایران از طرح ۱۴ مادهای خود سخن میگوید و آمریکا شروط پنج بندی را روی میز دارد یعنی حتی حداقلها برای رسیدن به تفاهم روشن و پایدار، آن هم زیر سایه تهدید فراهم نیست. «در توافق احتمالی، محاصره بهطور کامل رفع خواهد شد، داراییهای بلوکهشده ما آزاد میشود و آینده تنگه هرمز و اداره آن مانند گذشته نخواهد بود، هزینه خدمات دریافت خواهد شد و این در مذاکرات تثبیت خواهد شد».
اینها نکاتی است که عراقچی در مصاحبه اخیرش گفته و اتفاقاً طرف غربی روایت متفاوتی درباره آن دارد! یک مقام آمریکایی میگوید چنانچه ایران به مفاد توافق پایبند بماند، تحریمها کاهش خواهد یافت. او همچنین تأکید میکند ایران چیزی از امضای توافق بدست نخواهد آورد و اگر عملکرد خوبی داشته باشد به مرور چیزهای بیشتری بدست خواهد آورد! طبق گفته رسانههای آمریکایی، داراییهای مسدود شده ایران نیز نه ابتدا بلکه متناسب با انجام تعهدات و به صورت مرحلهای آزاد خواهد شد. ترامپ حتی پا را از این فراتر گذاشته و تأکید دارد تنگه هرمز بدون چون و چرا باید بازگشایی شود.
این برداشت و روایت متناقض طرفین از آنچه در حال وقوع است در شرایطی است که رسانههای آمریکایی با پررویی تمام و در فراری رو به جلو، مدعی هستند ترامپ از نحوه انتشار نادرست اطلاعات در رسانههای ایرانی درباره مفاد توافق گلهمند است و همین سبب شده یک مقام ایرانی در تماس تلفنی با وی در این باره پوزش خواسته و قول تصحیح چنین روندی را بدهد! مثل معروفی هست که میگوید «آدم ناشی، سرنا را از سر گشاد آن میزند». این اصطلاح برای توصیف کسی به کار میرود که کاری را از راه اشتباه، خلاف معمول یا غیرمنطقی انجام میدهد و ترامپ چنین فردی است. او در رویارویی با ایران موفق نبوده و در عوض با هیاهو و جاروجنجال به دنبال آن است که بتواند تهران را در موضع ضعف قرار داده و امتیاز بگیرد. هر چند عراقچی گفته «وقتی توافق نهایی شود، حتماً جزئیات کامل را برای مردم تشریح کرده و بند به بند آن را توضیح خواهد داد»، اما در حالی که رئیس جمهور ایالات متحده با اظهارات متناقض گاه و بیگاه تلاش دارد صحنه را به نفع خود بچیند، از مسئولان انتظار است درباره روندهای جاری شفافسازی روشنی کرده و ضمن تبیین اوضاع، نگذارند روایت دشمن غالب شود؛ این حداقلترین کار ممکن است.
خبرنگار: هدایت جاوید