حديث روشني
درحالي كه خبرگزاري رويترز به نقل از منابع آگاه از احتمال امضاي قريبالوقوع توافق صلح ميان ايران و امريكا توسط محمدباقر قاليباف و جيدي ونس، معاون رييسجمهور امريكا خبر داده، شبكه الحدث به نقل از يك منبع بلندپايه روايت متفاوتي ارايه كرد و مدعي شد «اعلاميه اسلامآباد» نه در ژنو بلكه بهصورت غيرحضوري و از راه دور امضا خواهد شد و نشستهاي برنامهريزي شده ژنو نيز فعلا به تعويق افتاده است. انتشار اين گزارشهاي متناقض درحالي است كه سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان شامگاه جمعه براي نخستينبار بخشي از چارچوب مذاكرات را به صورت رسمي تشريح كرد و از نهايي شدن يك «يادداشت تفاهم ۱۴ مادهاي» خبر داد؛ سندي كه به گفته رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان مقدمه پايان جنگ در تمامي جبهههاي منطقه و آغاز دور جديدي از گفتوگوهاي تهران و واشنگتن خواهد بود. عراقچي همچنين اعلام كرد دوطرف بر سر يك فرمول دو مرحلهاي به تفاهم رسيدهاند؛ ابتدا امضاي يادداشت تفاهم و سپس آغاز مذاكراتي ۶۰ روزه براي دستيابي به توافق نهايي درباره موضوعات پيچيدهتر ازجمله پرونده هستهاي، رفع تحريمها و بازسازي اقتصادي. او در ادامه تاكيد كرد كه پرونده هستهاي، رفع تحريمها و سازوكار بازسازي اقتصادي تعمدا به مرحله دوم موكول شده و در متن اوليه صرفا چارچوب پايان جنگ، توقف تهديدات، احترام متقابل به حاكميت كشورها، رفع محاصره دريايي و تعيين مسير مذاكرات آينده گنجانده شده است. اين اظهارات همزمان با انتشار مجموعهاي از گزارشهاي رسانهاي ازسوي رسانههاي غربي و عربي و نيز عبري مطرح ميشود كه همگي از نزديك شدن تهران و واشنگتن به يك توافق اوليه سخن ميگويند. در اين ميان رويترز به نقل از منابع منطقهاي مدعي شد كه امارات با آزادسازي بين ۱۰ تا ۲۰ ميليارد دلار از داراييهاي ايران موافقت كرده و بخشي از اين منابع نيز دراختيار تهران قرار گرفته است. همزمان منابع امريكايي احتمال نهايي شدن توافق را بيش از ۸۰درصد ارزيابي كردهاند. در سوي ديگر، دونالد ترامپ از «توافقي بزرگ» سخن گفته و حتي پيام اخير عراقچي را در شبكه اجتماعي خود بازنشر كرده است؛ اقدامي كه به ادعاي برخي ناظران در فضاي ديپلماتيك به عنوان يك سيگنال سياسي كمسابقه تعبير ميشود. با اين حال به نظر ميرسد فاصله ميان «تفاهم اوليه» و «توافق نهايي» همچنان قابل توجه است. آنچه از سخنان گزارشهاي ادعايي منتشر شده برميآيد نشان ميدهد چهار گره اصلي مذاكرات همچنان باز ماندهاند؛ پرونده هستهاي، رفع تحريمها، آزادسازي داراييهاي بلوكهشده و ترتيبات امنيتي منطقه به ويژه در لبنان. به نظر ميرسد در اين مرحله دوطرف دشوارترين مسائل را به مرحله دوم منتقل كردهاند تا ابتدا از خطر بازگشت به درگيري نظامي جلوگيري شود. در اين ميان اما مهمترين متغير بيروني توافق همچنان اسراييل است. مجموعه گزارشهاي منتشر شده از رسانههاي امريكايي و اسراييلي نشان ميدهد شكافي واقعي ميان رويكرد ترامپ و بنيامين نتانياهو شكل گرفته است. اگرچه به باور برخي تحليلگران نميتوان احتمال تقسيم نقش ميان «پليس خوب و پليس بد» را به طور كامل منتفي دانست، اما حجم انتقادات مطرحشده در تلآويو و اذعان مقامات اسراييلي به ناتواني در متوقف كردن روند توافق، نشانههايي از يك اختلاف تاكتيكي جدي را آشكار ميكند. با اين همه برخي ناظران مدعياند حتي در صورت امضاي تفاهم، خطر اقدامات اخلالگرانه اسراييل از ميان نخواهد رفت. از عمليات محدود نظامي و امنيتي گرفته تا تلاش براي جلوگيري از آزادسازي داراييهاي ايران يا تحت فشار قرار دادن واشنگتن، همگي بخشي از سناريوهاي محتمل روزهاي آينده هستند، به همين دليل مهمترين آزمون تفاهم احتمالي نه در روز امضا، بلكه در هفتههاي پس از آن رقم خواهد خورد، به گونهاي كه اگر يادداشت تفاهم بتواند آتش درگيريها را خاموش كند و روند آزادسازي منابع مالي ايران را به جريان بيندازد، مسير رسيدن به توافق نهايي هموارتر خواهد شد. اما اگر يكي از طرفها يا بازيگران ثالث در اين فاصله به سمت تشديد تنش حركت كنند، منطقه بار ديگر ميان سه سناريو گرفتار خواهد شد؛ بازگشت تبادل آتش محدود، تداوم جنگ فرسايشي همراه با محاصره و فشار اقتصادي از سوي واشنگتن، يا ورود به مرحلهاي جديد از رويارويي مستقيم. به همين دليل، هر چند صلح از هر زمان ديگري نزديكتر به نظر ميرسد، اما هنوز نميتوان آن را قطعي و تثبيتشده دانست. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي گزارههاي مهم و تاثيرگذار بر امضاي احتمالي يادداشت تفاهم ميان ايران و امريكا با كوروش احمدي، ديپلمات پيشين كشورمان در نيويورك گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو در ادامه ميآيد:
كوروش احمدي، ديپلمات پيشين كشورمان در نيويورك در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با انتشار اخبار ضد و نقيض و موضعگيريهاي متفاوت ايران و امريكا در باب جزييات و نتايج مذاكرات پايان جنگ گفت: فكر ميكنم دو دليل براي اين تفاوت روايت ميتوان ذكر كرد: دليل اول اين است كه ترامپ نگران شرايط اقتصادي و تورم و نرخ بيكاري و مانند آن در امريكا است. به علاوه، او مايل است بهاي نفت در سطح بينالمللي را كنترل كرده و زمينه را براي افزايش ارزش بورس در جهان فراهم كند. به باور احمدي، ترامپ همچنين به فكر اعتبار خود در باقي مانده دوره رياستجمهورياش و اعتبار امريكا به عنوان يك ابرقدرت در سطح بينالمللي است. اين درحالي استكه مقامات ايراني چندان نگران اموري از اين قبيل نيستند يا حداقل امور آرماني و هويتي و حيثيتي ممكن است براي برخي از آنها مهمتر باشد. احمدي در ادامه خاطرنشان كرد: البته برخي مقامات رسمي كشورمان نيز واقعبينانه فكر ميكنند، اما معمولا دامنه كساني كه آرماني فكر ميكنند محدودتر خواهد شد و در نتيجه در دوقطبي كه شكل ميگيرد، قابليت تحرك آنها محدود خواهد گشت. اين تحليلگر ارشد مسائل بينالملل در ادامه به «اعتماد» گفت: اين مقامات واقعبينتر، شايد تصور ميكنند كه اگر خود را مشتاق توافق نشان دهند، بيش از پيش ازسوي تندروها هدف حمله قرار خواهند گرفت، لذا نوعي تحفظ و خويشتنداري در آنها نيز به ناچار شكل ميگيرد.
احمدي در ادامه و با اشاره به دليل دوم مواضع متناقض تهران و واشنگتن درخصوص يادداشت تفاهم احتمالي گفت: عامل دوم شايد تاحدودي جنبه فرهنگي و روانشناختي داشته باشد. ما ايرانيها يك مقداري درونگراتر و محافظهكارتر هستيم و از جهاتي نيز خود برتربيني كه در ما هست، مزيد بر علت ميشود. در نتيجه، معمولا مايل نيستيم خود را خيلي مشتاق امري كه پيگير آن هستيم نشان دهيم.
احمدي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با ادعاهايي كه درخصوص موارد اختلافي ميان واشنگتن و تهران از جمله تعيين تكليف اموال بلوكه شده، رفع تحريمها، مساله هستهاي و نيز مساله لبنان كه همچنان به قوت خود باقي است تا امضاي تفاهم نهايي شود، خاطرنشان كرد: فكر نميكنم هيچ يك از متوني كه به صورت غيررسمي منتشر شده را بتوان به طور كامل معتبر دانست و مبناي تحليل قرار داد. با اين حال به نظر ميرسد كه توضيحات منتشر شده در خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي ايران معتبرتر است. ضمن اينكه همين متن را رسانههاي طرفدار اسراييل در امريكا به سرعت ترجمه و منتشر كردند و كوشيدند تا از اين طريق زمينه تخريب تفاهمنامه و حمله به ترامپ را كليد بزنند و همين موضوع موجب واكنش تند ترامپ و نيز واكنش جي دي ونس، معاونش شد. به باور احمدي اما در مورد متن تفاهمنامه، تصور ميكنم كه فلسفه وجودي اين متن بايد قاعدتا اين باشد كه به عنوان گامي مفيد در جهتي درست عمل كند و به ويژه فرصت و بستر مناسبي براي تمركز بر مذاكره راجع به مسائل اصلي يعني برنامه هستهاي و تحريمها و اموال بلوكه شده ايران ايجاد نمايد. از اين نظر، مهم است كه هدف اين تفاهم حل برخي مسائل فوري چون تثبيت خاتمه جنگ و رفع انسداد تنگه هرمز و برداشتن محاصره دريايي عليه ايران باشد و از اين نظر ضروري و مهم است كه همه در ايران از اين اقدام حمايت كنيم، اما در مورد خاتمه جنگ، اينكه گويا جنگ در لبنان هم مطرح است، بسيار مهم است و همزمان شايد بزرگترين ريسك براي مانايي و بقاي تفاهم نيز قلمداد شود، چراكه اين حوزه پاي اسراييل را نيز به معادله باز ميكند. اين ديپلمات پيشين كشورمان در سازمان ملل در ادامه تشريح كرد: دو مساله ديگر، يعني بازگشايي تنگه و لغو محاصره دريايي ظاهرا نوعي تاخت زدن اين دو موضوع بسيار مهم است، چراكه يكي اقتصاد جهان و ديگري اقتصاد ايران را در تنگنا قرار داده است. در مورد آزادي بخشي از سپردههاي ايران كه موضوع بسيار مهمي است، هنوز روشن نيست كه آيا توافقي شده يا خير و آيا دو كشور قطر و امارات در آن نقشي دارند يا خير. اگر چنين اتفاقي بيفتد دستاورد بسيار بزرگي براي ايران خواهد بود. به خاطر بياوريم كه در توافق موقت قبل از برجام در آبان 1393 (نوامبر 2013) حدود 4.2 ميليارد دلار دارايي ايران آزاد و بخشي از تحريمها لغو شد، اما اين دو اقدام در ازاي موافقت ايران با برخي محدوديتهاي هستهاي انجام شد، ازجمله توقف غنيسازي 20درصدي، رقيق كردن محموله 20درصدي، توقف فعاليت يا كاهش غنيسازي در برخي سايتها و امثال آن. در متن تفاهم درباره ساير موضوعات مانند پرداخت غرامت به ايران ظاهرا تنها ايدههاي كلي مطرح شده است.
اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه و در رابطه با گمانهزنيها پيرو امضاي توافق در ژنو و در حاشيه نشست جي هفت و سناريوهاي احتمالي ناشي از عدم امضاي اين يادداشت تفاهم به «اعتماد» گفت: اگر به هر دليلي تفاهم نهايي نشود سناريوهاي مختلفي براي اين امر وجود دارد. اما به احتمال بسيار زياد ترامپ به ادامه محاصره دريايي ايران و تشديد فشارهاي اقتصادي به همراه برخي برخوردهاي نظامي، يعني جنگ با شدت كم، متمايل شود. به اين دليل كه جنگ تمام عيار را يك بار آزموده و نتيجهاي به دست نياورده است. امريكا در جنگ 40 روزه كه با غافلگيري و شوك و ترور رهبران سياسي و نظامي همراه بود، در رسيدن به اهدافش شكست خورد،
از همين رو بايد براي او روشن شده باشد كه از اين طريق به نتيجه نميرسد. البته كه هيچ چيزي قطعي نيست و احتمال جنگ گسترده را نيز نميتوان منتفي دانست. اما چون ترامپ در تله اعتبار فردي و كشوري گرفتار شده و ميداند كه اگر حداقل نتيجهاي نگيرد، هم به اعتبار خودش و هم به اعتبار امريكا خدشه شديدي وارد خواهد شد، بنابراين بسيار بعيد است كه از سماجت دست بردارد. احمدي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با مواضع اسراييل به عنوان بخشي از معادله مهم جهت پايان رويارويي و احتمال امضاي يادداشت تفاهم ميان ايران و ايالاتمتحده نيز خاطرنشان كرد: اول اشاره كنم كه نارضايتي اسراييل از هرگونه تفاهم و توافقي ميان ايران و امريكا گزارهاي جدي و واقعي است، چراكه كابوس افراطيون اسراييل توافق و تفاهمي بين ايران و امريكا است. شاهد بوديم كه نتانياهو تمام سعي خود را براي جلوگيري از انعقاد برجام كرد و شكست خورد. بزرگترين اشتباه از جانب ايران هميشه بيتوجهي به اين تفاوت موضع جدي بين واشنگتن و تلآويو بوده است. به گفته اين ديپلمات پيشين كشورمان اينبار اين قضيه جديتر از هميشه است، چراكه اينبار موضوع با سرنوشت سياسي نتانياهو و آينده او و حتي زنداني شدن يا نشدن او نيز مرتبط شده است. ظرف حدود سه ماه آينده انتخابات مجلس اسراييل بايد برگزار شود. شكست نتانياهو در رسيدن به اهدافش در ايران و فاجعهاي كه او در سطح افكار عمومي امريكا و جهان براي اسراييل به بار آورده و به علاوه عدم كسب پيروزي استراتژيك در غزه و لبنان، به موقعيت او نزد رايدهندگان اسراييلي لطمه زده و احتمال شكست او در انتخابات بسيار افزايش يافته است، بنابراين توافق ميان ايران و امريكا كه به معناي از دست رفتن اعتبار و اثرگذاري او بر دولت امريكا و ميخ آخر بر تابوت نتانياهو خواهد بود.
احمدي در ادامه گفتوگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: به اين دليل، مقامات ما بايد توجه داشته باشند كه او از هيچ تلاشي براي شكست تفاهم ايران و امريكا خودداري نخواهد كرد؛ خاصه آنكه ظاهرا از طريق قضيه لبنان نقشي هم به نتانياهو در شكست و پيروزي تفاهم داده شده است. انتظار ميرود كه مقامات ما همانطور كه طي چند روز گذشته در ارتباط با تحولات جنوب لبنان خويشتنداري كردهاند، متوجه قضيه باشند. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه و درخصوص گمانهزنيها پيرامون احتمال اقدامي ماجراجويانه توسط تلآويو آن هم به صورت انفرادي بعد از امضاي هر نوع يادداشت تفاهمي ميان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: بعيد ميدانم كه اسراييل بدون حضور و حمايت مستقيم امريكا امكان جنگ تمامعيار و گستردهاي با ايران را داشته باشد. اما ممكن است جنگ با شدت كم بين ايران و اسراييل ادامه يابد؛ مشابه آن جنگي كه از فروردين 1403 با حمله تجاوزكارانه اسراييل به سفارت ايران در دمشق شروع شد و با ترور اسماعيل هنيه در تهران ادامه يافت و... ضمن اينكه از چند سال قبل تا پايان حكومت بشار اسد، هميشه اقدامات تجاوزكارانه اسراييل عليه ايران و متحدان ايران در سوريه در جريان بود. البته چنين جنگي با شدت كم براي ايران كه بايد از اين پس قاعدتا و به طور جدي بر شرايط اقتصادي اجتماعي در داخل كشور متمركز شود، ميتواند بسيار زيان بار باشد.
احمدي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با مواضع اخير امارات و گمانهزنيهايي كه پيرامون تغيير مواضع اين كشور درقبال ايران وجود دارد و همچنين ادعاي انتقال بخشي از داراييهاي كشورمان توسط اين كشور گفت: واقعيت اين است تا تاييد حداقلي در اين مورد يعني انتقال داراييهاي ايران نداشته باشيم، مشكل ميتوان در مورد آن صحبتي كرد. اما اين موضوع براي موقعيت سياسي ترامپ در داخل امريكا بسيار مهم است. او هميشه اوباما را به خاطر آزادسازي بخشي از اموال ايران به سخره گرفته؛ اين درحالي است كه اوباما تنها بعد از توافق موقت و دايم برخي از سپردههاي ايران را آزاد كرد. اگر اكنون نيز ترامپ بدون موافقتي در مورد امور هستهاي، بخشي از سپردههاي ايران را آزاد كرده باشد، حتما يك آبروريزي بزرگ براي ترامپ در داخل امريكا خواهد بود و يك پيروزي بزرگ براي ايران. به باور احمدي اما همچنان اين احتمال وجود دارد كه برخي داراييهاي ايران در ارتباط با رابطه گسترده تجاري بين دو كشور نزد بانكهاي اماراتي بوده و به خاطر تحريمها مسدود بوده و امريكا مجوز لازم براي انتقال آن به حسابي كه ايران به آن دسترسي داشته باشد را داده باشد. اگر چنين اتفاقي رخ دهد، حتما ميتواند تاثير مثبتي بر جو موجود داشته باشد.