بنا به نوشته اكثريت، اسكندر 11 ژوئن در سال 323 پيش از ميلاد در 32 سالگي (يك ماه مانده به 33 ساله شدن) در بابل درگذشت. وي كه از همدان و شوش به بابل رفته بود در اين شهر دچارعارضه تب شده بود كه ديگر وي را رها نساخت.
840م:دائرة المعارف ادبيات و زبانها، ماه ژوئن سال 840 ميلادي (و دو قرن پس از شكست امپراتوري ايران باستان از عرب) را پايان تلاش سيبويه ايراني براي تنظيم صرف و نحو و دستور زبان عربي ذكر كرده است كه وي اين قواعد را در تاليف خود «الكتاب» به دست داده است. تا آن زمان، زبان عربي صرف و نحو مدون (گرامر =دستور زبان) نداشت و كار سيبويه ايراني خدمت بزرگي به همه اعراب بشمار مي آيد. سيبويه كه با اين اقدام، از تاريخ لقب «نحوي» گرفته است در ايالت فارس به دنيا آمده بود. وي كه از فارس به شهر ساوه رفته بود در 40 سالگي در اين شهر وفات يافت. طبق برخي نوشته ها 38 ساله بود كه فوت شد.
1468م:ازبك ها در ژوئن 1468 از قزاقها (كزاخها) جدا شدند و بلافاصله خودشان هم انشعاب كردند و گروهي از آنان كه از تبار «شيبان» نوه چنگيز مغول بودند از دو دسته ديگر كه خود را از تبار دو نوه ديگر چنگيز به نام هاي «باتو» و «اوردا» مي دانستند مجزّا شده و راه مناطق جنوبي تر و كناره هاي آمودريا (جيحون) را در پيش گرفتند. ديري نگذشت كه اين گروه ازبك شهرهاي ايراني بخارا، سمرقند، مرو و ... را متصرف شدند، بر جاي تيموريان نشستند و بعدا محمدخان شيباني يكي از سران آنان از آمودريا هم گذشت و تا هرات پيش آمد كه شاه اسماعيل صفوي در سال 1510 ميلادي به جلوگيري از او شتافت. در جنگي كه ميان دو طرف روي داد ازبكهاي شيباني شكست خوردند و محمدخان كشته شد.
840م:دائرة المعارف ادبيات و زبانها، ماه ژوئن سال 840 ميلادي (و دو قرن پس از شكست امپراتوري ايران باستان از عرب) را پايان تلاش سيبويه ايراني براي تنظيم صرف و نحو و دستور زبان عربي ذكر كرده است كه وي اين قواعد را در تاليف خود «الكتاب» به دست داده است. تا آن زمان، زبان عربي صرف و نحو مدون (گرامر =دستور زبان) نداشت و كار سيبويه ايراني خدمت بزرگي به همه اعراب بشمار مي آيد. سيبويه كه با اين اقدام، از تاريخ لقب «نحوي» گرفته است در ايالت فارس به دنيا آمده بود. وي كه از فارس به شهر ساوه رفته بود در 40 سالگي در اين شهر وفات يافت. طبق برخي نوشته ها 38 ساله بود كه فوت شد.
1468م:ازبك ها در ژوئن 1468 از قزاقها (كزاخها) جدا شدند و بلافاصله خودشان هم انشعاب كردند و گروهي از آنان كه از تبار «شيبان» نوه چنگيز مغول بودند از دو دسته ديگر كه خود را از تبار دو نوه ديگر چنگيز به نام هاي «باتو» و «اوردا» مي دانستند مجزّا شده و راه مناطق جنوبي تر و كناره هاي آمودريا (جيحون) را در پيش گرفتند. ديري نگذشت كه اين گروه ازبك شهرهاي ايراني بخارا، سمرقند، مرو و ... را متصرف شدند، بر جاي تيموريان نشستند و بعدا محمدخان شيباني يكي از سران آنان از آمودريا هم گذشت و تا هرات پيش آمد كه شاه اسماعيل صفوي در سال 1510 ميلادي به جلوگيري از او شتافت. در جنگي كه ميان دو طرف روي داد ازبكهاي شيباني شكست خوردند و محمدخان كشته شد.