شناسهٔ خبر: 78517633 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

دربه‌دری کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تامین تجهیزات نظامی

در شرایط وخیم امنیتی حاکم بر خلیج فارس، کشورهای عربی به هر ریسمانی برای تقویت نیروی نظامی خود چنگ می‌زنند؛ از جمله ریسمان پوشیده رئیس‌جمهور اوکراین.

صاحب‌خبر -

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: از آغاز جنگ منطقه‌ای ایران، اوکراین در تلاش است تا تجربهٔ رزمی خود را به یک سرمایهٔ جدید در سیاست خارجی تبدیل کند. بر اساس اطلاعات موجود، کی‌یف گروه‌هایی از متخصصان نظامی را به اردن، کویت، قطر، عربستان و امارات اعزام کرده تا در رهگیری پهپاد‌های ایران کمک و در زمینهٔ پدافند هوایی مشاوره دهند. به دنبال آن، در ماه‌های اسفند، فروردین و اردیبهشت دیدار‌هایی از سوی سران اوکراین با سران کشور‌های عرب حاشیه خلیج فارس انجام شد و مجموعه‌ای از توافق‌های نظامی با قطر، عربستان و امارات به امضا رسید.

کشورهای حاشیه خلیج فارس

این قرارداد‌ها در برخی محافل کارشناسی و سیاسی غرب، به رویگردانی کشور‌های حاشیه خلیج فارس از روسیه و اتحاد مخفیانه آنان با غرب بر علیه مسکو تعبیر شده است. این تعابیر با وجود ظاهر فریبنده و خوشایندی که برای دولت‌های غربی به همراه دارند، عجولانه و گمراه‌کننده به نظر می‌رسند.

موضوع، تغییر جهت ژئوپلیتیکی کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس علیه مسکو نیست، بلکه راهبردی منفعت‌طلبانه برای تنوع‌بخشی به سبد متحدان نظامی خود است که کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس در شرایط وخیم امنیتی غرب آسیا به آن روی آورده‌اند. این رویکرد، ادامهٔ الگوی سیاست خارجی کشور‌های عربی از اواسط دههٔ ۲۰۱۰ به شمار می‌رود؛ رویکردی منفعت‌طلبانه، متنوع، مبتنی بر معامله و بزدلانه؛ بنابراین کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس به جای روسیه، اوکراین را انتخاب نمی‌کنند؛ بلکه اوکراین را به مجموعهٔ گزینه‌های خود در حوزهٔ امنیت، فناوری و دیپلماسی اضافه می‌کنند.

جنگ منطقه‌ای ایران، نگرانی‌های دیرینهٔ کشور‌های حاشیهٔ خلیج فارس را دربارهٔ تهدیدات موشکی، کاربرد رزمی پهپاد‌ها و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی به شدت برجسته کرده است. به همین دلیل تجربهٔ نظامی اوکراین از منظر تجاری و راهبردی برای این کشور‌ها جذابیت دوچندانی پیدا کرده است؛ زیرا اوکراین درست در حوزه‌هایی که به طور فزاینده‌ای کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس را نگران کرده، یعنی حوزه‌های پهپاد‌های ارزان‌قیمت و سامانه‌های مقابله با آنها، جنگ الکترونیک، سازگاری سامانه‌های پدافند هوایی و حفاظت از زیرساخت‌ها در شرایط فشار موشکی طولانی‌مدت تجربهٔ رزمی انباشته است.  

تفاهم‌نامه‌های اخیر و موافقت‌نامه‌های اوکراین با عربستان، امارات و قطر را باید پیش از هر چیز ابزاری برای کسب توانمندی‌های جدید دانست. بیشتر توافق‌های علنی‌شده در حال حاضر بیشتر شبیه همکاری چارچوبی و سازوکار‌هایی برای قرارداد‌های آتی، تبادل فناوری، آموزش کادر، گروه‌های کاری مشترک و احتمالاً تولید مشترک هستند. هنوز اطلاعاتی مبنی بر بسته‌های خرید بزرگ با حجم‌های مشخص، جدول زمانی تحویل و شرایط تأمین مالی در دست نیست؛ بنابراین در این مرحله، مفهوم سیاسی این توافق‌ها بر محتوای تجاری آنها برتری دارد.

بنا بر اعلام رسمی کی‌یف، توافق‌های نظامی با عربستان اسنادی هستند که پایه و اساس تماس‌های بعدی، همکاری فناورانه و سرمایه‌گذاری را بنیان می‌گذارند. این عبارت مهم، ماهیت چارچوبی این توافق‌ها را تعیین کرده و به ترکیب احتمالی قرارداد‌های آینده اشاره می‌کند، اما خبری از اطلاع‌رسانی درمورد امضای یک قرارداد تجاری با جزئیات کامل در این اسناد نیست.

توافق با امارات نیز نیاز به خوانش دقیق دارد. کی‌یف اعلام کرده که طرفین در مورد همکاری در حوزه امنیت و دفاع به توافق رسیده‌اند، و تیم‌های کارشناسی دو طرف در حال بررسی جزئیات همکاری آینده هستند. گزارش‌های رسانه‌ای و اظهارات اوکراین حاکی از آن است که کی‌یف با ابوظبی موافقتنامه همکاری دفاعی ۱۰ ساله امضا کرده است. با این حال، از اطلاعات موجود چنین برمی‌آید که موضوع بیشتر یک چارچوب همکاری است و هنوز قرارداد مشخصی میان دو کشور منعقد نشده است.

در مورد قطر، قالب توافق‌ها پیشرفته‌تر است. اوکراین و قطر یک موافقتنامه بین‌دولتی ۱۰ ساله امضا کرده‌اند که صنایع دفاعی، پدافند هوایی، ابزار‌های مقابله با پهپاد، آموزش کادر، امنیت سایبری، هوش مصنوعی و سامانه‌های فرماندهی و کنترل را پوشش می‌دهد. اما حتی در توافقنامه میان اوکراین و قطر نیز بر ایجاد یک چارچوب پایه‌ای برای سرمایه‌گذاری و تماس‌های بلندمدت تاکید شده است و شاهدی بر خرید‌های فوری و کلان وجود ندارد.  

تفاوت میان این دو راهبرد، تفاوتی اساسی به شمار می‌رود، زیرا موافقت‌نامه‌های چارچوبی و تفاهم‌نامه‌ها به عنوان ابزار سیاسی عمل می‌کنند و به تنهایی جنبه تجاری ندارند. این توافق‌نامه‌ها کانال‌های ارتباطی ایجاد می‌کنند، مقاصد را نشان می‌دهند و فرصت‌هایی را برای وزارتخانه‌ها و شرکت‌ها می‌گشایند، اما به خودی خود دلیلی بر یک تغییر راهبردی نیستند.

قابل انکار نیست که اوکراین تجربه‌ای نسبی و البته اغراق شده از سازگاری با حملات پهپاد‌های ساخت ایران دارد؛ کشور‌های حاشیهٔ خلیج فارس به دنبال دستیابی به دانش عملیاتی و فناوری‌هایی هستند که تأمین‌کنندگان غربی همیشه نمی‌توانند با همان کیفیت ارائه دهند، تجربهٔ یک درگیری واقعی با شدت بالا که در آن پهپاد‌های ارزان، جنگ الکترونیک، پدافند هوایی چندلایه و اجرای سریع نوآوری‌ها در میدان نبرد نقش تعیین‌کننده داشتند در انتخاب اوکراین به عنوان تکیه‌گاه جدید نظامی و تسلیحاتی نقش داشته است.

با این وجود، توسعهٔ همکاری نظامی با اوکراین به معنای جایگزینی روسیه نیست. مسکو همچنان بازیگر مهمی در غرب آسیا باقی می‌ماند. همکاری در حوزه انرژی، ارتباطات در زمینه مواد غذایی و کود، پروژه‌های هسته‌ای، کانال‌های دیپلماتیک و همچنین همکاری در صنایع نظامی که در چارچوب آن سامانه‌های پدافند هوایی، ابزار‌های جنگ الکترونیک، پهپادها، تجهیزات هوانوردی و گزینه‌های مقابله با پهپاد ارائه می‌شود، همچنان پابرجاست. هرچند صادرات محصولات دفاعی روسیه با محدودیت‌هایی همچون تحریم‌ها، فشار بر تولید و تقاضای داخلی مواجه است، روسیه به ترویج تسلیحات آزمایش‌شده در شرایط جنگی در بازار‌های خارجی ادامه می‌دهد. به عنوان مثال، در ژانویه ۲۰۲۶، «روس‌اوبورون‌اکسپورت» پهپاد‌های روسی را در نمایشگاه «یومکس» در ابوظبی معرفی کرد. این رفتار‌ها نشان دهنده رقابت روسیه با اوکراین در زمینه فروش تسلیحات نظامی به کشور‌های حاشیه خلیج فارس است.

اوکراین مطمئناً می‌تواند از توافق‌های نظامی با کشور‌های عربی سود ببرد، به شرط آن که آن توافق‌ها به قراردادها، سرمایه‌گذاری، تولید مشترک یا تبادل فناوری تبدیل شود. در عین حال باید توجه داشت که اوکراین به تأمین‌کنندهٔ جایگزین روسیه در زمینه امنیت برای کشور‌های عربی تبدیل نمی‌شود و به ویژه در چشم‌انداز قابل پیش‌بینی، مقیاس صنعتی لازم برای ایفای چنین نقشی را ندارد. توانایی اوکراین برای تولید انبوه صادراتی بسیار محدود است و این نیز یک مانع جدی برای اوکراین به شمار می‌رود.  

بنابراین، این تصور که مسکو نمی‌تواند ارزش نظامی یا فناوری قابل مقایسه با شایستگی‌های اوکراین را به کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس ارائه دهد، اشتباه است. اوکراین با تجربهٔ سازگاری در برابر حملات، روایت قانع‌کننده‌ای در زمینه مبارزه با پهپاد ساخته است. روسیه نیز در زمینهٔ جنگ الکترونیک و پدافند هوایی تجربه دارد و محدودیت‌های کمتری نسبت به تأمین‌کنندگان غربی دارد. کشور‌های حاشیهٔ خلیج فارس این را به خوبی درک می‌کنند و به سختی تنها روی یک طرف شرط می‌بندند.

 کشور‌های عربی با دقت نظاره می‌کنند که تجهیزات نظامی این دو کشور در شرایط رزمی چگونه عمل می‌کنند و بنابراین ممکن است در مورد کارآمدی برخی سامانه‌ها تردید داشته باشند. امروزه جنگ روسیه و اوکراین اصلی‌ترین میدان آزمایش سامانه‌های بدون سرنشین است و طرفین این جنگ را به پیشتازان این حوزه تبدیل کرده است. روسیه و اوکراین ناگزیر به سرعت از درگیری‌ها درس می‌گیرند و فضایی برای بهبود‌های بعدی باقی می‌گذارند. تلاش کی‌یف برای فروش روایت دفاع موفق در برابر روسیه به کشور‌های عربی، با واقعیت روزمره‌ای که در آن موشک‌ها و پهپاد‌های روسی به زیرساخت‌های اوکراین آسیب می‌زند، همخوانی ندارد. به همین ترتیب، حملات اوکراین به اهداف در عمق روسیه، پرسش‌های به‌جایی درباره توانایی مسکو در مقابله با پهپاد‌ها ایجاد می‌کند. با این حال، کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس به خوبی مزایا و محدودیت‌های همکاری با هر دو کشور را در این حوزه درک می‌کنند.

در معنای کلی‌تر، روابط روسیه با کشور‌های عربی بر سازوکار‌هایی استوار است که با همکاری دفاعی با اوکراین به سادگی متزلزل نمی‌شوند. کشور‌های عربی به صورتی منفعت‌طلبانه عدم قطعیت راهبردی را در روابط خارجی خود حفظ می‌کنند. سیاست آنها در قبال روسیه پس از ۲۰۲۲ به طور مداوم منطق مبتنی بر منفعت را منعکس کرده است. در مقاطع مختلف، آنها به اوکراین کمک‌های بشردوستانه یا سیاسی ارائه کرده‌اند، میزبان مذاکرات بوده‌اند، با کی‌یف تماس داشته و کانال‌های جدید امنیتی را بررسی کرده‌اند. با این حال، با وجود فشار غرب، کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس عمدتاً به تحریم‌های ضد روسیه نپیوسته‌اند، گفتگوی سیاسی با مسکو را حفظ کرده‌اند، تعامل اقتصادی را ادامه و همکاری در چارچوب اوپک‌پلاس را گسترش داده‌اند. تعامل با روسیه در مسائل انرژی همچنان برای صادرکنندگان عربی ارزش راهبردی دارد، زیرا ثبات قیمت، مدیریت تولید و هماهنگی گسترده‌تر در بازار را تضمین می‌کند. تصمیمات اخیر اوپک‌پلاس بار دیگر نشان می‌دهد که عربستان و روسیه در چارچوب واحدی از کشور‌های تولیدکننده نفت عمل می‌کنند. توافق‌های نظامی با اوکراین این واقعیت ساختاری را تغییر نمی‌دهد.

به همین دلیل، سیاستمداران غربی نباید آرزو‌های خود را به جای واقعیت بنشانند. تعامل کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس با اوکراین در واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی استقبال می‌شود، اما نباید آن را نشانهٔ حرکت شورای همکاری به سمت اردوگاه ضد روسی تعبیر کرد. برای کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس، همکاری با اوکراین می‌تواند همزمان اهداف متعددی را تأمین کند؛ کسب تجربه دفاعی مفید، گشودن کانال‌های سرمایه‌گذاری و تقویت توان دفاعی خود از جمله منافع کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس در همکاری با اوکراین است. از سوی دیگر از سال ۲۰۲۲، کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس، به ویژه عربستان و امارات، بار‌ها در واشنگتن و برخی کشور‌های اروپایی به دلیل حفظ روابط منفعت‌طلبانه با مسکو مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. تعامل دفاعی محدود با اوکراین به آنها اجازه می‌دهد تا تعادل سیاسی خود را نشان داده، فشار بر خود را کاهش و فضای چانه‌زنی بیشتری در روابط با واشنگتن و مسکو ایجاد کنند. این امر به آنها امکان می‌دهد تا بخشی از انتقادات غرب را خنثی کنند، بدون آنکه به قطع روابط با روسیه منجر شود.

در واقع، همین منطق منفعت‌طلبانه در مورد روابط آنان با ایران نیز صدق می‌کند. کشور‌های عربی نه می‌خواهند به طور کامل از ایران روی گردانند و نه می‌خواهند نسبت به حملات موشکی و پهپادی تهران یا انسداد تنگه هرمز توسط نیرو‌های مسلح ایران سکوت کنند. اظهارات اخیر آنها بیانگر نارضایتی آشکار از حملات به خاک و زیرساخت‌های کشور‌های عربی است، اما همزمان با موضع‌گیری‌های ملایم و متملقانه، خواستار کاهش تنش، خویشتن‌داری و میانجیگری دیپلماتیک هستند؛ بنابراین موضع واقعی شورای همکاری خلیج فارس عبارت است از نارضایتی از ایران در عین تملق گویی از این کشور؛ همکاری با آمریکا، در عین نگاه به سایر قطب‌های قدرت جهان و همکاری با اوکراین، در عین حفظ ارتباط با روسیه؛ هرچند چنین رویکردی ممکن است کشور‌های غربی را ناامید کند، اما برای کشور‌های عربی این رویکرد منفعت‌طلبانه مساوی با حفظ منافع خود به شمار می‌رود.

دلیل اتخاذ این راهبرد بزدلانه از سوی کشور‌های عربی آسیب‌پذیری جغرافیایی آنان در مقابل پیامد‌های تشدید تنش در غرب آسیا است. آنها همسایه ایران هستند و اقتصادهایشان به بنادر، زیرساخت‌های انرژی، گردشگری، هوانوردی، حمل و نقل، امور مالی و اعتماد سرمایه‌گذاران وابسته است. افزایش تنش در خلیج فارس به خطوط لوله، مسیر‌های ال‌ان‌جی، فرودگاه‌ها، تأسیسات آب‌شیرین‌کن، بنادر، هزینه بیمه، گردشگری و جذابیت سرمایه‌گذاری ضربه می‌زند. یک رویکرد آشکارا ضد ایرانی یا ضد روسی از سوی کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس، آنها را ایمن نمی‌کند، بلکه کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس را در برابر اقدامات تلافی‌جویانه آسیب‌پذیرتر کرده و توانایی آنها را در کاهش تنش یا پوشش ریسک از بین می‌برد.

به عبارت دیگر، کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس با اتخاذ این راهبرد منفعت‌طلبانه و منفعلانه سعی در حفظ امنیت پوشالی خود داشته و سعی می‌کنند از هرگونه تنش در منطقه خلیج فارس بگریزند.

انتهای پیام/ ۹۹۹