شناسهٔ خبر: 78514696 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: مسیر اقتصاد | لینک خبر

نتیجه تنوع بخشی در مسیرهای تامین

چرا چین برای خرید گاز روسیه عجله ندارد؟

چین در حالی از تسریع در نهایی کردن خط لوله ۵۰ میلیارد مترمکعبی «قدرت سیبری ۲» خودداری می‌کند که با تکیه بر گاز آسیای مرکزی و توسعه واردات LNG، گزینه‌های متنوعی برای تأمین انرژی خود ساخته است. آغاز حفاری فاز چهارم میدان گالکینیش ترکمنستان با ظرفیت سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب و احتمال توسعه خط D آسیای مرکزی، قدرت چانه‌زنی پکن را در برابر مسکو افزایش داده است. پکن اکنون می‌تواند برای گاز روسیه قیمتی نزدیک به قیمت داخلی این کشور مطالبه کند؛ زیرا هر مترمکعب گاز وارداتی از ترکمنستان یا بازار LNG، نیاز چین به گازپروم را کاهش می‌دهد.

صاحب‌خبر -

به گزارش مسیر اقتصاد رئیس‌جمهور روسیه در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۵ با هیئتی بلندپایه از وزرا و مدیران ارشد انرژی وارد پکن شد. او پس از دو روز رایزنی، همراه با بیانیه‌های دوستانه و توافق‌نامه‌های متعدد به مسکو بازگشت. اما سندی که همه ناظران منتظر آن بودند، امضا نشد و هیچ گشایشی در طرح خط لوله «قدرت سیبری ۲» به دست نیامد.

مسکو نزدیک به یک دهه است که برای فروش گاز از مسیر این خط لوله ۵۰ میلیارد مترمکعبی به چین تلاش می‌کند. دو طرف تنها به تفاهمی اولیه درباره مسیر دست یافته‌اند و همچنان بر سر زمان‌بندی، تأمین مالی و قیمت اختلاف دارند. چین اصرار دارد قیمت گاز نزدیک به بهای داخلی روسیه، یعنی حدود ۱۲ تا ۱۳ سنت برای هر مترمکعب باشد. این پیشنهاد بیش از آنکه یک موضع مصالحه‌جویانه باشد، به پاسخ منفی مؤدبانه شباهت دارد و نشان می‌دهد پکن برای پذیرش شروط مسکو عجله‌ای ندارد.

اتکا به همسایگان غربی به‌جای مسیر مغولستان

مسیر پیشنهادی مسکو برای خط لوله جدید از مغولستان می‌گذرد، اما چین هم‌زمان نیم‌نگاهی به غرب و میادین گازی آسیای مرکزی دارد. در اواخر فروردین ۱۴۰۵، مقام‌های ارشد چین و ترکمنستان دستور آغاز عملیات حفاری فاز چهارم میدان گازی گالکینیش را صادر کردند. این میدان دومین مخزن بزرگ گازی جهان در خشکی است و فاز جدید آن قرار است سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز تولید کند.

اکنون چین بیش از ۸۰ درصد از صادرات گاز ترکمنستان را خریداری می‌کند. مسیرهای جایگزین ترکمنستان به سمت هند یا اروپا همچنان در حد آرزوهای دیپلماتیک باقی مانده‌اند. بنابراین، خریدار نهایی این فاز گازی در عمل کشوری جز چین نخواهد بود و مذاکرات فعلی میان پکن و عشق‌آباد، بیش از هر چیز، بر سر قیمت جریان دارد.

رقابت مسیرهای گازی برای تأمین چین

شبکه خط لوله گاز آسیای مرکزی به چین اکنون سالانه حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب گاز منتقل می‌کند و ترکمنستان تأمین‌کننده اصلی این جریان است. خط چهارم پیش‌بینی‌شده، یعنی خط D، قرار است ۳۰ میلیارد مترمکعب دیگر را از مسیر ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان به سین‌کیانگ منتقل کند و پکن برای تسریع در ساخت این خط به کشورهای مختلف فشار می‌آورد.

با اینکه احداث خط D همچنان با چالش‌های قیمتی روبه‌روست، چین می‌تواند از این طرح به‌عنوان اهرم فشار استفاده کند. در صورت تکمیل این شبکه، ظرفیت انتقال گاز به غرب چین به ۸۵ میلیارد مترمکعب می‌رسد. خط لوله فعال «قدرت سیبری ۱» همین حالا ظرفیت کمتری دارد و «قدرت سیبری ۲» نیز در صورت توافق، تا پیش از سال ۲۰۳۰ عملیاتی نخواهد شد. از این رو، چین با داشتن گزینه آسیای مرکزی، سقف مشخصی را برای قیمت گاز روسیه تعیین کرده است.

تغییر نقش تأمین‌کنندگان و تسلط ساختاری پکن

موازنه قوا در منطقه به سود پکن تغییر کرده است. قزاقستان و ازبکستان که پیش‌تر صادرکنندگان جانبی گاز بودند، دیگر توان سابق را ندارند. رشد تقاضای داخلی، این دو کشور را به واردکنندگان خالص زمستانی تبدیل کرده و نقش آن‌ها از تولیدکننده به کشور ترانزیتی تغییر یافته است.

تولید گاز ازبکستان کاهش شدیدی داشته و صادرات آن به چین از اواخر سال ۱۴۰۴ کاملاً متوقف شده است. تاشکند اکنون برای جبران کسری خود، سالانه میلیاردها مترمکعب گاز از روسیه وارد می‌کند. قزاقستان نیز مسیر مشابهی را طی می‌کند و صادراتش به چین به حداقل رسیده است.

کار اصلی این همسایگان اکنون ترانزیت گاز ترکمنستان به شرق و انتقال گاز روسیه به ازبکستان است و آن‌ها از این مسیر فقط درآمد جانبی کسب می‌کنند. از نگاه پکن، این وضعیت مطلوب است؛ زیرا تولیدکنندگانی که خود با کمبود گاز روبه‌رو هستند، نمی‌توانند چین را تهدید به قطع جریان کنند. آن‌ها فقط بر سر تعرفه ترانزیت چانه می‌زنند و کنترل کل مجموعه در دست چین باقی می‌ماند.

پیامدهای راهبردی برای خط لوله روسیه

مقام‌های روسی مدعی بودند بحران‌های غرب آسیا، پکن را مجبور به پذیرش فوری خط لوله «قدرت سیبری ۲» خواهد کرد. آن‌ها تصور می‌کردند مخاطرات مسیرهای دریایی، مزیت گاز زمینی روسیه را افزایش می‌دهد. اما واقعیت بازار این ادعا را تأیید نمی‌کند. روسیه گاز فراوانی دارد، اما فاقد ساختار صادراتی جایگزینی است که بتواند آن را به اهرم فشار تبدیل کند.

نشست اخیر پکن نشانه روشنی از این وضعیت بود. هر مترمکعب گازی که از آسیای مرکزی یا بازار LNG به چین وارد شود، نیاز پکن به گازپروم را کاهش می‌دهد. ظرفیت واردات LNG چین تا سال ۱۴۰۶ رشد چشمگیری خواهد داشت و فروشندگان قطری، آمریکایی و استرالیایی همگی در رقابت برای فروش به بازار چین هستند.

تا زمانی که پکن گزینه‌های متعدد دریایی و زمینی دارد، طرح «قدرت سیبری ۲» موقعیتی مشابه قراردادهای گذشته گازپروم با اروپا پیدا نخواهد کرد. این خط لوله شاید در نهایت به دلایل سیاسی ساخته شود، اما معنای راهبردی خود را تا حد زیادی از دست داده است. پکن با تنوع‌بخشی آرام به مسیرهای واردات گاز، مانع سلطه یک تأمین‌کننده واحد شده و مسکو را در موقعیت ضعف قرار داده است.

منبع: دیپلمات

انتهای پیام/ انرژی