شناسهٔ خبر: 78514601 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: میراث آریا | لینک خبر

میراث نامرئی خلیج فارس؛ دانش زنانه‌ای که در اشیای موزه‌ای دیده نمی‌شود

موزه‌ها فضاهایی برای بازنمایی و تفسیر گذشته‌اند؛ اما آنچه در آن‌ها به نمایش درمی‌آید، تمامی تاریخ نیست، بلکه گزیده‌ای از شواهد مادیِ به‌جامانده از آن است.

صاحب‌خبر -

گالیا حق‌پرست کارشنا میراث‌فرهنگی در یادداشتی نوشت: اشیای موزه‌ای، از یافته‌های باستان‌شناختی گرفته تا ابزارها و آثار فرهنگی، تنها آن بخش از زندگی انسان‌های گذشته را نمایان می‌کنند که توانسته است در برابر فرسایش زمان دوام آورد.

از این رو، روایت موزه‌ای همواره بر پایه آن چیزی شکل می‌گیرد که باقی مانده و نه لزوماً بر پایه تمام آنچه وجود داشته است. اشیایی که از دل خاک بیرون آمده‌اند، ابزارهایی که روزگاری در دست انسان‌ها بوده‌اند و آثاری که توانسته‌اند از گذر زمان جان سالم به در ببرند، در ویترین‌ها قرار می‌گیرند و روایت خود را از گذشته بازگو می‌کنند. اما تاریخ تنها از آنچه باقی مانده ساخته نمی‌شود. بخشی از گذشته در اشیا دوام آورده و بخشی دیگر که کمتر دیده می‌شود و گاه از خود اشیا نیز ماندگارتر و تأثیرگذارتر است در حافظه انسان‌هاست. در سواحل خلیج فارس، بخش مهمی از این حافظه فرهنگی در اختیار زنانی بوده که نامشان در اسناد تاریخی کمتر دیده می‌شود، اما نقش آنان در حفظ و انتقال فرهنگ منطقه انکارناپذیر است.

میراث ناملموس شامل مجموعه‌ای از دانش‌ها، مهارت‌ها، الگوهای رفتاری، آیین‌ها، روایت‌ها و شیوه‌های زیست است که از طریق انتقال شفاهی، تجربه عملی و حافظه جمعی استمرار می‌یابند. این نوع میراث، برخلاف اشیای مادی، قابل انباشت در ویترین نیست، اما در عمق ساختارهای اجتماعی حضور دارد و به‌طور مداوم بازتولید می‌شود. در سواحل خلیج فارس، این بخش از میراث، پیوندی عمیق با تاریخ اجتماعی زنان دارد. 

ساختار اجتماعی جوامع ساحلی جنوب ایران در طول قرن‌ها در پیوندی عمیق با دریا شکل گرفته است. در این جوامع، دریا تنها یک مسیر ارتباطی یا منبع تأمین معاش نبود، بلکه عنصری تعیین‌کننده در سامان دهی روابط اجتماعی، مناسبات خانوادگی و شیوه زندگی مردم به شمار می‌رفت. سفرهای طولانی دریانوردان، صیادان و بازرگانان که گاه ماه‌ها و حتی فصل‌ها ادامه می‌یافت، سبب می‌شد زنان بخش قابل توجهی از مسئولیت‌های زندگی را بر عهده گیرند. آنان نه‌تنها مدیران اصلی فضای خانه بودند، بلکه در حفظ ثبات اقتصادی خانواده، سامان‌دهی روابط خویشاوندی، مراقبت از کودکان و سالمندان و مدیریت بحران‌های ناشی از غیبت مردان نقش محوری ایفا می‌کردند. در چنین شرایطی، زنان به ستون‌های پنهان اما استوار حیات اجتماعی جوامع ساحلی تبدیل شدند؛ جایگاهی که فراتر از تقسیم کار روزمره، در شکل‌گیری و تداوم فرهنگ محلی نیز تأثیر عمیقی بر جای گذاشت.

در بستر چنین تجربه‌ای، مجموعه‌ای از دانش‌ها، مهارت‌ها و شیوه‌های زیستن شکل گرفت که می‌توان آن را «دانش زنانه ساحل» نامید. این دانش برخلاف دانش رسمی، در کتاب‌ها و اسناد ثبت نشده، بلکه از طریق تجربه‌های روزمره، مشاهده، آموزش غیررسمی و انتقال شفاهی میان نسل‌ها تداوم یافته است. زنان با شناخت دقیق شرایط اقلیمی جنوب، روش‌های متنوعی برای نگهداری مواد غذایی در گرما و رطوبت شدید ابداع کرده بودند؛ از فرآوری و خشک‌کردن ماهی گرفته تا تهیه انواع ترشی‌ها، شیره‌ها و فرآورده‌های خرما. آنان همچنین با مدیریت منابع محدود خانوار، برنامه‌ریزی برای دوره‌های طولانی غیبت مردان و ایجاد شبکه‌های حمایتی میان خویشاوندان و همسایگان، نقش مهمی در پایداری اقتصادی و اجتماعی خانواده‌ها ایفا می‌کردند. این مهارت‌ها تنها راهکارهایی برای بقا نبودند، بلکه بخشی از سرمایه فرهنگی جوامع ساحلی به شمار می‌آمدند.

با این حال، اهمیت دانش زنان تنها به حوزه اقتصاد و معیشت محدود نمی‌شود. آنان حافظان بخش بزرگی از حافظه فرهنگی و عاطفی خلیج فارس نیز بوده‌اند. دریا در زندگی مردم جنوب صرفاً یک پدیده جغرافیایی نیست؛ دریا فضایی سرشار از معنا، احساس و خاطره است. مفاهیمی چون انتظار برای بازگشت عزیزان، نگرانی از طوفان و حوادث دریایی، امید به سفرهای پربار، اندوه فقدان و شادی دیدار دوباره، همگی در متن زندگی ساحل‌نشینان حضور داشته‌اند. این تجربه‌های عاطفی از طریق لالایی‌ها، قصه‌ها، روایت‌های خانوادگی، نوحه‌ها، آوازهای محلی و آیین‌های جمعی به نسل‌های بعد منتقل شده‌اند. زنان با حفظ و نقل این روایت‌ها، نه تنها میراث فرهنگی جوامع خود را پاس داشته‌اند، بلکه تجربه‌های روزمره و تاریخی را به حافظه جمعی نسل‌های بعدی پیوند زده‌اند.

بنابراین بسیاری از اشیای موزه‌ای بدون روایت‌های انسانی خود ناقص به نظر می‌رسند. یک تور ماهیگیری می‌تواند در ویترین قرار گیرد، اما داستان دستانی که ساعت‌ها آن را ترمیم می‌کردند، در کنار آن دیده نمی‌شود. یک ظرف سفالی می‌تواند قدمتی چندصدساله داشته باشد، اما خاطرات و آیین‌هایی که پیرامون استفاده از آن شکل گرفته‌اند، به آسانی از حافظه جمعی حذف می‌شوند. یک لنج می‌تواند به عنوان نمادی از دریانوردی معرفی شود، اما نقش زنانی که در غیاب دریانوردان ساختار خانواده را حفظ می‌کردند، در آن بازتاب نمی‌یابد. از همین رو، میراث فرهنگی تنها مجموعه‌ای از اشیا نیست؛ بلکه شبکه‌ای از معناها، تجربه‌ها و روایت‌هاست که به اشیا جان می‌بخشد.

در نتیجه، «میراث نامرئی خلیج فارس» را می‌توان به‌عنوان سطحی از تاریخ فرهنگی تعریف کرد که در آن دانش زنانه، حافظه شفاهی و تجربه زیست، در کنار اشیای مادی، ساختار کلی هویت تاریخی منطقه را شکل می‌دهند.

انتهای پیام/