الگوریتم توصیهگر محتوا، همان موتور پنهانی است که هر روز تصمیم میگیرد کاربران در شبکههای اجتماعی چه چیزی را ببینند، چه چیزی را نبینند و روی کدام روایت بیشتر مکث کنند. این الگوریتمها با تحلیل رفتار کاربران، از زمان تماشا و کلیک گرفته تا پسندیدن، بازنشر و جستوجو، مسیر گردش محتوا را تعیین میکنند و در عمل، به یکی از مؤثرترین ابزارهای شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شدهاند.
قدرت اصلی اینجاست که مالک سکو میتواند با دستکاری همین سازوکار، برخی محتواها را بهصورت گسترده در معرض دید قرار دهد و برخی دیگر را عملاً از دایره توجه عمومی خارج کند. انتقادهای مطرحشده درباره عملکرد فیسبوک در پرونده کمبریج آنالیتیکا و نیز بحثهای مکرر درباره تقویت محتوای دوقطبی و جنجالی در یوتیوب و اینستاگرام، نشان داده است که این فناوری همیشه بیطرف عمل نمیکند.
وقتی توزیع محتوا عادلانه نباشد، مسئله فقط یک رقابت رسانهای ساده نیست، بلکه این موضوع ادراک عمومی، قضاوت اجتماعی و حتی فضای روانی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. احمد کارآمد، کارشناس و پژوهشگر فضای مجازی، در مصاحبه با خبرنگار فناوری آناتک، از همین زاویه به نقش سکوهای خارجی و ملاحظات سیاستگذاری اینترنت در شرایط بحران پرداخته است. شرح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
تردیدها درباره کارآمدی محدودیت اینترنت برای حفظ امنیت عمومی
برخی میگویند این توضیح که محدودیت اینترنت برای حفظ امنیت مردم اعمال شده، برای افکار عمومی چندان قابل قبول نیست؛ زیرا به اعتقاد آنان، افرادی که قصد اقدامهای ضد امنیتی دارند، معمولاً از مسیرهای عادی اینترنت استفاده نمیکنند. پاسخ شما به این نقد چیست؟
همانطور که در سؤال مطرح شد، سیاستگذاریهای مدیریتی بر اینترنت که گاهی به محدود شدن برخی خدمات منجر میشود، با هدف حفظ امنیت مردم صورت میگیرد. با این حال، گاهی رسانهها نوعی جابهجایی محتوایی انجام میدهند و امور غیرواقعی را واقعی جلوه میدهند و درباره واقعیتهای موجود نیز اساساً سخنی نمیگویند. مسئله این است که تصریح نمیکنند این سیاستهای مدیریتی برای امنیت انجام میشود، اما منظور از آن فقط امنیت سایبری نیست.
محدودیتهای اینترنتی فقط به ملاحظات امنیت سایبری محدود نمیشود
یعنی سیاستهای مدیریتی تأثیری بر امنیت سایبری کشور نمیگذارد؟
البته قطع اینترنت فقط به دلیل امنیت سایبری صورت نمیگیرد؛ هرچند تا حدی امنیت سایبری را نیز تضمین میکند، اما اصل ماجرا آن است که دسترسی موساد و سایر سرویسهای جاسوسی به عموم کاربران ایرانی قطع شود و امکان ارتباطگیری آنها از میان برود.
نتیجه این میشود که دیگر نمیتوانند بر افرادی که ممکن است دچار لغزش شوند اثر بگذارند. همچنین امکان تحریک افکار عمومی از طریق اخبار نادرست نیز کمتر میشود. همانگونه که مشاهده میکنید، برای مثال در برخی کشورهای خاورمیانه، بسیاری از محتواهای شبکههای اجتماعی بهسرعت حذف میشوند و مردم اساساً متوجه نمیشوند چه رخدادی در حال وقوع است. در شرایط جنگی، نه تصویر لحظه برخوردی منتشر میشود، نه خبر جعلی و نه هیچ محتوای دیگری اجازه انتشار پیدا میکند.
ولی همین سکوها در کشور ما اجازه میدهند که هر موضوعی بهراحتی منتشر شود، مردم را خشمگین میکنند و در نهایت نیز محتوایی را که متعلق به خودشان است در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند و با توجه به الگوریتمی که در اختیار دارند، آن را بسیار فراگیر میکنند. این همان امکانی است که ما در اختیار نداریم، هرچند در حوزه محتوا نیز تلاش کنیم.
افزایش تولید محتوا لزوماً بر برتری الگوریتمی سکوها غلبه نمیکند
شما فکر نمیکنید اگر ما تعداد و حجم محتوای تولیدی خود را افزایش دهیم، بر قدرت مالکیت شبکهای که آنها دارند، برتری پیدا کنیم؟
خیر، به اعتقاد من ما نمیتوانیم با این روش با آنها مقابله کنیم؛ زیرا الگوریتم شبکههای اجتماعی در اختیار آنهاست و اساساً اجازه دیده شدن به محتوای ما نمیدهد.
بنابراین، یکی از دلایل اعمال محدودیت بر شبکه، جلوگیری از تحریک افکار عمومی است و دلیل دیگر نیز جلوگیری از ارتباطگیری با افرادی است که آمادگی همکاری با سرویسهای جاسوسی را دارند. نکته بعدی نیز قطع ارتباط عوامل سرویسهای امنیتی خارجی و افرادی است که با آنها همکاری میکنند. این نیز یکی دیگر از دلایل مدیریت اینترنت در چنین شرایطی است.
مصادیق بارزی برای هر سه موردی که عرض کردم، در حوادث و شلوغیهای دیماه مشاهده شد. مشاهدات عینی ما در آن مقطع نشان داد که مدیریت ارتباطات و اینترنت به برقراری نظم اجتماعی در مدتزمانی کوتاه کمک کرد.
تداوم بهروزرسانیهای امنیتی در شرایط محدودیت اینترنت قابل تأمین است
عدهای معتقدند قطع طولانیمدت اینترنت بینالملل، بهجای افزایش امنیت، ممکن است خودِ امنیت سایبری را با مشکل مواجه کند؛ برای مثال، وقتی امکان بهروزرسانی سامانهها و نرمافزارها محدود میشود، احتمال آسیبپذیری بیشتر خواهد شد. تحلیل شما از این مسئله چیست؟
این نکته درست است، اما برای آن کاملاً راهحل وجود دارد. به این معنا که وزارت ارتباطات میتواند ابزارهایی را که برای بهروزرسانی موارد امنیتی لازم است، در اختیار پلتفرمها یا مجموعههایی قرار دهد که توان ارائه این بهروزرسانیها را در داخل ایران دارند و مردم نیز از همان مسیر، بهروزرسانیهای خود را دریافت کنند. راه دیگر نیز آن است که این موضوع بهصورت فهرست سفید اجرا شود و ابزارهایی که منبع و بهروزرسانی لازم دارند، از این طریق در دسترس قرار گیرند.
خدمات مورد اشاره میتواند در قالب فهرست سفید ارائه شود، یا به همان شکل نخست که بیان شد، از طریق ارائهدهندگان داخلی عرضه شود و برای آنها دسترسی لازم ایجاد شود تا بتوانند به مردم و افرادی که نیاز دارند، بهروزرسانیها را ارائه کنند.
اتصال به اینترنت بینالملل میتواند مسیر برخی تهدیدهای سایبری را باز کند
برخی در نقطه مقابل بر این باورند که اتصال به اینترنت بینالملل میتواند تهدیدهایی برای امنیت سایبری کشور به همراه داشته باشد. این تهدیدها دقیقاً چه هستند، کدام خدمات و زیرساختها را بیشتر در معرض خطر قرار میدهند و پیامد آن برای زندگی روزمره مردم چیست؟
پاسخی کوتاه و برداشت شخصی خودم را درباره این سؤال مطرح میکنم. به اعتقاد من، دشمنی که طبعاً با ما در حال خصومت است، ممکن است حتی از همان مسیر ارائه بهروزرسانیهای امنیتی برای نرمافزارها، سامانهها و سایر موارد نیز اقدام خرابکارانه یا تروریستی انجام دهد. بنابراین، به نظر من لازم است بر این موضوع حتماً نظارت ویژهای اعمال شود.
انتهای پیام/