به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به دنبال حملات اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان، بهویژه هدف قرار دادن ضاحیه جنوبی بیروت و نقضهای مکرر آتشبس، ایران با حمله به اهدافی در شمال سرزمینهای اشغالی واکنش نشان داد؛ اقدامی که از نگاه بسیاری از ناظران منطقهای، نشانه تغییر در معادلات بازدارندگی و تثبیت عملی مفهوم «وحدت میدانها» است.
محمد فیاض مشیک، کارشناس حقوق بینالملل لبنان درباره قواعد جدید درگیری و آینده تنشها در منطقه به خبرنگار «راهبرد معاصر» گفت: حملات موشکی ایران به رژیم صهیونیستی که با هدف قرار دادن پایگاههای هوایی در سرزمینهای اشغالی مانند «نواتیم» و «تل نوف» انجام شد، پاسخی به سرکشی این رژیم و نقضهای مداوم آتشبس در لبنان بود و نشاندهنده تحول راهبردی در قواعد درگیری است.
مداخله ایران پس از هدف قرار گرفتن ضاحیه جنوبی بیروت، محاسبات ژئوپلیتیکی دشمن صهیونیستی را پیچیدهتر کرده است
وی افزود: برای سالهای طولانی، راهبرد ایران بر حمایت از مقاومت به وسیله کمکهای مالی، تسلیحاتی و آموزشی استوار بود؛ بهویژه در دورهای که لبنان در اشغال قرار داشت و سپس در جریان آزادسازی سال ۲۰۰۰ میلادی، جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ میلادی، جنگ ۲۰۲۴ میلادی و جنگ رمضان. اما امروز شرایط تغییر کرده و جمهوری اسلامی ایران بهطور مستقیم و قاطع وارد عمل شده است.
کارشناس حقوق بینالملل لبنان عنوان کرد: اقدام قاطع ایران به معنای گذار به رویارویی جبههای مستقیم است؛ ابتکار تهران، ابتکاری عملی و واقعی برای فهماندن این پیام به تلآویو بود که هرگونه تلاش برای تنها گذاشتن لبنان یا سوءاستفاده از توافقات برای تحمیل واقعیت نظامی جدید، با پاسخی قاطع روبهرو خواهد شد. در این چارچوب، جغرافیای ایران به قلب معادلات وارد شده است و از جغرافیای متحدانش جدا نیست.
مشیک با تبیین مفهوم «وحدت میدانها» گفت: در اصل، مفهوم نظری وحدت میدانها در دورههای گذشته با آزمونهای دشواری روبهرو شد، اما پاسخ مستقیم اخیر ایران بار دیگر به این دکترین سیاسی و نظامی جان تازهای بخشیده است. میتوان این پاسخ را تلاشی برای تثبیت معادلهای جدید دانست؛ معادلهای که بر قداست جبهه لبنان تأکید دارد و هرگونه نقض آن را تعرض مستقیم به امنیت ملی ایران تلقی میکند.
وی تصریح کرد: مداخله ایران پس از هدف قرار گرفتن ضاحیه جنوبی بیروت، محاسبات ژئوپلیتیکی دشمن صهیونیستی را پیچیدهتر کرده است. مفهوم بازدارندگی تنها به وارد کردن آسیب به دشمن محدود نمیشود، بلکه به این معناست هزینه حمله برایش بسیار بیشتر از دستاورد احتمالی آن باشد. این موضوع پس از پاسخ سریع و قاطع ایران نمایان شد، بهویژه اینکه ایران هفته گذشته هشدار داده بود در صورت هدف قرار گرفتن ضاحیه، با قدرت پاسخ خواهد داد.
مشیک عنوان کرد: طبق ارزیابی اولیه از معادله بازدارندگی ای که در حال شکلگیری است، اقدام ایران توانسته تا حدی از تداوم تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه ضاحیه جنوبی بیروت جلوگیری کند. با وجود این، موفقیت این معادله با چالشهایی ازجمله نقضهای مداوم رژیم صهیونیستی روبهرو خواهد شد؛ بهویژه اگر این رژیم به سمت جنگی فراگیر حرکت نکند و قدرتهای بزرگ بهویژه آمریکا بتوانند بر رژیم صهیونیستی برای احترام به هر توافقی که امضا می شود، فشار آورد. در چنین شرایطی است که میتوان معادلهای را که ایران ایجاد کرده است و به سازوکار واقعی بازدارندگی تبدیل کرد.
کارشناس حقوق بینالملل لبنان گفت: در صورت موفقیت سازوکار بازدارندگی جدید، رژیم صهیونیستی ناچار خواهد شد بهطور جدی درباره قدرت پاسخ ایران در صورت هرگونه حمله به ضاحیه جنوبی بیروت تجدیدنظر کند. این موضوع شاید تلآویو را به فکر تثبیت واقعی آتشبس سوق دهد، زیرا جبهه داخلی رژیم صهیونیستی و اقتصاد این رژیم در برابر رویارویی مستقیم و طولانیمدت با ایران آسیبپذیر شدهاند، بهویژه در شرایطی که فشارهای سیاسی بینالمللی بهویژه از سوی آمریکا برای جلوگیری از فروپاشی توافق احتمالی با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.
وی افزود: در صورت تثبیت این معادله، میتوان از از دست رفتن «برتری راهبردی» رژیم صهیونیستی سخن گفت. با وجود این، چشم انداز معادله تنها در میدان تعیین نخواهد شد، بلکه به مذاکرات ایران و آمریکا، توازن قدرتهای بینالمللی و فشارهایی که امکان دارد اعمال شوند، بستگی دارد. رژیم صهیونیستی با حمله به لبنان در تلاش است شرایطی ایجاد کند که بتواند هر زمان بخواهد این کشور را هدف قرار دهد؛ از همین رو، میتوان اهمیت مداخله ایران و حمله به رژیم صهیونیستی در واکنش به بمباران ضاحیه جنوبی بیروت را در سایه فشارهای بینالمللی بر دولت لبنان و مذاکرات آن با رژیم صهیونیستی درک کرد.
∎