شناسهٔ خبر: 78497158 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

یادداشت مهدی مبارک عبدالله، تحلیلگر عرب زبان؛

شبکه پایگاه‌های مخفی صهیونیسم اطراف ایران

افشای تحرکات رژیم صهیونیستی نشان دهنده افزایش استقرار پایگاه‌های مخفی نظامی و جاسوسی حدفاصل جمهوری آذربایجان در کرانه غربی دریای خزر تا خلیج عدن در شاخ آفریقاست. افشای تحرکات رژیم صهیونیستی نشان دهنده افزایش استقرار پایگاه‌های مخفی نظامی و جاسوسی حدفاصل جمهوری آذربایجان در کرانه غربی دریای خزر تا خلیج عدن در شاخ آفریق...

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ داده‌های فزاینده درباره استقرار پایگاه‌های مخفی رژیم صهیونیستی در برخی کشورهای اطراف ایران نشان‌دهنده تغییر راهبردی عمیقی فراتر از ایده اتحادهای سنتی یا همکاری‌های امنیتی موقت است، به ویژه اینکه رژیم صهیونیستی با سرعت فزاینده‌ای در حال ساخت شبکه‌ای پیشرفته از سایت‌ها، پایگاه‌ها و نقاط پشتیبانی است که به آن توانایی بیشتری برای نظارت، نفوذ و مداخله در یکی از حساس‌ترین و آشفته‌ترین مناطق جهان می‌دهد تا نقشه‌های قدرت و امنیت را در منطقه بازترسیم کند.

به نظر می آید موقعیت جغرافیایی صهیونیست ها به دلیل کوچک بودن و فقدان عمق راهبردی، چالش‌های بزرگی بر آنها تحمیل می‌کند

هر کسی نقشه حضور رو به رشد رژیم صهیونیستی را در قفقاز، خلیج فارس و شاخ آفریقا دنبال کند، متوجه می‌شود این موضوع مربوط به اقدامات امنیتی جداگانه یا ترتیبات موقعیتی تحمیل شده در قالب رویارویی با ایران نیست، بلکه پروژه راهبردی جامعی با هدف گسترش حوزه نفوذ رژیم صهیونیستی فراتر از مرزهای سنتی آن و ایجاد ساختاری نفوذ محور است که قادر به تأثیرگذاری بر توازن قدرت منطقه‌ای برای سال‌های آینده باشد.

در پس گزارش‌های خبری پی‌درپی، متوجه می‌شویم رژیم صهیونیستی مانند دهه‌های گذشته دیگر امنیت خود را از منظر مرزهای جغرافیایی نزدیک نمی‌بیند، بلکه اکنون با کل منطقه به عنوان عرصه عملیاتی باز برخورد می‌کند که در آن باید توانایی نظارت، نفوذ و مداخله داشته باشد. از اینجا، می‌توان علاقه روزافزون رژیم صهیونیستی را به ایجاد شبکه‌های امنیتی، نظامی و جاسوسی فرا سرزمینی، از قفقاز گرفته تا خلیج فارس، عراق و شاخ آفریقا درک کرد.

در عمل، این تغییر نه تنها به رویارویی با ایران مربوط می‌شود، بلکه منعکس کننده دکترین راهبردی عمیق‌تری مبتنی بر انتقال خطوط درگیری به خارج از حوزه رژیم صهیونیستی و تا حد امکان دور کردن هرگونه رویارویی آینده از داخل مرزهای این رژیم است. تل آویو به جای منتظر ماندن برای تهدیدها در مرزهای خود، به دنبال نزدیک شدن به منابع تهدیدها، نظارت و تأثیرگذاری بر آنها قبل از تبدیل شدن به خطر مستقیم است.

صهیونیست ها در پی عمق امنیتی جایگزین

از دیدگاه نهاد امنیتی رژیم صهیونیستی، به نظر می آید موقعیت جغرافیایی صهیونیست ها به دلیل کوچک بودن و فقدان عمق راهبردی، چالش‌های بزرگی بر آنها تحمیل می‌کند. بنابراین، کابینه‌های متوالی رژیم صهیونیستی همواره در پی جبران این کمبود با ایجاد شبکه‌هایی از اتحادها و پایگاه‌های نفوذ خارجی بوده‌اند که چیزی شبیه به عمق امنیتی جایگزین برای آن فراهم می‌کند. به همین دلیل، فعالیت رژیم صهیونیستی دیگر محدود به سرزمین‌های اشغالی یا کشورهای همسایه نیست، بلکه به مناطقی هزاران کیلومتر دورتر از تل‌آویو نیز گسترش یافته است.

رژیم صهیونیستی به خوبی می‌داند هرگونه درگیری بزرگ با ایران را نمی‌توان تنها با تکیه بر قابلیت‌های نظامی متعارف حل کرد. این رژیم به منابع اطلاعاتی نزدیک و مداوم و نقاط پرتاب برای عملیات اطلاعاتی و نظامی نیاز دارد. از این رو اهمیت مناطقی مانند آذربایجان به آن فرصت می‌دهد تا به مرزهای شمالی ایران نزدیک‌تر شود و تحرکات نظامی و تأسیسات حساس را مؤثرتر از آنچه از راه دور می‌توان به آن دست یافت، رصد کند.

این شاید محدود به جمع‌آوری اطلاعات نباشد، بلکه به مدیریت جنگ مدرن نیز مربوط می‌شود که به پهپادها، عملیات ویژه، جنگ الکترونیکی و نقض‌های امنیتی پیچیده متکی است. هرچه مراکز نظارت و ارتباطات به اهداف خود نزدیک‌تر باشند، مؤثرتر می‌شوند و هزینه‌های عملیاتی و خطرات نظامی مرتبط با آن کاهش می‌یابد.

عراق به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش بین ایران، سوریه و حوزه خلیج فارس، اهمیت متفاوتی برای رژیم صهیونیستی دارد. هر کسی که توانایی حرکت در این منطقه جغرافیایی وسیع داشته باشد، می‌تواند خطوط تدارکاتی، مسیرهای حمل و نقل و تحرکات نظامی محور مقاومت را رصد کند. بنابراین، هرگونه حضور امنیتی یا اطلاعاتی در داخل عراق به رژیم صهیونیستی مزیت راهبردی می‌دهد که فراتر از مرزهای خود عراق است.

با نگاهی به منطقه خلیج فارس، متوجه می‌شویم محاسبات پیچیده‌تر است و رژیم صهیونیستی کشورهای خلیج فارس را صرفاً به عنوان شرکای سیاسی یا اقتصادی نمی‌بیند، بلکه آنها را بخشی از ساختار امنیتی منطقه‌ای جدیدی می‌داند که در مواجهه با چالش‌های مشترک به دنبال تشکیل آن است. از این منظر، همکاری امنیتی و نظامی در نظر تصمیم‌گیرندگان صهیونیست به امری طبیعی تبدیل می‌شود، حتی اگر برخی از آنها از کانون توجه خارج شوند یا تابع محاسبات دقیق سیاسی و رسانه‌ای باشند.

درباره شاخ آفریقا، این منطقه سال‌های اخیر به دلیل موقعیت مکانی‌اش مشرف به یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان، به عرصه رقابت شدید بین‌المللی تبدیل شده است. هر کسی که تحولات آنجا را رصد کند، متوجه می‌شود این درگیری دیگر محدود به نفوذ اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت ناوبری بین‌المللی، تجارت و انرژی مرتبط شده است. به همین دلیل رژیم صهیونیستی هرگونه جای پایی در آن منطقه را به عنوان سرمایه‌گذاری راهبردی بلندمدت می‌بیند که به آن توانایی بیشتری برای محافظت از منافع خود و نظارت بر تحولات منطقه‌ای می‌دهد.

علاوه بر همه این‌ها، متوجه می‌شویم انتخاب مکان‌های استقرار رژیم صهیونیستی تصادفی نیست، بلکه بر اساس محاسبات دقیق ژئوپلیتیکی است، به ویژه از آنجا که پایگاه‌ها یا نقاط استقرار در نزدیکی خطوط دریایی بین‌المللی، مرزهای ایران یا خطوط انرژی و تجاری گسترش یافته‌اند، به رژیم صهیونیستی توانایی استثنایی برای نظارت و تأثیرگذاری بر تحولات منطقه‌ای می‌دهد که هدفش محدود به اقدام نظامی مستقیم نیست، بلکه شامل داشتن اهرم‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی است که می‌توان در صورت نیاز از آنها استفاده کرد.

گسترش نفوذ رژیم صهیونیستی فراتر از مرزهایش امکان دارد قدرت‌های منطقه‌ای رقیب را به اتخاذ سیاست‌های مشابه سوق دهد

اقدامات مداوم رژیم صهیونیستی، تغییر مهمی را در ماهیت نقش آن در منطقه آشکار می‌کند. رژیم صهیونیستی دیگر به دفاع از مرزهای خود یا پاسخ به تهدیدهای فوری بسنده نمی‌کند، بلکه اکنون به دنبال تغییر شکل محیط امنیتی اطراف خود به گونه‌ای است که تداوم برتری نظامی و اطلاعاتی آن را برای دهه‌های آینده تضمین کند. این امر، علاقه روزافزون به ایجاد شبکه‌های نفوذ را که در کشورها و مناطق دور از نظر جغرافیایی، اما از نظر راهبردی به هم پیوسته گسترش می‌یابند، توجیه می‌کند.

این شبکه همچنین تغییر مهمی را در مفهوم جنگ رژیم صهیونیستی آشکار می‌کند. پس از دهه‌ها که رژیم صهیونیستی عمدتاً بر قدرت هوایی و برتری فناوری در منطقه جغرافیایی محدود تکیه داشت، اکنون به سمت ایجاد زیرساخت امنیتی و نظامی خارجی حرکت می‌کند که به آن اجازه می‌دهد چیزی شبیه به جنگ از راه دور را آغاز کند. این تغییر نه تنها به ایران مربوط می‌شود، بلکه نشان دهنده آمادگی رژیم صهیونیستی برای مقابله با محیط منطقه‌ای پیچیده‌تر است که در آن عرصه‌های درگیری و تهدیدات بالقوه متعدد هستند.

با وجود این، گسترش ها بدون خطرات قابل توجه نیست، زیرا ایجاد پایگاه‌ها، تأسیسات یا شبکه‌های مخفی در داخل کشورهای دیگر نقض آشکار اصل حاکمیت ملی است و تنش‌های سیاسی و امنیتی ایجاد می‌کند که هر لحظه امکان دارد فوران کند. علاوه بر این، کشورهایی که اجازه این نوع فعالیت را می‌دهند، شاید خود را بخشی از درگیری‌های منطقه‌ای بیابند که اصلاً مایل به درگیر شدن در آنها نیستند.

علاوه بر این، گسترش نفوذ رژیم صهیونیستی فراتر از مرزهایش امکان دارد قدرت‌های منطقه‌ای رقیب را به اتخاذ سیاست‌های مشابه سوق دهد، که این موضوع عرصه را برای رقابت بر سر نفوذ، اطلاعات و پایگاه‌های نظامی باز می‌کند و بی‌ثباتی بیشتر را در منطقه‌ای که از قبل از بحران‌های مزمن و جنگ‌های طولانی رنج می‌برد، تهدید می‌کند.

حتی خطرناک‌تر، گسترش پایگاه‌ها و شبکه‌های امنیتی مخفی است که می‌تواند بسیاری از کشورها را به میدان‌های نبرد اعلام‌نشده بین قدرت‌های رقیب تبدیل کند. به جای اینکه جنگ‌ها محدود به طرف‌های مستقیم خود باقی بمانند، سرزمین‌های سایر کشورها بدون اینکه طرف اصلی باشند، بخشی از نبرد می‌شوند که این موضوع احتمال افزایش درگیری را بیشتر و خطرات امنیت منطقه‌ای را چند برابر می‌کند.

در این راستا، پیامدهای بالقوه این گسترش را نمی‌توان نادیده گرفت و منطقه شاید سال‌های آینده شاهد رقابت فزاینده‌ای برای ایجاد پایگاه‌های متقابل و نقاط نفوذ باشد. با گسترش دامنه حضور رژیم صهیونیستی به فراتر از مرزهای خود، سایر قدرت‌های منطقه‌ای به دنبال توسعه شبکه‌های اتحاد و موقعیت‌یابی نظامی خواهند بود، مسیری که امکان دارد به بازترسیم نقشه امنیتی غرب آسیا و شاخ آفریقا به شیوه‌ای بی‌سابقه از زمان پایان جنگ سرد منجر شود.

بهره سخن 

به نظر نمی آید اقدامات اخیر رژیم صهیونیستی صرفاً تمهیدات امنیتی موقت ناشی از شرایط رویارویی با ایران باشد، بلکه منعکس‌کننده جهت‌گیری راهبردی بلندمدت مبتنی بر ایجاد حوزه نفوذ گسترده در اطراف مراکز قدرت در منطقه و دادن توانایی مداخله، نظارت و نفوذ از راه دور به رژیم صهیونیستی است. 

در حالی که تل‌آویو این رویکرد را تضمینی برای برتری و امنیت خود می‌داند، بسیاری در منطقه آن را پروژه توسعه‌طلبانه جدید می‌دانند که فراتر از محدودیت‌های دفاع مشروع، تلاشی برای تحمیل واقعیت ژئوپلیتیکی جدیدی است که در آن رژیم صهیونیستی می خواهد حاضرترین و تأثیرگذارترین بازیگر نقشه‌های غرب آسیا، شاخ آفریقا و مناطق اطراف آن باشد.