بهگزارش قدس آنلاین، صد و دومین روز نبرد، روز اثبات یک قاعده تخطیناپذیر در خاورمیانه جدید بود؛ اینکه «امنیت، تجزیهپذیر نیست». در حالی که کابینه نتانیاهو گمان میکرد در پناه یک «آتشبس موقت» با ایران، میتواند ضاحیه بیروت را به زمین سوخته تبدیل کند، موج موشکهای بالستیک ایران بر فراز سرزمینهای اشغالی، این توهم را متلاشی کرد. التماس توییتری دونالد ترامپ از دو طرف برای «توقف فوری تیراندازی» و افشای تماس شبانه او با نتانیاهو برای مهار تلافیجویی اسرائیل، نشان داد آمریکا نهتنها ارادهای برای ورود به یک جنگ منطقهای تمامعیار ندارد، بلکه حاضر است برای جلوگیری از فروپاشی اقتصاد غرب، سگ هار خود در تلآویو را نیز در قفس نگه دارد. ایران با شلیکی دقیق و توقفی هوشمندانه، معادلات صلح و جنگ را دوباره به نفع خود تنظیم کرد.
پایان مماشات؛ وقتی لبنان، خط قرمز تهران میشود
مهمترین پیام ۲۴ ساعت گذشته، نه در ابعاد تخریب، که در «دلیل» حمله موشکی ایران نهفته بود. تا پیش از این، واشنگتن تلاش میکرد با ارسال پیامهای واسطهای (از طریق پاکستان و عمان)، پرونده خلیج فارس را از پرونده شامات جدا کند.
اما بیانیه قرارگاه خاتمالانبیا(ص) پس از پایان عملیات، این راهبرد غربی را باطل کرد. تأکید صریح مقامات ایرانی بر اینکه «عملیات متوقف شده، اما هر گونه حماقت اسرائیل در لبنان، با پاسخی فراتر از مرزها روبهرو خواهد شد»، دکترین «وحدت جبههها» را به یک دستورالعمل نظامی غیر قابل انعطاف تبدیل کرد. ایران ثابت کرد در برابر جنایتهای اسرائیل در بیروت و ترور مقامات مقاومت، بیتفاوت نخواهد بود. این حملات، به تعبیر رابرت گایست پینفولد (تحلیلگر کینگز کالج لندن)، یک «بازی قدرت» بینقص بود تا به مردم لبنان ثابت شود در برابر ماشین کشتار صهیونیستی تنها نیستند و دولت ضعیف لبنان نمیتواند از موضع التماس، برای آنها امنیت بخرد.
ترمز کاخ سفید در تلآویو؛ استیصال در برابر تورم
واکنش آمریکا به این حملات، رونمایی از چهره جدید این کشور بود که پس از جنگ رمضان شکل گرفته است. دونالد ترامپ که هفتهها با لفاظیهای هستهای و تهدید به نابودی زیرساختهای ایران، تلاش میکرد خود را مسلط بر اوضاع نشان دهد، در توییتی کوتاه نوشت: «هر دو طرف باید فوراً تیراندازی را متوقف کنند! مذاکرات صلح در جریان است». این جملات، اعتراف واشنگتن به ناکارآمدی گزینه نظامی است. گزارشهای کانال ۱۲ اسرائیل مبنی بر اینکه ترامپ شخصاً با نتانیاهو تماس گرفته و از او خواسته است پاسخی به ایران ندهد، نشاندهنده هراس عمیق کاخ سفید از تسری آتش به خلیج فارس است. آمریکا میداند هر شلیک جدیدی از سوی اسرائیل، ماشه انسداد کامل و بیقید و شرط هرمز و دریای سرخ را خواهد کشید. هشدار حوثیهای یمن مبنی بر «ممنوعیت مطلق و کامل» تردد کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ، گواه این است که خفگی اقتصادی محور عبری- آمریکایی، تنها با یک خطای محاسباتی به مرحله غیر قابل بازگشت خواهد رسید.
اقتصاد خونین و رسوایی در مدیترانه
ترکشهای این نبرد موشکی، بلافاصله در بازارهای جهانی نمایان شد. جهش ۵ درصدی قیمت نفت برنت و رسیدن آن به نزدیکی کانال ۱۰۰ دلار، لرزه بر اندام اقتصادهای اروپایی انداخت؛ تا جایی که اتحادیه اروپا در یک نشست اضطراری، زنگ خطر زمستان سخت را به صدا درآورد.
در این میان، انزوای اخلاقی اسرائیل در بالاترین سطح خود قرار دارد. توقیف وحشیانه کشتیهای «ناوگان آزادی غزه» در آبهای بینالمللی یونان و بازداشت فعالانی نظیر خواهر رئیسجمهور ایرلند، صدای متحدان اروپایی آمریکا را نیز درآورده است. وقتی ۱۷۳ نماینده پارلمان بریتانیا (از حزب حاکم کارگر) خواستار تحریم کالاهای اسرائیلی میشوند و دولت اسپانیا اقدامهای تلآویو را «دزدی دریایی» مینامد، مشخص میشود که اسرائیل، نهتنها در میدان بازدارندگی نظامی، بلکه در دادگاه افکار عمومی جهان نیز شکست خورده است.
ایستگاه صد و دوم؛ جنگی که با توییت تمام نمیشود
جنگ دوباره به یکی از نقاط عطف مهم خود رسیده است. ایران با شلیکهای هدفمند، هم خطوط قرمز امنیتی خود را در لبنان تثبیت کرد و هم با توقف هوشمندانه عملیات، توپ را به زمین واشنگتن انداخت.
ترامپ که حالا با واقعیت «یک ایران مصمم و مجهز» روبهرو شده، ناچار است میان دو گزینه دردناک یکی را انتخاب کند؛ یا پذیرش شروط ایران(شامل توقف قطعی ماشین کشتار در غزه و لبنان و رفع محاصره دریایی) و یا ورود به یک قمار منطقهای که برنده آن قطعاً رئیسجمهوری که نگران تورم بنزین و انتخابات است، نخواهد بود. خاورمیانه بار دیگر، به نقطه جوش رسیده و این بار، هژمونی غرب است که روی مینهای هرمز، ثانیهشماری میکند.