شناسهٔ خبر: 78475240 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

«هیس‌طوری» برای ساختن نسل ضد استعمار طراحی شد/ استعمار به زبان نسل Z

دبیر پویش ملی «هیس‌طوری» با تشریح روند شکل‌گیری این پویش گفت: «هیس‌طوری» با ترکیب کتاب‌خوانی، بازی‌وارسازی و مأموریت‌های تعاملی، صدها هزار نوجوان را با تاریخ و سازوکارهای استعمار آشنا کرد.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: مهدی شریفی، دبیر پویش ملی «هیس‌طوری» درباره چیستی، چرایی، فرایندها، فعالیت‌ها و تجربه‌های این پویش بزرگ دانش‌آموزی حرف می‌زند. او که اکنون در آستانه چهل‌سالگی قرار دارد، پیش از هر چیز هویت خود را با عنوان «طلبه» تعریف می‌کند؛ کسی که توفیق داشته سیزده سال در فضای علوم دینی تا مقطع درس خارج تحصیل کند و در کنار آن، مقطع کارشناسی را در رشته جامعه‌شناسی و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت استراتژیک گذرانده است. او از سال ۱۳۷۹ در زمینه حفظ و فعالیت‌های قرآنی اشتغال داشته و از سال ۱۳۸۲ به‌طور جدی وارد فضای ادبیات و داستان‌نویسی شده است؛ علاقه‌ای که او را با عرصه هنر و رسانه درگیر کرد و به انتشار چندین عنوان کتاب نیز انجامید.

شریفی که سابقه پژوهشگری در پروژه‌های متعدد و همچنین مدیریت و برنامه‌ریزی در مسجد مقدس جمکران را در کارنامه دارد، حدود چهارده سال پیش همراه با جمعی از دوستانش مؤسسه فرهنگی، هنری و رسانه‌ای «خانواده عقیق» را تأسیس کرد. این مجموعه که کار خود را از پروژه‌های کوچک آغاز کرده بود، امروز به جایگاهی رسیده است که به‌عنوان ایده‌پرداز، مشاور، طراح و مجری عملیات‌های کلان و جریان‌ساز فرهنگی، هنری و رسانه‌ای در سطح کشور فعالیت می‌کند که پویش بزرگ «هیس‌طوری» یکی از ثمرات برجسته همین مسیر است.

* آقای شریفی، پیش از هر چیز بفرمایید اساساً واژه «هیس‌طوری» به چه معناست و چرا املای آن به این شکل (با طای دسته‌دار) انتخاب شده است؟

درباره نگارش این واژه باید بگویم که ما روی املای آن و حتی وجود نیم‌فاصله‌اش حساسیت داریم؛ واژه «هیس‌طوری» حتماً با «ط» دسته‌دار نوشته می‌شود. این نام در واقع یک شوخی زبانی با واژه انگلیسی «History» به معنای تاریخ است، چراکه اتمسفر اصلی کار ما نیز بازخوانی تاریخ است.

اما شوخی اصلی ما با پسوند «ـطوری» است که این روزها در زبان فارسی رایج شده و نسل جدید در مکالمات خود برای بیان «چگونگی» و کیفیت پدیده‌ها از آن بسیار استفاده می‌کند (مثل فلان‌طوری). ما با این نام‌گذاری خواستیم بگوییم که در پدیده‌ تاریخی و مهم استعمار نوعی هیس و سکوت برقرار است. هدف «هیس‌طوری» بررسی «چگونه بودن» و فهم سازوکارهای تاریخی استعمار است که تا همین امروز در کنار ما جریان دارند. ما در این فضا می‌خواهیم به مخاطب نشان دهیم که استعمار در تاریخ چگونه بوده و امروز ما در قبال آن باید چه کنیم.

* شما سوژه‌ای جدی به نام بازخوانی تاریخ استعمار را انتخاب کرده‌اید، اما مخاطب هدف شما «نوجوانان» هستند. دلیل این انتخاب چه بود؟

هر کسی که در فضای تربیتی و فرهنگی کشور فعالیت می‌کند، می‌داند که انتخاب مخاطبِ هدف، نقطه شروع کار است و هر انتخابی مزایای خود را دارد. با توجه به موضوع استعمار، باور ما بر این است که ما زمانی می‌توانیم با پدیده «استعمارزدگی ذهنی» مقابله کنیم که بتوانیم تغییری در آن عینک و قالبی که روی ذهن افراد قرار گرفته است، ایجاد کنیم.

برای شکستن این قالب‌های ذهنی، مخاطب نوجوان بالاترین سطح آمادگی را دارد. نوجوانی مقطع بسیار حساسی است و شاکله شخصیتی و هویتی افراد برای یک زندگی چهل تا شصت‌ساله در همین دوران شکل می‌گیرد. پیش از سن نوجوانی (کودکان و مقاطع ابتدایی) ذهن توانایی برقراری ارتباط عمیق با این مفاهیم انتزاعی را ندارد و پس از آن (در جوانی و میانسالی) نیز تلنگر زدن و تغییر دادن ذهنیت‌ها بسیار دشوار می‌شود. بنابراین، پرداختن به نوجوان در این موضوع، یک ضرورت قطعی و راهبردی است.

* ایده شکل‌گیری «هیس‌طوری ۱» دقیقاً از کجا آغاز شد و چه مسیری را طی کرد؟

داستان «هیس‌طوری ۱» از دغدغه همیشگی ما درباره مسئله مدرنیته و استعمار آغاز شد؛ این‌که چگونه پس از رنسانس و انقلاب صنعتی، یک فرهنگ توانست خود را به تمام دنیا صادر کند و در ساحت‌های مختلف، هژمونی بسازد. این موضوع همیشه برای مجموعه ما یک مسئله جدی بود.

این پیش‌زمینه، با یک اتفاق در سال ۱۴۰۰ مصادف شد. در آن سال، آقای میرکیانی مجموعه پانزده‌جلدی «سرگذشت استعمار» را در انتشارات سوره مهر (بخش نوجوان، مهرک) منتشر کردند. در ابتدا استقبال چندانی از این کتاب‌ها نشد. اما طبق رسمی که وجود داشت، آقای دادمان در حوزه هنری این کتاب‌ها را پیش از تعطیلات نوروز به محضر رهبر معظم انقلاب ارائه کردند. حضرت آقا این کتاب‌ها را خواندند و در دست‌خطی خطاب به آقای دادمان مرقوم فرمودند که با وجود این‌که نویسنده را خیلی نمی‌شناسند، اما مضمون و محتوای این کتاب‌ها بسیار عالی است و حتماً روی آن کار شود.

پیرو این ابلاغ، حوزه هنری تصمیم گرفت عملیاتی فرهنگی روی این کتاب‌ها تعریف کند و چون ما ارتباط کاری با بخش کودک و نوجوان حوزه هنری داشتیم، از ما به‌عنوان ایده‌پرداز و مجری دعوت به هم‌فکری کردند. ایده اولیه دوستان، یک پویش کتاب‌خوانی ساده بود (مثلاً پیامک کردن عدد یک به فلان سامانه و پخش تیزر در شبکه‌های تلویزیونی). اما تحلیل ما این بود که مسئله اصلی، صرفاً «خرید» یا «دیده‌شدن» کتاب نیست؛ مهم این است که این پانزده جلد کتاب تاریخی خوانده شود.

* و برای این‌که این کتاب‌ها واقعاً توسط نوجوان خوانده شود، چه راهکاری طراحی کردید؟

ما مطالعات بازار نوجوان را بررسی کردیم. نوجوان ذاتاً ماجراجوست، کنشگری را دوست دارد و حتی به هیجان، رازآلودگی و موقعیت‌های پرتنش و خشن (به معنای درگیری در یک مأموریت، نه لزوماً خون‌ریزی) علاقه نشان می‌دهد.

بر همین اساس، تصمیم گرفتیم کتاب را به محور یک فرایند رقابتی و ماجراجویانه تبدیل کنیم. پلتفرم «هیس‌طوری ۱» بر پایه بازی‌وارسازی (Gamification) طراحی شد تا کتاب خوانده شود و حول آن کنشگری شکل بگیرد. ما جزو معدود پلتفرم‌های فرهنگی بودیم که جدول رقابت آنلاین و لحظه‌ای (لیدربورد) را فعال کردیم؛ برخلاف الگوهای رایج آموزش‌وپرورش که آثار جمع‌آوری شده و ماه‌ها بعد داوری می‌شود. در هیس‌طوری، نوجوان با هر کنشی همان لحظه در جدول، امتیاز می‌گرفت و جایگاهش تغییر می‌کرد.

ما یک مسیر تجربه کاربر (Journey) طراحی کردیم: نوجوان ابتدا نسخه الکترونیک کتاب را می‌خرید، آزمون می‌داد، نظرش را می‌نوشت و سکه دریافت می‌کرد. سپس در گام‌های بعدی به‌عنوان کنشگر وارد می‌شد؛ پادکست می‌ساخت، عکس‌نوشته یا طراحی گرافیکی تولید می‌کرد و آن را در شبکه اجتماعی اختصاصی همان پلتفرم با دیگر نوجوانان به اشتراک می‌گذاشت و لایک می‌گرفت.

* آغاز این پویش همزمان شد با اتفاقات پاییز سال ۱۴۰۱ و بلوای زن، زندگی، آزادی. این تقارن زمانی چه تأثیری بر کار شما داشت و چگونه آن را مدیریت کردید؟

دقیقاً. ما در تابستان ۱۴۰۱ کارها را پیش برده بودیم و پوسترها آماده بود تا در چهل تا پنجاه هزار مدرسه توزیع شود. شرکای راهبردی ما در این کار، آموزش‌وپرورش (معاونت پرورشی وقت) و حوزه هنری کودک و نوجوان بودند که پشتیبانی مالی، جوایز و لجستیک را بر عهده داشتند.

اما پیش از آغاز توزیع، غائله و حوادث موسوم به «زن، زندگی، آزادی» آغاز شد. فضای مدارس بسیار ملتهب و درگیر بود. برخی از دوستان ما مردد شدند و گفتند در این فضا اجرای کار ضدتبلیغ است و بهتر است منصرف شویم. ما حدود یک ماه صبر کردیم، تا این‌که فرصت راهبردی مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر فرا رسید.

ما از این رویداد ورزشی یک دروازه ورود ساختیم؛ از تقابل تیم‌های کشورهای استعمارگر با کشورهای استعمارشده، مسئله نژادپرستی استفاده کردیم. خدا کمک کرد و افتتاحیه ما در آذر ۱۴۰۱ همزمان با جام جهانی رقم خورد. این ایده توانست ما را از آن فضای غبارآلود و ملتهب عبور دهد و مفاهیم ضداستکباری را در قالبی جهان‌شمول به نوجوانان منتقل کند.

«هیس‌طوری» برای ساختن نسل ضد استعمار طراحی شد/ استعمار به زبان نسل Z

* آمار و خروجی‌های این پویش در دوره اول به چه شکل بود؟

نتایج بسیار فراتر از انتظار بود. ما حدود هشتصد هزار ثبت‌نام و یک میلیون و سیصد هزار دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی داشتیم. با الک کردن این قیف اثرگذاری، در نهایت صد و ده هزار نفر به عضویت فعال باشگاه نوجوان «هیس‌طوری» درآمدند. این تعداد باز هم غربال شد؛ رسیدیم به بیست و چهار هزار نفری که بالای ده جلد کتاب خریده بودند، سپس سه تا چهار هزار نفری که هر پانزده جلد را تهیه کرده بودند، و در نهایت جمعیت دو هزار نفری برتر. از این میان، حدود سیصد نفر از کسانی که بالاترین امتیازات را داشتند، در شهریور ۱۴۰۲ به مراسم اختتامیه دعوت شدند.

یکی از عجیب‌ترین و مهم‌ترین دستاوردهای ما شناخت تازه‌ای از مخاطبانمان بود. تصور اولیه ما این بود که شرکت‌کنندگان عموماً از بچه‌های مذهبی، اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی یا دانش‌آموزان پایگاه‌های بسیج هستند. اما پیمایش‌ها و مشاهدات میدانی در اختتامیه در اردوگاه باهنر نشان داد که بیش از شصت درصد مخاطبان ما از قشر خاکستری و لبه‌دار فرهنگی بودند.

برای مثال، از میان هفده نفری که هر پانزده جلد کتاب را به‌طور کامل و دقیق (در حد حفظ صفحه چپ و راست) خوانده بودند و ما از آن‌ها راستی‌آزمایی مجدد گرفتیم، هفت نفر دختران سیزده تا هفده‌ساله بودند. در میان این هفت نفر، تنها یک نفر محجبه و چادری بود و شش نفر دیگر دقیقاً از همان طیفی بودند که در آن دوره ملتهب، در مدارس مقنعه‌هایشان را برمی‌داشتند.

تحلیل ما از این پدیده این است که زبان استعمارستیزی، یک زبان بین‌المللی است. مقابله با استکبار فقط مختص جمهوری اسلامی نیست، بلکه با حس آزادی‌خواهی و مبارزه با زورگویی گره خورده است و هر نوجوانی که حریت برایش دغدغه باشد، با این محتوا ارتباط برقرار می‌کند.

* پس از اتمام «هیس‌طوری ۱»، برای ورود به دوره دوم چه چالش‌هایی را بررسی کردید و چه تغییراتی (به‌روزرسانی‌هایی) در دستور کار قرار گرفت؟

ما نگاهی زیست‌بومی به کار داشتیم و می‌خواستیم یک جامعه ضداستعماری بسازیم، به همین دلیل باید از کم‌تجربگی‌ها و نواقص دور اول درس می‌گرفتیم. یکی از چالش‌های جدی ما، تعامل رسمی با آموزش‌وپرورش بود. ورود یک ایده از بخش خصوصی به بخشنامه‌های رسمی آموزش‌وپرورش کار بسیار سختی است و من از مسئولان وقت تشکر می‌کنم که اعتماد کردند. رهبر شهید انقلاب نیز تأکید داشته‌اند که مجموعه‌های مردمی باید به کمک آموزش‌وپرورش بروند و این تعامل باید حفظ شود.

اما برای «هیس‌طوری ۲» ما چهار به‌روزرسانی جدی در طراحی و محتوا انجام دادیم. اولین به‌روزرسانی، «توسعه و تمرکز محتوایی» بود. در دوره اول، تمرکز ما فقط روی کتاب‌های آقای میرکیایی و استعمار کهنه (تا حوالی جنگ جهانی اول و دوم) بود. اما در دوره دوم، با ایجاد یک اتاق محتوا و پژوهش، مفهوم استعمار را به استعمار نو (مداخله در حاکمیت‌ها) و استعمار فرانو (استعمار ساختاری و ذهنی، مانند عملکرد بانک جهانی یا سلطه بر فروش نفت کشورها) بسط دادیم.

موضوعات را به ابعاد مختلفی چون شیوه‌های استعمار، انگیزه‌های استعمارگران، جغرافیا و اشخاص اثرگذار و استعمار و پدیده‌هایی مثل فوتبال گسترش دادیم. به‌عنوان نمونه، کتابچه‌ای با عنوان «پشت نقاب‌ها» تدوین کردیم که دوازده انگیزه استعمارگران را بازگو می‌کند و تا الان بیش از سی تا چهل هزار بار توسط دانش‌آموزان و مربیان خوانده شده است.

* آیا پژوهش‌های مستقلی هم روی میزان اثرگذاری محتوای قبلی انجام دادید؟

ما دو پژوهش جدی انجام دادیم. نخست، تحلیل گفتمان کتاب‌های تاریخ مقطع متوسطه آموزش‌وپرورش بود تا بفهمیم دانش‌آموز پیش از ورود به «هیس‌طوری» چه پیش‌زمینه و احیاناً چه برداشت‌های ناصوابی از استعمار دارد.

دوم، پژوهشی روی بیست و چهار هزار نفر از دانش‌آموزان دوره اول بر اساس استانداردهای جهانی «سواد خواندن» انجام شد که نتایج آن در قالب کتابی توسط دکتر مجیدی در حال انتشار است. یک نمونه از داده‌های این اثرسنجی بسیار خیره‌کننده بود: پیش از خواندن کتاب‌ها، حدود چهل درصد از این نوجوانان در طیف علاقه‌مند یا مردد نسبت به مهاجرت به اروپا و آمریکا قرار داشتند. اما پس از مطالعه محتوا، هشتاد درصد از همان گروه چهل درصدی، به‌طور کامل از ایده مهاجرت به کشورهای غربی منصرف شده بودند. این تغییر نگرش برای ما بسیار معنادار بود.

* دومین به‌روزرسانی شما در «هیس‌طوری ۲» چه بود؟

به‌روزرسانی دوم مربوط به «جنس طراحی مأموریت‌ها و رویکرد تربیتی» بود. ما متوجه شدیم که فقط افزایش دانش تاریخی کافی نیست. با تعمق در روان‌شناسی نوجوان، دریافتیم که کار فرهنگی همیشه نباید ایجابی باشد؛ گاهی باید سلبی عمل کرد. نوجوان ذاتاً و به‌طور غریزی به دنبال برهم زدن وضع موجود و آشوب است (که نمود آن را در دعواهای خانوادگی یا اغتشاشات می‌بینیم).

ما این خوی غریزی را در قالب «آشوبگری هدایت‌شده» به کار گرفتیم. ما در مأموریت‌ها به این خشم و طغیان جهت دادیم؛ یعنی سنگ را به دست نوجوان دادیم و گفتیم حالا به سمت ساختارهای ظالمانه استعمار پرتاب کن. برخی همکاران فرهنگی نگران بودند که اگر فقط غرب را تخریب کنیم، نوجوان در خلأ می‌ماند و باید دستاوردهای جمهوری اسلامی (مثلاً کتاب صعود چهل‌ساله آقای راجی) را هم بگوییم. پاسخ من این است که فرو ریختن هیمنه غرب، به‌خودی‌خود یک گام بزرگ است. اگر نوجوان قدرت پوشالی استعمار را بشناسد، خودش مسیر درست را پیدا می‌کند.

«هیس‌طوری» برای ساختن نسل ضد استعمار طراحی شد/ استعمار به زبان نسل Z

* آیا شرایط منطقه‌ای و آغاز جنگ رمضان در طراحی‌های شما تأثیری داشت؟

بسیار زیاد. فضای جنگ و درگیری‌های منطقه‌ای به‌نوعی کار را برای ما تسهیل کرد. دیگر نیازی نبود مفاهیم استعماری را با زحمت شبیه‌سازی کنیم؛ همه‌چیز در اخبار و واقعیتِ روز، زنده و مشهود بود. ما حتی برای قطعی احتمالی اینترنت پیش‌بینی کرده بودیم و سرورها را در بسترهای داخلی پایدار نگه داشتیم. با این‌که در روزهایی سرعت اینترنت افت می‌کرد، اما سامانه ما حتی یک روز هم قطع نشد و هر روز ورود کاربران (لاگین) را ثبت می‌کردیم.

* به سراغ سومین تغییر بزرگ برویم. ساختار رقابتی و پلتفرم در دوره جدید چه تفاوت‌هایی کرد؟

در آپدیت سوم، ما از «کتاب‌محوری» عبور کردیم و به «مأموریت‌محوری» رسیدیم. البته تعداد کتاب‌ها بیشتر شد؛ علاوه بر پانزده جلد قبلی، کتاب‌هایی مانند «تاریخ مستطاب آمریکا» و «ماهی‌ها به دریا برمی‌گردند»، از نشر شهید کاظمی، «داستان برده‌ها» از نشر جمکران و بخش‌های صوتی «نگاهی به تاریخ جهان» نهرو اضافه شدند. اما ساختار را در هفت سطح (Level) تنظیم کردیم که هر سطح ده تا پانزده مأموریت دارد.

یکی از جذاب‌ترین مأموریت‌ها، اضافه شدن «اتاق‌های فرار آنلاین» بود. با استفاده از هوش مصنوعی، مخاطب در نقش یک کاراکتر واقعی وارد پرونده‌های معمایی هفده تا سی مرحله‌ای می‌شود؛ با شخصیت‌ها گفت‌وگو می‌کند، مختصات جغرافیایی پیدا می‌کند و رمزها را می‌شکند تا در نهایت به یک مفهوم استعماری برسد.

ویژگی مهم این مأموریت‌ها، «زنده‌بودن» آن‌هاست. ما داستان‌ها را متناسب با وقایع روز طراحی می‌کنیم. مثلاً در مأموریت «نفت و نورا»، نورا دختر قطری است که متوجه غارت نفت کشورش توسط آمریکایی‌ها می‌شود. ما در میانه داستان، از نوجوانان خواستیم پیشنهاد دهند که نورا چه کند؟ هزاران ایده رسید و برآیند آن‌ها این بود که نورا به ایرانی‌ها خبر دهد تا پایگاه آمریکایی‌ها را بزنند! ما داستان را همین‌گونه پیش بردیم و جالب این‌که فردای آن روز در عالم واقع، پایگاه‌های آمریکا در منطقه و مشخصاً امارات هدف قرار گرفت!

* در نهایت، به‌روزرسانی چهارم به چه موضوعی اختصاص داشت؟

به‌روزرسانی چهارم، تغییر رویکرد ما از یک سایت بسته به یک «پلتفرم و هاب مشارکتی» بود. ما زیرساخت را طوری توسعه دادیم که بازیگران بخش خصوصی وارد شوند. مثلاً خرید کتاب کاغذی به سامانه «کتاب‌رسان مشهد» متصل شد، کتاب‌های صوتی به پلتفرم «نوار» وصل گردید و مأموریت‌های دیگر به بخش‌های مربوطه ارجاع داده شد.

نکته مهم این است که این پویش به‌هیچ‌وجه درآمدزایی ندارد. ما تمام تلاشمان را کردیم تا هزینه تمام‌شده برای دانش‌آموز به حداقل برسد. محتوایی که در حالت عادی یک و نیم تا پنج میلیون تومان قیمت دارد، با هماهنگی بخش‌های خصوصی، در «هیس‌طوری ۲» با هزینه‌ای حدود دویست و سی تا چهل هزار تومان (معادل پول سه چهار بسته چیپس) در دسترس نوجوان قرار می‌گیرد و هرکسی با همین مبلغ اندک می‌تواند نفر اول پویش شود.

* برای ارتباط‌گیری با دانش‌آموزان از چه بسترهایی استفاده کردید و ماجرای کانال «هیس» چیست؟

ما به‌طور جدی از پلتفرم‌های داخلی، به‌ویژه برنامه «شاد»، در کنار ایتا، بله و روبیکا استفاده کردیم. در شاد یک کانال اطلاع‌رسانی با بیش از یک میلیون عضو و کانال‌های دیگری با پانصد هزار عضو داریم.

اما ابتکار ویژه ما، خلق کاراکتری به نام «هیس» بود؛ یک نوجوان آشوبگر و فراری که تحت تعقیب استعمارگران است و روزنوشته‌ها و خاطراتش را در کانال می‌گذارد. ما از طریق این کاراکتر، یک شاخه فانتزی و نوجوانانه ایجاد کردیم. در حال حاضر، این کانال به یک کلونی چهل هزار نفره تبدیل شده که نوجوانان روزانه با ادمین آن در دایرکت درددل و بده‌بستان دارند. مجموع دنبال‌کنندگان ما در شبکه‌های مجازی اکنون به حدود یک میلیون و هفتصد تا هشتصد هزار نفر رسیده است.

* آیا آماری از میزان مشارکت در «هیس‌طوری ۲» تا به این لحظه دارید؟

بله، ما تا همین نیمه راه توانسته‌ایم رکورد دوره اول را از نظر کیفی و نرخ تبدیل بشکنیم. در دوره اول، از کل ثبت‌نامی‌ها صد و ده هزار نفر عضو باشگاه فعال شدند. در «هیس‌طوری ۲»، از دویست و هشتاد هزار ثبت‌نام اولیه، تا الان صد و چهل هزار نفر عضو باشگاه فعالان هیسطوری شده‌اند؛ یعنی نرخ تبدیل از سی درصد به بالای پنجاه و سه درصد رسیده که در فضای فرهنگی یک عدد فوق‌العاده است.

همچنین ترکیب جنسیتی نیز جالب است؛ شصت درصد مشارکت‌کنندگان دختران و چهل درصد پسران هستند.

* علاوه بر بستر اصلی مسابقه، چه تولیدات و بازخوردهای جانبی در این مسیر داشته‌اید؟

ما روزانه بین دو تا سه هزار واکنش (ری‌اکشن) فعال از طریق تماس‌های تلفنی و پیام‌های ادمین‌ها دریافت می‌کنیم که نشان از پویایی بسیار بالای پویش دارد.

در کنار این‌ها، تولیدات رسانه‌ای مکملی نیز داشته‌ایم؛ از جمله یک برنامه سی‌قسمتی در شبکه امید (پخش در باکس ساعت هفت و نیم تا هشت) که شامل آیتم‌های نمایشی، طنز و سندخوانی است. همچنین یک مینی‌کمپین به نام «غول چراغ نفت» و یک برنامه تلویزیونی سیتکام (Sitcom) ده‌قسمتی به نام «HTV» تولید کرده‌ایم. HTV روایت یک اتاق خبر است که با تمرکز بر جنگ فعلی ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، به آموزش سواد رسانه‌ای و شیوه‌های تحریف خبر توسط غربی‌ها می‌پردازد. علاوه بر این، در حال تولید مجموعه‌ای از پادکست‌های ده‌دقیقه‌ای هستیم که سی موضوع کلان استعماری را با بیانی شیوا به عنوان «جعبه‌ابزار ضداستعمار» در اختیار نوجوانان قرار می‌دهد.

* و به‌عنوان سؤال پایانی؛ توصیه شما به سایر فعالان و همکاران فرهنگی چیست؟

مهم‌ترین توصیه من این است که کار فرهنگی را زیست‌بومی (اکوسیستمی) ببینند. به قول معروف، اتوبوس کار فرهنگی آن‌قدر جا دارد که نیازی نیست هر کسی فقط به فکر پروژه خودش باشد و درها را ببندد. ما باید پلتفرم‌ها و ظرفیت‌هایمان را از بدو طراحی به‌گونه‌ای بسازیم که قابلیت اتصال به دیگران را داشته باشد.

رهبر معظم انقلاب نیز در سال ۹۳ تأکید کردند که به جای امید بستن به سازمان‌های رسمی، گروه‌های خودجوش فرهنگی باید ظرفیت‌هایشان را به هم متصل کنند.

همچنین، در کار با حاکمیت و دستگاه‌های رسمی مثل آموزش‌وپرورش، نباید با دیدن پیچیدگی‌ها زود خسته و دل‌زده شد. اگر طراحی از ابتدا درست و با نیت خالصانه باشد، کار پیش می‌رود و برکات آن بسیار بزرگ‌تر از تصور ما خواهد بود.