به گزارش خبرگزاری حوزه، در نبرد با یهودیان خیبر، امیرالمؤمنین(ع) با وجود تیراندازی و سنگباران دشمن، با استقامت به سوی دژ پیش رفت. ایشان بعدها فرمودند که کندن درِ خیبر و ایستادگی در آن میدان، نه از توان جسمانی، بلکه به مدد نیرویی ملکوتی و تأیید الهی بود. روایت زیر شرح بیان این ماجرا است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
عنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص دَفَعَ الرَّایَةَ یَوْمَ خَیْبَرَ إِلَی رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَرَجَعَ مُنْهَزِماً فَدَفَعَهَا إِلَی آخَرَ فَرَجَعَ یُجَبِّنُ أَصْحَابَهُ وَ یُجَبِّنُونَهُ قَدْ رَدَّ الرَّایَةَ مُنْهَزِماً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ غَداً رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ لَا یَرْجِعُ حَتَّی یَفْتَحَ اللَّهُ عَلَی یَدَیْهِ فَلَمَّا أَصْبَحَ قَالَ ادْعُوا إِلَیَّ عَلِیّاً فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ هُوَ رَمِدٌ فَقَالَ ادْعُوهُ فَلَمَّا جَاءَ تَفَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی عَیْنَیْهِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْهُ الْحَرَّ وَ الْبَرْدَ ثُمَّ دَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ وَ مَضَی فَمَا رَجَعَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ إِلَّا بِفَتْحِ خَیْبَرَ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَمَّا دَنَا مِنَ الْغَمُوصِ أَقْبَلَ أَعْدَاءُ اللَّهِ مِنَ الْیَهُودِ یَرْمُونَهُ بِالنَّبْلِ وَ الْحِجَارَةِ فَحَمَلَ عَلَیْهِمْ عَلِیٌّ ع حَتَّی دَنَا مِنَ الْبَابِ فَثَنَی رِجْلَهُ ثُمَّ نَزَلَ مُغْضَباً إِلَی أَصْلِ عَتَبَةِ الْبَابِ فَاقْتَلَعَهُ ثُمَّ رَمَی بِهِ خَلْفَ ظَهْرِهِ أَرْبَعِینَ ذِرَاعاً قَالَ ابْنُ عَمْرٍو مَا عَجِبْنَا مِنْ فَتْحِ اللَّهِ خَیْبَرَ عَلَی یَدَیْ عَلِیٍّ وَ لَکِنَّا عَجِبْنَا مِنْ قَلْعِهِ الْبَابَ وَ رَمْیِهِ خَلْفَهُ أَرْبَعِینَ ذِرَاعاً وَ لَقَدْ تَکَلَّفَ حَمْلَهُ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فَمَا أَطَاقُوهُ-
فَأُخْبِرَ النَّبِیُّ ص بِذَلِکَ فَقَالَ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَقَدْ أَعَانَهُ عَلَیْهِ أَرْبَعُونَ مَلَکاً فَرُوِیَ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ فِی رِسَالَتِهِ إِلَی سَهْلِ بْنِ حُنَیْفٍ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ اللَّهِ مَا قَلَعْتُ بَابَ خَیْبَرَ وَ رَمَیْتُ بِهِ خَلْفَ ظَهْرِی أَرْبَعِینَ ذِرَاعاً بِقُوَّةٍ جَسَدِیَّةٍ وَ لَا حَرَکَةٍ غِذَائِیَّةٍ لَکِنِّی أُیِّدْتُ بِقُوَّةٍ مَلَکُوتِیَّةٍ وَ نَفْسٍ بِنُورِ رَبِّهَا مُضِیئَةٍ وَ أَنَا مِنْ أَحْمَدَ کَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَی قِتَالِی لَمَا وَلَّیْتُ وَ لَوْ مَکَّنَتْنِی الْفُرْصَةُ مِنْ رِقَابِهَا لَمَا بَقَّیْتُ وَ مَنْ لَمْ یُبَالِ مَتَی حَتْفُهُ عَلَیْهِ سَاقِطٌ فَجَنَانُهُ فِی الْمُلِمَّاتِ رَابِط
عبد اللَّه بن عمرو بن عاص گفت:
روز خیبر پیغمبر پرچم را به یکی از اصحابش داد و گریزان برگشت و یاران او را می ترسانید و آنها وی را ترسو میخواندند که با پرچم شکست خورده برگشته، رسول خدا «صلی الله علیه و اله»فرمود فردا پرچم را به مردی دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند و برنگردد تا بدست او فتح شود صبح که شد فرمود علی را نزد من بخوانید، گفتند یا رسول اللَّه چشمش درد میکند گفت او را بخوانید چون آمد پیغمبر آب دهان بدیده اش انداخت و فرمود: خدایا گرما و سرما را از او بگردان و پرچم را بدست او داد و رفت و نزد رسول خدا «صلی الله علیه و اله» برنگشت مگر با فتح خیبر گفت چون علی به قلعه غموص نزدیک شد دشمنان خدا از یهود او را به تیر و سنگ میزدند و او پیش میرفت تا خود را به در قلعه رسانید و خشمناک پا از رکاب تهی کرد و پیاده شد و عتبه در را گرفت و آن را از جا کند و چهل ذراع پشت سر خود پرتاب کرد، ابن عمر گفت ما از اینکه خدا قلعه را بدست علی گشود تعجب نکردیم و از این در عجب شدیم که چگونه در را کند و چهل ذراع پشت سر انداخت با اینکه چهل مرد خواستند او را بردارند و نتوانستند، پیغمبر از سر آن خبر داد و فرمود چهل فرشته با او در کندن در کمک کردند و روایت شده که امیر المؤمنین در ضمن نامه خود سهل بن حنیف نوشت من در خیبر را نکندم و چهل ذراع به عقب اندازم بتوانای تنی و نیروی غذائی؛ بلکه از قدرت ملکوتی و جان خدا پروردهای کمک گرفتم من نسبت باحمد پرتوی هستم، بخدا اگر همه عرب برای نبرد با من همدست شوند از آنها نگریزم و اگر فرصت به دست آید همه را گردن زنم هر که از من نهراسد مرگش گریبانگیر است و دلش در پیشامدها برجا است.
منبع: الامالی شیخ صدوق ۵۱۳.