چندي پيش «اخبار تهران» تحت هشتگِ كوچهگردي چند جمله كوتاه مصور را به زيبايي روي شبكه فرستاده بود كه اينطور شروع ميشد: زماني براي قدم زدن در اين خيابان بايد واكس كفش و اتوي لباستان بينقص ميبود. اينجا لالهزار است، پنجرهاي كه ناصرالدين شاه روبه مدرنيته پاريس باز كرد، اما امروز پشت ويترينهاي الكتريكيها سنگر گرفته است. اگر از لاي درز درهاي بسته گراندهتل كه ميزبان اولين كنسرتهاي تهران بود، نگاه كنيم، هنوز شبح شكوهِ از دست رفته تهران را ميبينيم. تئاتر نصر (تهران) و پارس با سردرهايي كه هنوز خيابان را نظاره ميكنند، يادآور آن دوران طلايي هستند و منتظرند تا كساني آستين بالا بزنند و اين فضاهاي فرهنگي را احيا و باز زنده كنند. خانه اتحاديه با خاطره فيلم معروف دايي جان ناپلئون تنها مكان بازمانده از لالهزار قديم است كه دهه گذشته به همت سازمان زيباسازي شهر تهران مرمت و احيا شد و اكنون، پس از سالها حالت نيمه تعطيل، اگرچه به مرجعي پر جوش و خروش براي تفريح و گذران اوقات فراغت مردم تهران تبديل نشده، اما اميد است كه در اين دوران افسردگي پس از جنگ، درهاي خود را بگشايد و با باز كردن كافهاي براي پذيرايي از اهالي لالهزار- كه نهتنها مغازهداران و الكتريكيها، بلكه تمام كساني كه لالهزار را دوست دارند و به اين خيابان رفت و آمد ميكنند را نيز در برميگيرد- لالهزار جنوبي را از اين حالت شلوغ و بيدرو پيكرِ تك عملكردي دربياورد و به سمت مكاني دوباره فرهنگي تشويق كند. اخبار تهران يك اميد ديگر را هم در دلها ميكارد: ميگويد، اگر كمي گوش تيز كنيد، هنوز صداي ويولن و پچپچهاي روشنفكري دهه 20 را از دالانهايش خواهيد شنيد. آري. اين صداي خوشِ رنسانسِ لالهزار هنوز خفيف است، اما براي ما مشتاقان شنيده ميشود.
شايد تا چند سال پيش اميدها كم بود. در جلساتي كه درست مصادف با آغاز دوران خانهنشيني كرونا، در خانه سينماي كوچه پيرنيا برگزار ميكرديم، يكسري برنامه پيشنهاد شد تا لالهزار هم مثل خيابان ناصرخسرو، شامل برنامههاي مرمت و تغيير شهرداري تهران بشود و سر و رويي به خود بگيرد. اما به جاي استقبال صنف الكتريك كه به نظر من اصلا درك نميكرد كه به عنوان حاكم طلق خيابان ميتواند هزار استفاده جالب از خيابان داشته باشد، اين پيشنهادات براي سنگفرش شدن خيابان و پاگرفتن برخي كاربريهاي پذيرايي و تفريحي در لالهزار پايين در تعليق ماند و حتي سالها طول كشيد تا در دنباله تعريض پيادهروهاي لالهزار نو (در شمال خيابان جمهوري) توسط شهردار سعادتي، بالاخره شهرداري منطقه 12 تصميم بگيرد پيادهروهاي جنوب خيابان را عينا مانند قبلش، اندكي بازسازي كند. تازه اين كار بيش از يكسال نيز طول كشيد و واقعا جان همه را به لبشان رساند، زيرا با پارك 3 رديف موتور در خيابان و نيز در پيادهرو، اصلا جاي عبورو مرور چرخيها و خودِ كسبه به زور بود، چه رسد به ماشين و گردشگر و پرسهزن.
آري شهرداري منطقه تاريخي تهران به خوبي به مسائل مركز تهران واقف است. خوب ميداند كه مشكلات ترافيكي لالهزار جدي است. آگاه است كه دير يا زود بايد مقدمات تغييراتي از قبيل انتقال انبارهاي متعدد سر تا پاي خيابان را فراهم كند. خطر سيمهاي آويزان از در و ديوار خيابان را هم خوب ميداند. شهرداري تهران نيز (در مديريتهاي زيباسازي و شهرسازي) راههاي مرمت جدارهها و نماهاي ساختمانهاي تاريخي كه سرتاسر خيابان، محجوب ايستاده آه ميكشند را خوب ميداند. اكنون حتي روشهاي جلب مشاركت مالكان و كسبه هم بعد از سالها اقدامات مشابه در خيابانهاي مركزي شهر تهران، براي شهرداري معلوم و روشن است. فقط معلوم نيست چرا اقدام نميكنند و راهي كه خانم دكتر فدايينژاد در زيباسازي آغاز كرده بود را به سرانجام نميرسانند؟ شهردار حاضر جناب آقاي دكتر آييني، همين پارسال خرداد ماه در سلسله سخنرانيهاي ما در لالهزار، هزار قول براي باززندهسازي لالهزار دادند. آقاي دكتر علوي مسوول كميته گردشگري شوراي شهر تهران نيز همانجا قولهايي دادند. پاييز گذشته بزرگان هياتمديره صنف الكتريك در دفتر شهردار آييني قول دادند و امضا كردند كه مقدمات «پيادهراه» شدن بخش بالاي لالهزار جنوبي را فراهم كنند. ما هنوز منتظريم.
اما در دوره اخير و بهرغم جنگ و نگراني، اتفاقات خوبي را نيز در همان حوالي شاهد بودهايم. آقاي احمدي، وكيل، شورايار سابق و فعال شهري در تهران تاريخي، از چندين سال پيش باعث و باني كارهايي تحسينبرانگيز در زمينه مرمت و احيا در خيابان فردوسي بودهاند كه مهمترين آن مرمت و احياي هتل گيلاننو در جنوب اين خيابان و نيز مرمت خانه صادق براي استفاده رستوراني شيك در ميانه خيابان بود. شبي كه گروهي از هنرمندان بوشهري پارسال به گيلاننو آمدند تا در اين «عمارت ملوكانه» (نام جديد هتل) برنامه نفيس خيامخوانيشان را اجرا كنند، من نيز ميهمانشان بودم. آنقدر شور و شوق در اين آواهاي اصيل ايراني به غليان آمد كه جمع به وجدي مثالزدني درآمد بهطوري كه همه از مديران خواستيم اين برنامهها را تجديد كنند. دو بناي مهم ديگر را نيز همين اخيرا ناگهان كشف كردم كه در دست مرمت و بازسازي هستند. آن هم توسط جواناني علاقهمند كه گرايش فرهنگي نيز دارند. يكي احياي عمارت علاءالدوله توسط آقايي كه از لندن آمده تا دو مغازه و اين عمارت را همه در ارتباط با هم احيا كند و ديگر آقاي جواني كه احيا و بازسازي «تئاتر دهقان» لالهزار را در دست اجرا دارد. اگر چنين جواناني آگاه و سرمايهگذار، با استفاده از خاطرات شهر تكثير شوند، زندگي با نشاط فرهنگي- گردشگري در اين ناحيه از تهران عزيزمان بدون شك از سر گرفته خواهد شد.
معمار و شهرساز
لالهزار محور فرهنگي و گردشگري پساجنگ
ترانه يلدا
صاحبخبر -
∎