شناسهٔ خبر: 78321303 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

رونق ترازوی امید «محمد» در انتظار خرید کولر؛ روایت عبور از سد فلج مغزی + فیلم

بروجرد - ایرنا - مغازه میوه و تره‌بار کوچکی در میانه کوچه‌های باریک و قدیمی یکی از محله‌های بروجرد تازگی‌ها رونق گرفته، اینجا دنیای "محمد" است؛ جوان ۲۷ ساله‌ای که با فلج مغزی از کودکی بزرگ شده، سال‌ها بساط دستفروشی‌اش را روی زمین پهن کرده و حالا به کمک خیرین و همراهی مددکاران بهزیستی، سقفی امن برای کار و کاسبی ساخته است.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا هر روز صبح، پیش از آنکه آفتاب بر سقف‌های کوتاه محله‌های پایین‌شهر بتابد، محمد راهی مغازه‌اش می‌شود، مسیری که سال‌ها برای او با سایه‌سار دیوارها و بی‌قراری پیاده‌روهای دست‌فروشی طی می‌شد، حالا به مقصد امنِ این مغازه ختم می‌شود، مغازه‌ای که برای او، فراتر از یک فضای کوچک فروش تره‌بار، حکم یک خانه و تکیه‌گاه را دارد.

حالا دیگر ساکنان محله، محمد را خوب می‌شناسند، نه به خاطر دردی که از کودکی همراه داشته است بلکه به خاطر اخلاق نیکو و انصافش، وارد مغازه‌اش که می شوی اولین چیزی که حس می‌کنی، برخورد گرم و لبخند دلنشین اوست، مردم از محمد خرید می‌کنند چون می‌دانند قیمت‌هایش با جیب‌ خالی آن‌ها رفیق است و محمد، پیش از آنکه کاسب باشد، دلی مهربان دارد.

با این‌همه، چالش‌ها هنوز باقیست، محمد در حالی که با دستان لرزان، میوه‌ها را در قفسه‌هایی که خیرین برایش خریده‌اند مرتب می‌کند، نگاهی به گوشه مغازه می‌اندازد و با نگرانی از گرمای تابستانی که در راه است می‌گوید: تره‌بار است، زیر آفتاب، زود پژمرده می‌شوند.

رد دست فروشی هنوز در مغازه اش پیداست، چند دست لباس باقی مانده از بساطش را به امید فروش در اینجا آویزان کرده است تا بعد از آنها، مغازه به رنگ و بوی یک تره بار فروشی تمام عیار دربیاید.

محمد پشت پیشخوان، کیسه‌های میوه را مرتب می‌کند، نفس عمیقی می‌کشد و با نگاهی که هم خستگی در آن پیدا است و هم رضایت، می‌گوید: چند ماه است این مغازه را راه انداخته ام، قبل از آن در گرما و سرما کنار خیابان دست‌فروشی می‌کردم اما حالا همین که یک سقف بالای سرم هست احساس امنیت دارم.

ترازوی روی پیشخوان را نگاه می‌کند و ادامه می‌دهد: خیرین خیلی برایم زحمت کشیدند، مثلا این قفسه‌های داخل مغازه را خریدند، در پرداخت اجاره کمک و ترازوی دیجیتال را هم آنها تهیه کردند.

وقتی از او در باره گذشته و وضعیت تحصیلی اش می پرسم، نگاهش را از میوه‌ها می‌گیرد و با آرامش می‌گوید: از بچگی این مشکل جسمی را داشتم ولی باعث خانه نشین شدنم نشد، تلاش کردم، درس خواندم و مدرسه رفتم، همیشه دوست داشتم مستقل باشم و برای همین سراغ کار و دست فروشی رفتم، الان هم به کمک بهزیستی و خیرین توانسته ام این مغازه را باز کنم.

مشتری‌ وارد مغازه می‌شود، محمد با لبخند قیمت می‌گوید و با حوصله میوه‌ها را برایش وزن می‌کند، وقتی مشتری می‌رود، آهسته اضافه می‌کند: الان از این کار جدید خیلی راضی‌تر هستم مردم هم از من رضایت دارند و از نظر آنها انصاف دارم، چون قیمت های من مناسب هستند و همین حرف ها خستگی کار را از من دور می کند.

محمد نگران میوه‌ها در گرمای تابستان است، دستی به پیشانی‌اش می‌کشد، به صندوق میوه‌ها اشاره می‌کند و می گوید تنها چیزی که الان نگرانم می‌کند، همین گرمای هواست. چون بار تره‌باره، بدون کولر زود خراب می‌شود ولی فعلا توان خرید کولر را ندارم.

مغازه محمد معلول بروجردی مغازه محمد معلول بروجردی

مهتاب آنی زاده کارشناس مسوول توانبخشی بهزیستی بروجرد با تاکید بر اینکه نگاه بهزیستی از حمایت صرف مالی به سمت توانمندسازی فردی تغییر یافته است می گوید: هدف نهایی ما در حوزه توانبخشی، تنها تامین هزینه‌های معیشتی نیست.

به گفته وی وقتی مددجویی مانند محمد، از فضای ناامن دست‌فروشی به محیط قاعده‌مند یک مغازه وارد می‌شود، شاهد یک تحول در توانبخشی اجتماعی او هستیم چراکه اشتغال و کارآفرینی برای این افراد، فقط به معنای کسب درآمد نیست بلکه راهکاری برای افزایش اعتمادبه‌نفس، تقویت پیوندهای اجتماعی و پذیرش فرد در متن جامعه است.

وی گفت: در واقع، فراهم کردن ابزار کار، حمایت از رهن مغازه و ایجاد شرایطی که فرد بتواند با توانایی‌های خودش به دیگران خدمت کند (مانند همین میوه‌فروشیِ محمد)، نوعی بازسازیِ شخصیت اجتماعی است.

آنی زاده تصریح کرد: این مسیر به مددجو کمک می‌کند تا از انزوا خارج شده و به عنوان یک عضو فعال، سازنده و دارای نقش در جامعه حضور یابد بنابراین تلاش ما این است با بهره‌گیری از ظرفیتِ خیرین و برنامه‌ریزیِ علمی، مسیرِ رسیدن به این استقلال را برای دیگر مددجویان نیز هموار کنیم.

وی با نگاهی تحلیلی به فرآیند توانمندسازی یادآور شد: حضور میدانی ما در مناطق صرفا برای نظارت نیست بلکه تلاشی برای درک زیست‌جهان مددجویی است که با وجود معلولیت، در پی حفظ کرامتِ انسانی خویش می باشد.

آنی زاده افزود: در مورد محمد، با یک الگوی عینی از تسهیل‌گری روبرو هستیم؛ جایی که کارشناسِ توانبخشی نه به عنوان یک پشت‌میزنشین، بلکه به عنوان حلقه‌ وصل میان توانمندی مددجو و ظرفیت‌های خیرین عمل می‌کند.

وی ادامه داد: اشتغال برای مددجویی با شرایط محمد، بهترین درمانِ اجتماعی است چراکه وقتی در متن محله به عنوان یک کاسب منصف شناخته می‌شود، برچسب معلولیت جای خود را به هویت کارآفرینی می‌دهد و این دقیقا همان نقطه‌ای است که توانبخشی به معنای واقعی کلمه، محقق شده و فرد را از حاشیه به متن تاثیرگذار جامعه بازمی‌گرداند.

این کارشناس مسوول توانبخشی بهزیستی بروجرد که در تمام مراحل این گزارش، راهنمای ما در کوچه‌پس‌کوچه‌های پایین‌شهر بود، با نگاهی دقیق به پرونده‌ پزشکی محمد می‌گوید: طبق آخرین کمیسیون پزشکی، محمد دچار معلولیت جسمی-حرکتی شدید از نوع فلج مغزی (CP) است و درگیری اندام فوقانی و تحتانیِ چپ باعث شده او در حفظ تعادل، نشستن و حتی حرکات ظریف مثل گام برداشتن با چالش جدی مواجه باشد.

آنی زاده با اشاره به وضعیت معیشتی این جوان افزود: محمد هم اکنون مبلغی بعنوان مستمری از بهزیستی دریافت می کند، تاکنون از حمایت‌هایی مثل سبد کالا و کمک‌هزینه‌های تحصیلی برخوردار بوده و پرداخت حق پرستاری برای خانواده او در شرف انجام است اما حضور میدانی نشان می دهد مددجویی مانند محمد به حمایتی فراتر از مستمری به نام «هویت اجتماعی» نیاز دارد.

در کنار تلاش‌های ستادی، بخش اجرایی این تغییر بر عهده خیرین و کارشناسانی بود که مسیر را هموار کردند، سیما پارساییان، کارشناس توانبخشی که پیگیر مستقیمِ برپایی این مغازه بوده است می‌گوید: برای اینکه محمد از سختی دست‌فروشی رها شود، مبلغ ۶۴ میلیون تومان با کمک خیرین جمع‌آوری شد.

به گفته وی ۴۰ میلیون تومان پول پیش (رهن) مغازه، ۲۰ میلیون تومان برای قفسه‌بندی‌ها و ۴ میلیون تومان هم برای خرید ترازوی دیجیتال هزینه شد و نکته ارزشمند اینجاست که محمد خودش با غیرت، اجناس اولیه را تامین کرد تا نشان دهد تشنه‌ کار و فعالیت است.

بنا بر گفته کرم رضا پیردایه رییس اداره بهزیستی بروجرد، هفت هزار و ۵۰۰ پرونده توانبخشی زیر پوشش این نهاد قرار دارد که از این تعداد ۶ هزار و ۱۰۴ نفر به صورت ماهانه مستمری دریافت می‌کنند و سایر افراد به دلیل نداشتن شرایط احراز مستمری از دیگر خدمات بهزیستی مانند کمک‌ هزینه تحصیلی، خدمات درمانی، توان‌پزشکی، پلاک خودروی ویژه و حمایت‌های مکمل بهره‌مند می‌شوند.

داستان محمد آجرلویی، فراتر از کدهای پزشکی و آمارهای مستمری بگیری است، او امروز در یکی از محله های بروجرد، نه با محدودیت هایش، بلکه با لبخند گرم و اراده اش شناخته می شود.

جوانی که اجازه نداد سختی راه، شوق ایستادن را از او بگیرد، مغازه کوچکش، حالا خانه امیدی است که از پیوند سخاوت خیرین، دلسوزی مددکاران و باور قلبی خود او بنا شده تا ثابت کند وقتی دست ها به یاری هم می آیند، زندگی با تمام فراز و نشیب هایش، دوباره جوانه می زند.