شناسهٔ خبر: 78315082 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

مشاعراتِ موسيقايي شهنوازِ تار

علي كهربايي

صاحب‌خبر -

 از سال‌هاي دهه شصت به بعد، به همت بهرام فرمان‌آرا كه دوست استاد پرويز ياحقي بود و البته عاشق و دلداده موسيقي ايران، دستگاه‌ها، ميكروفن‌هاي حرفه‌اي نيومن، ري‌بكس‌هاي ريل، خريداري و به استاد پرويز ياحقي اهدا شد. اين اتفاق به نيت آغاز سلسله برنامه‌هايي افتاد كه بنا بود در دستگاه‌ها و گوشه‌هاي موسيقي اصيل ايراني اجرا شوند. دو اسطوره بي‌تكرار و قله رفيع بداهه‌نوازي، پرويز ياحقي و جليل شهناز در سه سري A، B، C كه سري اول و دوم با همراهي تمبك استاد جهانگير ملك و سري سوم با همراهي تمبك استاد اميرناصر افتتاح كه در حقيقت آخرين اجراهاي مرحوم افتتاح بود، هم‌نواز شدند.

نواخته‌هاي اين سال‌ها، سبك سوم مكتب استاد پرويز ياحقي است؛ آرشه‌هاي بلند و كشيده، خلق جملات جديد و لحظه ‌به ‌لحظه كه در سبك دوم و اول ايشان در قبل از سال‌هاي دهه شصت بي‌سابقه است؛ توجه به گوشه‌ها و دستگاه‌هاي مهجور و كمتر توجه ‌شده مانند نوا و راست‌پنجگاه كه اوج خلاقيت ياحقي بود، با همراهي و هم‌نوازي استاد شهناز، رقم خورد و يك سري آثار كم‌نظير بر جا ماند.
در سال‌هاي دهه شصت به بعد، استاد جليل شهناز بيشترين همكاري را با پرويز ياحقي داشت. به گواه بزرگان موسيقي، شهناز ضمن حفظ سبك و شيوه گذشته خود، با توجه به حال و هوا و تغييراتي كه در هر بداهه‌نوازي تأثيرگذار است، ويژگي‌هاي مشخصي را در آثار خود بروز داد از آن جمله مي‌توان به اجراي لحظه ‌به ‌لحظه ضربي‌هاي سنگين، گفت‌وگوي مضراب ‌به ‌مضراب با ياحقي و چهارمضراب‌ها با جمله‌هاي خاص و تازه نام برد كه همگي زمينه‌سازي و فضاسازي همراهي دو ساز ويلن و تار را مهيا مي‌كرد. قدرت بداهه‌نوازي شهناز براي ساز كششي و جواب‌هاي ياحقي و شكست ضرب‌ها در ميزان‌ها و جمله‌ها و اجراي دوضربي‌هاي وسيع و بكر با حس و حال خاص، همه ارمغاني از يك رسالت و بستري تازه براي شيفتگان موسيقي اصيل ايراني بود. 
يكي از نكات حائز توجه، سوال و جواب‌هاي آوازي در اين مجموعه سه ‌بخشي است كه پيش‌تر به آن اشاره شد؛ سير و گذر در گوشه‌ها به وسيله ويلن و تار؛ ويلن اشاره به يك گوشه و تار ادامه و ورود به گوشه ديگر، همچنين مدگردي يا به اصطلاح اهل فن مدولاسيون، يعني رفتن از دستگاهي به دستگاه ديگر، از تعلقات اين مجموعه است. يكي از نكات قابل توجه و مانور تكنيك نوازندگي، استفاده از كوك‌هاي چپ‌كوك و راست‌كوك است. همين نكته، چهارچوب و امكان وسيعي هم به استاد شهناز و هم به استاد ياحقي از لحاظ وسعت و قدرت تكنيك براي اجراي آثار بخشيد.

افزودني‌هاي بداهه‌نوازي
زنده‌ياد استاد جهانگير ملك در خاطرات خود عنوان كرده است كه چون اين آثار در منزل ياحقي ضبط مي‌شد و فضاي آكوستيك مانند استوديو وجود نداشت، اگر در حين ضبط، صدايي مي‌آمد و ضبط قطع مي‌شد و دوباره كار را از ابتدا آغاز مي‌كردند، هر دو نوازنده، هم شهناز و هم ياحقي، كاملا مطالب جديدي را خلق مي‌كردند.
اين از نگاه بداهه‌نوازي يعني بالاترين و قوي‌ترين حس در موسيقي ايراني كه نه يادگرفتني است و نه ياد دادني؛ بايد كاملا آن «آن» و انگيزه و حس در بداهه‌نواز وجود داشته باشد. به همين خاطر است كه هرچه شهناز در يك دستگاه يا آواز، چه از لحاظ رديفي و اجراي گوشه‌ها و چه در ضربي و چهارمضراب‌ها از خود به يادگار گذاشته است، كاملا متفاوت از يكديگر هستند. اگر ده‌ها شور يا همايون نواخته شده، تمام آن قطعات به كلي با هم فرق مي‌كنند و هر كدام يك حرف تازه براي تاريخ موسيقي ايران به ارمغان آورده و به يادگار گذاشته است.
اينجا بايد قيد كنم كه به گواه كارشناسان موسيقي، نواخته‌هاي شهناز و استاد حسن كسايي هم دقيقا از همين شاخصه‌ها برخوردار هستند. استاد جليل شهناز مانند زنده‌ياد استاد لطف‌الله مجد و استاد فرهنگ شريف، تحت تأثير زنده‌ياد عبدالحسين شهنازي بود. پدرش شعبان‌خان، برادر بزرگ‌ترش حسين شهناز، همه دستي در موسيقي ايراني و تارنوازي داشتند. از كودكي به همراهي پدر به محافل موسيقي مي‌رفت و از همان كودكي و نوجواني وقتي پنجه‌اش گرم مي‌شد، تمام شنوندگان را به تحسين وامي‌داشت. در اصفهان با منوچهر سلطاني (نوازنده ويلن و از شاگردان صبا)، با تاج اصفهاني، با سارنج (نوازنده كمانچه) و كسايي (نوازنده ني) كه همه از نوازندگان و اساتيد مطرح آن زمان در اصفهان بودند، همراه بود. با تأسيس راديو و آمدن استاد شهناز به تهران همراه استاد كسايي، اين بزرگان خدمت استاد ابوالحسن صبا رسيدند، پله‌هاي اوليه فعاليت حرفه‌اي ايشان تا آشنايي با داود پيرنيا (مبتكر و مدير برنامه گلها) و پس از آن دوره‌هاي مختلفي از خلق هنر اين استاد بي‌بديل را نشان مي‌دهد كه همگي در نوع خود كم‌نظير و بي‌نظيرند.

دوره‌هاي مختلف و حرف‌هاي تازه
يكي از زيباترين آثار به جا مانده در گنجينه برنامه گلها، باز حضور شهناز و ياحقي در سال‌هاي جواني هر دو اسطوره موسيقي ايران است كه شامل سبك اول ياحقي است؛ برگ سبز شماره ۳۶ در دستگاه شور، با همراهي شهناز و ياحقي. اجراي مقدماتي استاد شهناز، مانند روايتي از گلستان و آينه به آينه، نويد درآمد و شروع ويلن و چهارمضراب ياحقي؛ عطر صداي روشنك در اجراي اشعار؛ تا آواز استاد اديب خوانساري در دستگاه شور و غزل سعدي است؛ «حسن تو دايم به اين قرار نماند»، ابتدا درآمد شور و گذر از گوشه سلمك و فرود. استاد جليل شهناز، چه در سال‌هاي جواني و چه در سال‌هاي اخير، هميشه حرف تازه‌اي در موسيقي ايراني داشت؛ به همين علت، الن دانيلو، موسيقيدان فرانسوي، او را يكي از بزرگ‌ترين نوازندگان جهان معرفي كرده است. در دهه پنجاه، دوازده مقام موسيقي ايران به همت كريم چمن‌آرا، مدير شركت آهنگ روز، با استاد شهناز، استاد همايون خرم و استاد افتتاح به عنوان «دوازده مقام موسيقي ايران» ضبط شد. در اينجا وقتي به تار شهناز و مطالب بداهه گوش مي‌دهيم، كاملا به اين نكته انتهايي و قابل بحث مي‌رسيم كه استاد شهناز در بداهه‌پردازي، بسط و گسترش مطلب، آنقدر در ثانيه و لحظه وسيع بود كه در كنار هر نوازنده‌اي مي‌نشست، با توجه به سبك و گفتمان نوازنده‌اي كه همراهش مي‌شد واقعا مشاعره مي‌كرد؛ با ياحقي با حال ياحقي، با خرم با حال خرم، با بديعي، با كسايي و... اين يكي از گزينه‌هاي بسيار باارزش و قابل تفكر سبك استاد شهناز بود كه كارشناسان و بزرگان حوزه موسيقي به آن اشاره مي‌كنند. ياد و نامش گرامي.
نوازنده ويلن