من مادر يك دختر نوجوان هستم كه تا اينجاي دوران تحصيلات مدرسهاي، دو بار بهصورت طولانيمدت و بارها در مقاطع يك يا چندروزه مجبور شده از آموزش مجازي استفاده كند. اولينبار در شيوع كرونا بود كه فرزندانمان را براي حفظ جانشان خانهنشين كرديم و در حالي كه قبل از آن دوران، همه ما اوليا به توصيه متخصصين، گوشي و ابزار هوشمند را براي فرزندان نوجوان و در سن تحصيلمان مخل يادگيري و تمركز ميدانستيم و موكد منعشان ميكرديم يكباره مجبور شديم آموزش مجازي را پي بگيريم و همه مادراني كه تا آن روز با نهيب «گوشي رو بذار زمين، بازي كافيه، برو به درست برس» فرزندشان را سمت درس و مشق هدايت ميكردند حالا چارهاي نداشتند جز اينكه بگويند «گوشي رو بردار، حواست رو بده به درس!» تا آموزش ادامه پيدا كند. در همان روزهاي ابتدايي آغاز آموزش مجازي كه اپليكيشنهاي مختلفي (بنا به دسترسي و آشنايي و سليقه مسوولان مدارس) مورد استفاده قرار ميگرفت كمبود يك شبكه يكپارچه ملموس بود و نظام آموزشي هم براي جبران اين نقيصه، شبكه شاد را با سرعت و البته ايرادات فني و محتوايي تهيه كرد. اولين ايراد موجود حتي در بازهاي كه اينترنت محدوديتي نداشت، ظرفيت و سرعت اين شبكه بود. محتواي آموزشي هم در چندين نوبت بهروز رساني شد تا مجموعهاي نسبتا كاربردي ارايه شود. اما تا پايان آموزش مجازي در دوران كرونا، مشكل سرعت و ظرفيت پابرجا بود و همچنان چاره در استفاده از اپليكيشنهاي ديگر بود. كرونا تمام شد و سيستم آموزشي دوباره حضوري شد. در چنين شرايطي ما استفادهكنندگان از شبكه شاد، چون مبحث مورد استفادهمان ديگر موضوعيت نداشت تقريبا آن را فراموش كرديم كه اين البته امري عادي است اما آنچه غيرعادي مينمايد آن است كه چرا مسوولان كه حالا تجربه اينكه در پي يك حادثه يا اپيدمي و ... يكباره نيازمند آموزش مجازي هستند، حل مشكلات اين سيستم را فراموش كردند يا آنطور كه مورد نياز همه دانشآموزان است نسبت به توانمندسازي شاد اقدام نكردند! از آن به بعد در صورت بروز مخاطرات جوي نظير بارش برف و باران و يخبندان، تعطيليهاي متاثر از آلودگي هوا و ناترازي انرژي، مرسوم شد كه آموزشوپرورش بهجاي اعلام تعطيلي مدارس، آموزش را مجازي و در بستر شاد اعلام ميكرد. معلمين هم گاهي با استفاده از شبكه آموزش دانشآموزي و گاهي هم كه اختلال داشت با استفاده از پلتفرمهاي ديگر به مختصر تدريس يا دوره دروس گذشته ميپرداختند و عمدتا آموزش را به زمان عادي شدن شرايط و حضور در مدرسه موكول ميكردند كه به جهت كوتاهي زمان اين وضعيت، مشكل خاصي هم پيش نميآمد. تا جنگ رمضان آغاز شد و الان بيش از دو ماه است كه محصلين براي محافظت از جانشان، خانهنشين شدهاند. اين روزها كه جنگ تحميلي سوم، دوباره فرزندانمان را به سمت آموزش مجازي سوق داده است اگر از هر مادري جويا شويم به كلافگي قطعيهاي مداوم و عدم كارايي لازم شاد، اشاره ميكنند؛ شرايطي كه به خاطر قطع اينترنت بينالمللي و عدم دسترسي به اپهاي پيامرسان بينالمللي سختتر نيز شده است. استفاده از اپهاي داخلي هم بهجهت هجوم كاربران، شرايطي بهتر از خود شاد را فراهم نميكند و عملا آموزش مختل مانده است. البته انصافا چه در دوران كرونا و چه الان، بار تمام اين مشكلات به دوش معلمين سختكوش بوده و هست كه با تمام اين كمبودها از تلاش، دست بر نداشتهاند. ولي بايد بپذيريم كه شرايط آموزش مجازي در كشور ما، با استانداردهاي حداقلي هم، بسيار فاصله دارد. ايرادات شبكه شاد آنقدر فاحش شد كه در روزهاي گذشته، سازمان بازرسي كل كشور به منظور تقويت زيرساختهاي سختافزاري شبكه آموزش دانشآموزان (شاد)، نامه هشداري به دولت صادر كرد واعلام كرد با توجه به اينكه در حال حاضر تنها گزينهاي كه در مبحث آموزش مجازي مورد اقبال عمومي ذينفعان (اعم از معلمان، اوليا و دانشآموزان) قرار دارد شبكه آموزش دانشآموزان (شاد) است و اين شبكه براي جلب رضايت حداكثري نيازمند استفاده از زيرساختهاي لازم، به روز و مكفي ميباشد. واقعيت اين است كه آموزش مجازي جايگزين آموزش حضوري نيست و هر چه تلاش كنيم هم نميتواند به اندازه حضور در مدرسه و تدريس چهره به چهره معلم و شاگرد موثر باشد اما در شرايط اضطرار، فراهم بودن زيرساخت مناسب، كه براي همه دانشآموزان درسراسر كشور مخصوصا نقاط محروم، دور افتادهتر از پايتخت و كمبرخوردار قابل دسترس باشد تنها چاره تداوم آموزش است كه دو تجربه اخير نشان داده نظام آموزشي ما در اين زمينه نمره قبولي كسب نميكند و پاسكاري تقصير در اين مبحث ميان دو وزارتخانه آموزشوپرورش و ارتباطات كه مسوول تهيه زيرساخت فضاي مجازي است هم فقط گره اين چالش را كورتر ميكند. ما حتي پس از جنگ 12 روزه هم نتوانستيم نسبتبه بهروزرساني آموزش مجازي اقدامي كاربردي انجام دهيم.
نظير اين چالش در آموزش تكميلي و دانشگاهي بهگونهاي ديگر است. در سيستم آموزش عالي تقريبا مبحث تدريس در فضاي مجازي بهصورت كاربردي در حال انجام است اما تعطيلي خوابگاهها براي دانشجويان شاغل كه مجبور به حضور در شهر محل تحصيلشان هستند مبدل به مشكلي بزرگ شده است. بايد توجه داشت كه وقتي به هر علتي خوابگاه تعطيل ميشود دانشجوي شاغل چارهاي ندارد جز اينكه به اقامتگاههاي ارزانقيمت پناه ببرد و همين امر خودش، مشكلات فراواني را فراهم ميكند. از طرفي ديگر باعث نگراني خانوادهها هم ميشود كه بايد با حساسيت بيشتر به اين موضوع توجه كرد.
در نهايت هم آخرين نكته اين است كه برنامه آموزش مجازي، آزمون يا امتحانحضوري، بازده نتيجهبخشي ندارد. اميدوارم هيچگاه ديگر، ميهن عزيزمان مورد تجاوز دشمنان قرار نگيرد و بدين منظور نيازمند آموزش مجازي نشويم. اما در هر صورت گزينه آموزش مجازي بايد هميشه فراهم باشد تا در شرايط خاص، مورد استفاده قرار گيرد.
از چالشهاي آموزش مجازي
غزل لطفي
صاحبخبر -
∎