اول از همه امیدوارم حال همگیتون خوب باشه️
بدون مقدمه بریم سراغ اصل مطلب
- ۵_جان استاکتون (Utah Jazz) و مایکل جردن (Chicago Bulls) در دههی ۱۹۹۰ یکی از معروفترین رویاروییهای NBA را شکل دادند.
استاکتون، پوینت گاردی کلاسیک، به عنوان مغز بازی تیمی و استاد پاس شناخته میشد.
جردن، با نفوذ بیحد و قدرت امتیازآوری، ستارهای که تیم را جلو میبرد بود.
این دو در NBA Finals 1997 و 1998 به طور مستقیم روی هم تأثیر داشتند، زیرا جاز و بولز در آن سالها دو تیم سرسخت بودند.
استاکتون وظیفه داشت جریان بازی تیمش را مدیریت کند، توپ را در دست داشته باشد و جردن را مهار یا محدود کند تا موقعیتهای گل او کمتر شود.
جردن در مقابل، با حرکات غیرقابل پیشبینی و نفوذ به سبد، فشار روانی روی دفاع جاز و استاکتون وارد میکرد.
رقابت ذهنی بیشتر نبرد بین هوش و تاکتیک بود تا قدرت بدنی. استاکتون باید تصمیم میگرفت که چه زمانی پاس بدهد، چه زمانی سرعت بازی را کم یا زیاد کند، و چطور جردن را خسته کند.
جردن با شناسایی نقاط ضعف دفاع، تلاش میکرد از تاکتیکهای استاکتون و تیم جاز فراتر برود.
استاکتون توانایی داشت هم تیمش را در جریان بازی نگه دارد و هم به همتیمیهایش فرصت بدهد تا به دفاع جردن کمک کنند.
جردن اما با قابلیت تکنفره خود، حتی زمانی که دفاع تیم مقابل قدرتمند بود، قادر به خلق امتیاز بود.
مسابقات تاریخی:
NBA Finals 1997 ("The Flu Game"): جردن در شرایط بیماری شدید، توانست مقابل دفاع قوی جاز و پاسهای دقیق استاکتون بازی کند و تیمش را پیروز کند.
NBA Finals 1998: استاکتون و جاز فشار زیادی آوردند، اما جردن باز هم با تصمیمگیریهای لحظهای و نفوذ به سبد، مسیر پیروزی بولز را هموار کرد.
این نبرد نشان داد که یک گارد کلاسیک و یک ستاره تمامعیار میتوانند یک مسابقه را از دو زاویه متفاوت شکل دهند، استاکتون با کنترل بازی و هوش، جردن با مهارت و اراده.

- ۴_فدرر در برابر نادال نبرد تکینک مقابل استقامت
پادشاه چمن در برابر پادشاه خاک؛همیشه بعد از مسابقه، هر دو با لبخند و شوخطبعی همدیگر را تحسین میکردند.
این دو با رقابتشان استاندارد تنیس مردان را بالا بردند و الهامبخش هزاران بازیکن شدند و گرند اسلم ها و جام ها بین خودشان تقسیم کردند.
یکی از مسابقات تاریخی آنها ویمبلدون ۲۰۰۸ که نادال ۳_۲ برد و خیلی ها را به ورزش تنیس علاقه مند کرد.

- ۳_پراست مقابل سنا جنجالی ترین دوئل
سالهای 1988 و 1989، پراست و سنا هر دو در تیم مکلارن (McLaren) بودند.
1988: تیم مکلارن فوقالعاده قوی بود و 15 مسابقه از 16 مسابقه آن فصل را برد!
سنا تازه وارد بود و پراست با تجربه.
حتی در این سال، سنا موفق شد قهرمان جهان شود و پراست دوم شد.
1989: رقابت داخلی بین همتیمیها شدید شد.
پراست در صدر جدول قهرمانی بود.
سنا برای گرفتن قهرمانی، عمداً با پراست برخورد کرد و هر دو از خط پایان خارج شدند (تصادف عمدی انجام داد)
تنشها به حدی رسید که تیم مکلارن دیگر نمیتوانست دو راننده را در آرامش مدیریت کند.
بعد از آن فصل، پراست تصمیم گرفت تیم را ترک کند.
1990: پراست به فیراری (Ferrari) رفت و سنا همچنان در مکلارن ماند.
از اینجا به بعد، رقابتشان کاملاً بین تیمها شد، نه درون تیمی.
پراست به فیراری رفت و سنا در مکلارن ماند.
گرندپری ژاپن 1990:
رقابت برای قهرمانی جهانی بود.
این بار سنا عمداً با پراست برخورد کرد تا از قهرمانی خود اطمینان حاصل کند.
پراست خشمگین شد و گفت: «این دیگر مسابقه نیست، این جنگ است!»
این دوئل باعث شد تا روابطشان کاملاً خصمانه و رسانهای شود.
پس از ۱۹۹۳ و بازنشستگی پراست از قهرمانی (او هنوز مسابقه میداد اما کمتر رقابت مستقیم داشت)، شدت تنشها کاهش یافت.
دیگر آن برخوردهای عمدی و جنجالی وجود نداشت، و دوئلشان تبدیل شد به احترام حرفهای روی پیست
پراست حتی بعد از مرگ تراژیک سنا در ۱۹۹۴، بارها از او به عنوان یکی از بزرگترین رانندههای تاریخ یاد کرد

- 2_مسی و رونالدو تلاش برای جاودانگی
مسی و رونالدو که همه چیز مشخص است که از ابتدای فوتبالشان و تا اکنون موفقیت های زیادی کسب کردند.اوج این رقابت زمانی بود که رونالدو به رئال مادرید پیوست و مسی هم در بارسلونا بود.
هر سال که نامزدهای توپ طلا اعلام میشدن، هواداران دو طرف رقابت شدیدی داشتند.
وقتی رونالدو توپ طلا میبرد، طرفداران مسی میگفتن که رونالدو در لیگهای مختلف بهتره اما بازی تیمی مسی قویتره، و برعکس.
بعضی رسانهها این رقابت رو به شکل «نبرد قرن» نشون میدادند و گاهی حاشیهها بزرگتر از خود بازیها میشد.
در دوران حضور مسی در بارسلونا و رونالدو در رئال مادرید، الکلاسیکوها پر از حواشی بود: از برخوردهای لفظی در زمین، شایعات تلاش برای انتقال به رقیب، تا بحثهای داوری.
رسانهها همیشه دوئل گلزنی و مهارتهایشان را در این بازیها بزرگنمایی میکردند و بعضی طرفداران این حواشی را داغتر میکردند.

- 1_محمد علی کلی مقابل فریزر اگه میتونی منو ببر!
محمد علی کلی کاسیوس کلی (Cassius Clay) قبل از تغییر نام به محمد علی
ملیتش آمریکایی بود که نبرد و دوئلش با فریزر به یادماندنی بود.
نبرد اول (نبرد قرن، 1971): فریزر پیروز شد، علی اولین شکست حرفهای خودش را تجربه کرد
نبرد دوم (1974): علی با پیروزی، مساوی کردند
نبرد سوم (1975، Thrilla in Manila): یکی از تاریخیترین مبارزات، علی بعد از راند 14 پیروز شد، اما فریزر تمام راندها را با قدرت جنگید.
این نبرد سوم اینقدر هیجانی بود که یکی از هواداران محمد علی کلی در تهران باعث سکته قلبیش شد و فوت کرد
