پژوهشهای تازه در حوزه علوم اعصاب نشان میدهد افرادی که نسبت به صداهای خاصی مانند صدای جویدن، نفس کشیدن یا تکرار صداهای محیطی واکنش شدید و آزاردهندهای نشان میدهند، لزوماً «ضعفاعصاب» ندارند؛ بلکه ممکن است مغزی حساستر، دقیقتر و از نظر شناختی فعالتر داشته باشند!
این وضعیت که با نام میزوفونیا (Misophonia) شناخته میشود، نوعی واکنش شدید عاطفی و ذهنی به صداهای مشخص است. بر اساس تحقیقات انجامشده در دانشگاههای نیوکاسل و آکسفورد، اسکنهای مغزی نشان دادهاند که در افراد مبتلا به میزوفونیا، ارتباط میان نواحی شنیداری مغز و مراکز پردازش هیجان بهویژه قشر قدامی انسولار، قویتر از حالت عادی است. این الگوی فعالیت مغزی باعث میشود این افراد صداها را با دقت بالاتر دریافت کرده و واکنشهای هیجانی سریعتر و شدیدتری نشان دهند. به بیان سادهتر، مغز این افراد دنیا را از نظر صوتی با وضوحی بالاتر از بقیه درک میکند!
همچنین مطالعات انجامشده در دانشگاه مکگیل کانادا و کالج دانشگاهی لندن (UCL) نشان میدهد که افرادی که از صداهای تکراری یا صدای خوردن دیگران ناراحت میشوند، در برخی تواناییهای شناختی مانند تمرکز، تشخیص الگوها و پردازش جزئیات محیطی عملکرد بهتری دارند.
پژوهشگران میگویند حساسیت بالای سیستم عصبی این افراد باعث میشود محرکهای محیطی را سریعتر شناسایی و تحلیل کنند؛ قابلیتی که در بسیاری از فعالیتهای ذهنی، تحلیلی و حتی خلاقانه میتواند یک مزیت شناختی محسوب شود!
البته این ویژگی دو روی سکه دارد. از یک سو، مغز این افراد از نظر ادراکی کارآمدتر عمل میکند، اما از سوی دیگر، حضور در محیطهای شلوغ و پرسروصدا میتواند برایشان با اضطراب، تحریک عصبی یا خستگی ذهنی همراه باشد.
در نتیجه، اگر صدای جویدن دیگران یا صداهای تکراری شما را کلافه میکند، لزوما به دلیل «تحمل پایین» شما نیست؛ بلکه مغز شما دنیا را با جزئیاتی بیشتر و عمقی عمیقتر پردازش میکند؛ ویژگیای که در بسیاری از حوزهها، نشانهای از توانایی ذهنی بالاتر به شمار میرود!
ترجمه: فاطمه رضائیان