شناسهٔ خبر: 76943399 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: میزان | لینک خبر

هیئت صلح غزه؛ الگویی آشنا در سیاست‌های آمریکا برای حذف اجماع بین‌المللی

ابتکار دونالد ترامپ موسوم به هیئت صلح غزه، بخشی از یک الگوی آشنا در سیاست‌های آمریکا است که هدف آن چیزی جز کنار گذاشتن اجماع بین‌المللی و تحمیل چارچوب‌های سیاسی واشنگتن نیست.

صاحب‌خبر -
خبرگزاری میزان -

تاریخ آمریکا، از بسیاری جهات، تاریخ بازآفرینی قوانین یا طراحی قوانین جدید برای تطبیق با منافع استراتژیک این کشور است.

درک این موضوع به‌ویژه با توجه به آخرین ابداع سیاسی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا یعنی به‌اصطلاح هیئت صلح غزه ضروری است.

برخی عجولانه نتیجه گرفته‌اند که جدیدترین ترفند سیاسی ترامپ که در مجمع جهانی اقتصاد در داووس رونمایی شد، تلاشی منحصر‌به‌فرد ترامپ است که از دکترین‌های سیاست خارجی قبلی آمریکا جدا شده است.

آنها اشتباه می‌کنند و عمدتا به دلیل سبک سیاسی خودمحور ترامپ و ادعا‌های مداوم، هرچند بی‌اساس، او مبنی بر اینکه به جنگ‌ها پایان داده، درگیری‌های جهانی را حل کرده و جهان را به مکانی امن‌تر تبدیل کرده است، گمراه شده‌اند.

در مراسم افتتاحیه داووس، ترامپ این توهم دقیق ساخته و پرداخته را تقویت کرد و به ریاست تاریخی آمریکا در برقراری صلح مباهات کرد، از پیشرفت‌های دیپلماتیک بی‌سابقه ستایش کرد و هیئت صلح را به‌عنوان یک مکانیسم بی‌طرف و خیرخواه که قادر به ایجاد ثبات در بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان است، عنوان کرد.

به گزارش میدل‌ایست مانیتور، با این حال خوانش کمتر مغرضانه تاریخ به اجازه می‌دهد تا طرح سیاسی ترامپ چه در غزه و چه فراتر از آن را نه به‎عنوان یک انحراف، بلکه به‎عنوان بخشی از یک الگوی آشنا در نظر گرفت.

سیاست‌گذاران خارجی آمریکا بار‌ها و بار‌ها به دنبال بازپس‌گیری مالکیت امور جهانی، کنار گذاشتن اجماع بین‌المللی و تحمیل چارچوب‌های سیاسی هستند که تنها خودشان تعریف، مدیریت و در نهایت کنترل می‌کنند.

هیئت صلح، یک باشگاه سیاسی که فقط با دعوت کتبی قابل عضویت است و کاملا توسط خود ترامپ کنترل می‌شود، به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان یک واقعیت ژئوپلیتیکی جدید در حال شکل‌گیری است که در آن آمریکا خود را به‌عنوان متولی خودخوانده امور جهانی تحمیل می‌کند، که از غزه ویران شده با نسل‌کشی شروع می‌شود و صریحا خود را به‌عنوان جایگزینی برای سازمان ملل معرفی می‌کند.

در حالی که ترامپ این موضوع را به‌صراحت اعلام نکرده است، تحقیر آشکار او نسبت به قوانین بین‌المللی و تلاش بی‌وقفه او برای طراحی مجدد نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم، نشانه‌های روشنی از نیات واقعی اوست.

طنز ماجرا حیرت‌انگیز است؛ نهادی که ظاهرا قرار است غزه را در مسیر بازسازی پس از نسل‌کشی ویرانگر رژیم صهیونیستی هدایت کند، فلسطینی‌ها را شامل نمی‌شود، چه برسد به خود ساکنان غزه‌؛ حتی تاسف‌بارتر این واقعیت است که نسل‌کشی‌ که ادعای رسیدگی به آن را دارد، توسط دولت‌های متوالی آمریکا، ابتدا در زمان جو بایدن و سپس در زمان ترامپ، از نظر سیاسی حمایت، از نظر نظامی تأمین و از نظر دیپلماتیک محافظت شده است.

برای نتیجه‌گیری اینکه هیئت صلح ترامپ نه به صلح و نه واقعا به غزه اهمیت نمی‌دهد، به بینش خاصی نیاز نیست؛ پس این ابتکار واقعاً در مورد چیست؟

این ابتکار در مورد بازسازی یا عدالت نیست، بلکه در مورد سوءاستفاده از رنج غزه برای تحمیل یک نظم جهانی جدید به سرکردگی آمریکا ابتدا در خاورمیانه و در نهایت فراتر از آن است.

غزه، سرزمینی محاصره‌شده با مساحتی کم، نیازی به ساختار سیاسی جدیدی ندارد که ده‌ها مقام جهان در آن ساکن باشند و طبق گزارش‌ها هر کدام حق عضویت یک میلیارد دلاری پرداخت می‌کنند؛ غزه نیاز به بازسازی دارد، باید حقوق اساسی مردم آن به آنها اعطا شود و جنایات رژیم صهیونیستی باید با پاسخگویی رو‌به‌رو شود.

سازوکار‌های دستیابی به این هدف از قبل وجود دارند؛ سازمان ملل، حقوق بین‌الملل، نهاد‌های بشردوستانه دیرینه و مهم‌تر از همه خود فلسطینی‌ها که عاملیت، تاب‌آوری و عزم آنها برای زنده ماندن در برابر یورش رژیم صهیونیستی به افسانه تبدیل شده است.

هیئت صلح، همه اینها را به نفع یک ساختار توخالی و بداهه که برای ارضای نفس ناپایدار ترامپ و پیشبرد منافع سیاسی و ژئوپلیتیکی آمریکا و رژیم صهیونیستی طراحی شده است، کنار می‌گذارد.

در واقع، این هیئت، فلسطین را یک قرن به عقب می‌برد، به دورانی که قدرت‌های غربی به‌طور یکجانبه سرنوشت آن را تعیین می‌کردند، با هدایت فرضیات نژادپرستانه در مورد فلسطینی‌ها و خاورمیانه، فرضیاتی که زمینه‌ساز فجایع پایدار منطقه شد.

با این حال، سوال اصلی همچنان باقی است که آیا این واقعا یک ابتکار منحصر‌به‌فرد ترامپی است؟ نه، اینطور نیست.

در حالی که این ابتکار به‎طرز ماهرانه‌ای برای تغذیه حس غرور کاذب ترامپ طراحی شده است، همچنان یک تاکتیک آشنای آمریکایی است، به‌ویژه در مواقع بحران عمیق. 

هیئت صلح ترامپ از ویرانی غزه نه به‌عنوان فراخوانی برای عدالت یا پاسخگویی، بلکه به‌عنوان فرصتی برای تغییر واقعیت‌های سیاسی به شیوه‌هایی که سلطه آمریکا را تثبیت کرده و هنجار‌های بین‌المللی را به حاشیه می‌راند، استفاده می‌کند.

این امر به‎ دشواری بی‌سابقه است؛ این الگو را می‌توان به سازمان ملل مورد نظر آمریکا، که در سال ۱۹۴۵ به‌عنوان جایگزینی برای جامعه ملل تأسیس شد، ردیابی کرد؛ معمار اصلی آن، فرانکلین دی. روزولت، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا مصمم بود که این نهاد جدید، تسلط ساختاری این کشور را، به‌ویژه از طریق شورای امنیت و سیستم وتو، تضمین کند.

وقتی سازمان ملل بعدا نتوانست به‌طور کامل با منافع آمریکا موافقت کند، به‌ویژه هنگامی که از اعطای مجوز قانونی به دولت جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق خودداری کرد، این سازمان «بی‌ربط» نامیده شد.

این روش همچنان ثابت است؛ وقتی سازوکار‌های بین‌المللی موجود در خدمت اهداف سیاسی آمریکا شکست می‌خورند، ساختار‌های جدیدی ابداع می‌شوند، ساختار‌های قدیمی کنار گذاشته می‌شوند و قدرت تحت پوشش صلح، اصلاح یا ثبات دوباره تثبیت می‌شود.

با قضاوت براساس این سابقه تاریخی، می‌توان نتیجه گرفت که هیئت صلح در نهایت به یک نهاد از بین رفته دیگر تبدیل خواهد شد؛ با این حال، پیش از رسیدن به آن پایان قابل پیش‌بینی، این امر خطر از بین رفتن بیشتر چشم‌انداز‌های شکننده برای صلح عادلانه در فلسطین و مانع شدن از هرگونه تلاش معنادار برای پاسخگو کردن جنایتکاران جنگی صهیونیست را به همراه دارد.

انتهای پیام/