به گزارش خبرنگار ایلنا، در حالی که فضای عمومی کشور در هفتههای اخیر با تنشهای اجتماعی، بلاتکلیفی اقتصادی و نگرانیهای گسترده معیشتی همراه بوده، وضعیت جامعه کارگری نیز بیش از پیش در هالهای از ابهام فرو رفته است.
کارگران ساختمانی بهعنوان یکی از آسیبپذیرترین اقشار بازار کار، نهتنها از پیامدهای مستقیم رکود ساختوساز و تورم فزاینده آسیب دیدهاند، بلکه در غیاب چشماندازی روشن برای آینده، با نوعی سردرگمی و بیپناهی صنفی مواجهاند.
سردرگمیِ کارگر در روزگارِ بیافق
حسن عزتی، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی شهر بانه، در ادامه با اشاره به وضعیت کلی کارگران ساختمانی میگوید: «جدا از این مسائل، واقعیت این است که شرایط فعلی کشور و منطقه، جامعه کارگری را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. امروز ما، هم بهعنوان کارگر و هم بهعنوان نماینده کارگران، در یک وضعیت سردرگم قرار داریم. کارگر ساختمانی نگران است؛ نگران وضعیت ملک، وضعیت اقتصادی خانواده و مهمتر از همه، نگران معیشت خودش. نمیداند چطور باید زندگیاش را مدیریت کند و مسیر آیندهاش به چه سمتی میرود.»
او با اشاره به تجربه سالهای گذشته میافزاید: «در شش سال اخیر، ما در دفتر انجمن جلسات متعددی برگزار میکردیم؛ درباره دستمزد، مسائل صنفی و مشکلات کارگران گفتوگو داشتیم. اما امسال عملاً انجمن از کار افتاده است. نه امکان برگزاری جلسه داریم و نه میتوانیم درباره دستمزد صحبت کنیم. دستمزدی که امروز برای کار روزانه به یک یا دو میلیون تومان رسیده، اما وقتی تورم را در نظر میگیریم، میبینیم این ارقام عملاً قدرت تأمین زندگی را ندارند.»
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی ادامه میدهد: «ما در شرایطی قرار گرفتهایم که میتوان گفت نوعی فروپاشی اقتصادی را تجربه میکنیم. همه چیز در وضعیتی نامشخص قرار دارد و هیچکس نمیداند فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. کارگران سردرگماند، ما هم سردرگم هستیم. امیدی به فردا نیست، امیدی به پسفردا و آینده وجود ندارد. حتی آن امید همیشگی که با آمدن فصل بهار، ساختوساز شروع شود و کارگران دوباره سر کار بروند، امسال وجود ندارد.»
او تأکید میکند: «مشخص نیست کشور به چه سمتی در حال حرکت است و این بلاتکلیفی، وضعیت نگرانکنندهای برای کارگران ایجاد کرده است. کارگران امروز با اضطراب زندگی میکنند و نمیدانند باید چه تصمیمی بگیرند.»
عزتی درباره تعطیلی فعالیتهای صنفی نیز میگوید: «وقتی میگویم انجمن عملاً مرده، منظورم این است که دیگر امکان فعالیت مؤثر وجود ندارد. قبلاً جلساتی درباره دستمزد، ایمنی، مسائل صنفی و حقوق کارگران برگزار میکردیم، اما امروز کارگر به این مسائل گوش نمیدهد. نه تشکل برایش اهمیت دارد، نه ایمنی، نه قرارداد. کارگر میگوید من گرسنهام، من نان شب میخواهم.»
او با اشاره به افزایش شدید قیمتها ادامه میدهد: «وقتی قیمت گوشت در مدت بیست یا سی روز از هفتصد یا هشتصد هزار تومان به یک میلیون و چهارصد هزار تومان میرسد، طبیعی است که کارگر فقط به فکر تأمین معیشت خانوادهاش باشد. نگرانی او نان بچههایش است و در چنین شرایطی، ما در انجمن حرفی برای گفتن نداریم.»
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی در پایان میگوید: «واقعیت این است که در حال حاضر کاری از دست ما برنمیآید. نمیدانیم باید چه تصمیمی بگیریم یا چه اقدامی انجام دهیم. فقط امیدواریم شرایط به سمت بهبود برود، کشور به روال عادی بازگردد، ساختوساز دوباره جان بگیرد و کارگران، همراه با کل جامعه، بتوانند یک زندگی شرافتمندانه داشته باشند.»