شفقنا- روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «کاش نامزدهاي رياست جمهوري از دانشجويان درس بگيرند» به قلم غلامرضا بني اسدي این گونه آورده است:
مناظرات دانشجويي، متين، منطقي، عالمانه بر مبناي دادههاي علمي و قابل اندازه گيري، بدور از بدکلامي و بدگويي برگزار ميشد. به نقد نظر هم ميپرداختند اما به يکديگر – چه شخص و چه شخصيت هم – کاري نداشتند. لذت بردم وقتي در دو نشست مناظره دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد، نشستم و بهره بردم. بچههاي ما، با مطالعه، عميق و چند ساحتي بحث ميکردند. ارجاعاتشان به منابع جالب و استدلالاتشان حرفهاي و داراي منطق احترام برانگيز بود. معلوم بود که ميخواهند زواياي بحث روشن و نظرِ صائبتر فرانگاه دانشجويان قرار گيرد. اين را که ديدم تصميم گرفتم به خداقوتي شان قلمي بزنم. همان جا دعا کردم کاش مسئولان محترم و رقباي انتخاباتي، از دانشجويان ياد ميگرفتند. خدا را هم البته شکر کردم که دانشجويان، از آنان ياد نگرفتند! خيلي خوب ميشود اين بار قاعده “الناس علي دين ملوکهم” را برعکس بخوانيم و سياستمداران و رقباي انتخاباتي را دعوت کنيم تا به شيوه “الناس”، رسم مناظره را بياموزند. ناس که اين بار فرزندان نخبه ايرانند. آن وقت فقط نظرات مطرح خواهد شد و لازم نخواهد بود حضرات با کانديداهاي پوششي در قامت باديگار به مناظره پا بگذارند. کسي عکسِ زن ديگري را سر دست نخواهد گرفت و بگم بگم راه نخواهد انداخت. اگر رسم خوب دانشجويان، درس شود براي کانديداها، مناظرات به روشنگري خواهد انجاميد نه نفرت پراکني. آنچه از – مثلا – مناظرات انتخاباتي ديدهايم، جز اندکي، بقيه “منافرات” بود. البته نه به معنايي که فرهنگنامهها در برابر اين کلمه ميگذارند که در غرب باستان، در کنارِ “مشاورات” و “مشاجرات” سه سبکِ اصلي فن خطابه را شکل ميدادند. بل به اين معنا که به کشت و کار نفرت ميانجايد سبک رفتاري و گفتاريشان که به تعميق تنفر انجاميد که بعد سالها هنوز زخم آن بر روح و روانِ جامعه باقي است. هر دوره هم متأسفانه به نوعي تکرار ميشود و برخي خوشحالند که لودر و بولدزر ناميده شوند و از روي اخلاق رد شوند. بدبختانه کساني که بيش از همه مرگ بر آمريکا ميگويند خود به همان شيوهاي بحث ميکنند که در مناظرات انتخابات آمريکا شاهديم. شايد هم شديدتر از آن. انگار دستگاهِ کُپي آقايان خيلي خوب کار ميکند! بگذريم. دانشجويان عالمانه و مؤمنانه بحث کردند. هر دو طرف هم برنده واقعي بودند هرچند به جبرِ داوري بايد يک گروه نامشان اعلام ميشد. برخلاف برخي مناظرات که هر دو طرف با باخت از ميدان خارج ميشدند. واقعا بايد خداقوت گفت به دانشجويان که براي آموختن آمده بودند و داوران و دانشگاه که اين فرصت را فراهم کرده بودند. خدا قوت!