شناسهٔ خبر: 23136489 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایکنا | لینک خبر

چه عواملی قبح گناه را می‌شکند؟

گروه اجتماعی: شکسته شدن قبح گناه در جامعه به اين معنا است که زشتي و بدي ناشي از عمل گناه از بين برود و براي مردم به امري عادي تبديل شود.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، با توجه و تفکر در نظام هستي و زير ساخت‌هاي آن درمي‌‍يابيم که تمام اين هستي و نظم آن به منظور حرکت صعودي انسان به سمت کمال است و نظام آفرينش و قوانين آن حرکت انسان در مسير عبوديت را تضمين مي‌نمايد. بر اين اساس آن چه به عنوان قانون در قالب دين به انسان رسيده است، چراغ‌هاي سبزي است که فرد را در اين مسير هدايت مي‌نمايد تا تمايل به فضيلت‌خواهي و خداجويي که در فطرت انسان به وديعه نهاده شده است، به مقصد برسد و در اين ميان گناه مهمترين عاملي است که اين رابطه زيبا بين بنده و خداوند را سست مي‌کند. عمق اين رابطه زماني مشخص مي‌شود که بدانيم افزايش رابطه فرد با خداوند مي‌تواند آثار و برکات خير را در جامعه رواج دهد و چون فرد عضوي از پيکر اجتماع است، به ميزاني که اين رابطه در سطح اجتماع نهادينه شود برکات آن بيشتر و نمايان‌تر خواهد شد و از سوي ديگر هر چه رابطه فرد با خداوند سست شده و گناه در زندگي او افزايش يابد، برکات از ميان مي‌رود و در صورتي که تداوم بر انجام گناه در جامعه رواج يابد، آثار سوء کاهش برکات و نزول بلايا بيشتر مشاهده مي‌شود و مصالح در جامعه از بين رفته و مفاسد جذب مي‌شود. در دين اسلام براي تمام دستورات و قوانين علتي بيان شده و اثر خير انجام آن به خوبي مشخص گرديده است.

انجام دستوراتي مانند نماز، روزه، حج، جهاد، عدالت، صبر، نيکي به پدر و مادر همه داراي نتايج سودمندي است که بهبود زندگي فرد را به همراه دارد و در مقابل گناه نيز به اقسام مختلفي تقسيم شده و براي هر کدام عقوبت خاصي در نظر گرفته شده است که همگي موجب از ميان رفتن برکات در زندگي خواهد شد. آن چنان که قران در سوره شوري اعمال بشر را مهم‌ترين دليل بروز حوادث برمي‌شمارد.
بحث از عقوبت گناه و آثار سوء آن در مباحث فراواني مورد بررسي قرار گرفته، اما سوال اين است که چرا در جامعه ما که کامل‌ترين دين يعني اسلام با کامل‌ترين نظام اخلاقي را دارا مي‌باشد و از کودکي به فرزندان می‌آموزد که انجام گناه حرام و موجب دور شدن فرد از خدا مي‌شود، قبح گناه چنان از ميان رفته که مانند کارهاي ساده روزمره به آن پرداخته مي‌شود، نه کسي به عقوبت آن توجهي مي‌کند و نه به رذيلت اخلاقي موجود در عمل انجام شده.
شکسته شدن قبح گناه در جامعه به اين معنا است که زشتي و بدي ناشي از عمل گناه از بين برود و براي مردم به امري عادي تبديل شود. از مهم‌ترين سفارشات دين اسلام ايجاد مانع به منظور جلوگيري از شکسته شدن قبح گناه است، بدين معنا که زشتي عمل همواره باقي بوده و مورد نهي اجتماع قرار بگيرد؛ چرا که پليدي گناه در نظر عامه مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگي‌ها، خود سد بزرگي در برابر فساد است و بديهي‌ترين نتيجه از بين رفتن قبح گناه، پديد آمدن بحران‌هاي مختلف در ابعاد گوناگون است که نه تنها فرد گناهکار بلکه تمام جامعه دامن گير آن خواهند شد.
به نظر مي‌رسد مهم‌ترين آسيبي که امروز متوجه جامعه ديني ما مي‌باشد و کمترين توجهي به آن مي‌شود از ميان رفتن زشتي و قبح گناه در عملکردهاي روزانه است. اين آسيب تنها متوجه بخش خاصي از اجتماع نيست، بلکه در تمام ابعاد فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و ... در بين اقشار مختلف جامعه کم و بيش به چشم مي‌آيد و همين امر گناه را به يک عادت روزمره در زندگي افراد تبديل کرده و وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف مي‌باشد. مهم‌ترين دلايلي که مي‌توان براي انتشار گناه در جامعه و شکسته شدن قبح آن بيان نمود عبارتند از:


- نشر و اشاعه فحشا در سطح جامعه که گناه را كوچك مي‌كند و آلودگي به آن را ساده مي‌نمايد.
- تکرار کردن عمل به صورت مداوم و به وجود آمدن احساس جسارت و جرات در افراد براي انجام عمل ناپسند به منظور بهره‌مندي از لذت زودگذر آن و تبديل شدن گناه به يک باور قلبی برای افراد.
- عدم مجازات صحيح در رابطه با فرد گناهکار و برابر انگاشته شدن فرد درست کار و بدکار که عاملي براي تشويق فرد براي تکرار عمل مي‌شود.

- بي توجه شدن افراد به ارزش‌هاي موجود در يک جامعه و نظام اخلاقي هستي.
- عدم آگاهي فرد از مجازات و عقوبت انجام گناه در دنيا و آخرت.
- تضعيف امر به معروف و نهي از منکر در جامعه و سکوت افراد در برابر انجام گناهان.
- عدم اقرار به گناه در پيشگاه خداوند و توبه که عاملي براي تکبر فرد و از بين رفتن خضوع و خشوع و تکرار گناه مي‌شود.
- همگاني شدن گناه در بين افراد که اين تصور را در افراد به وجود مي‌آورد که عمل مورد نظر از فهرست گناهان برچيده شده است.
- عدم تلاش براي تقويت باورهاي ديني، ارزش‌هاي اخلاقي و کارآمدي دين در عرصه‌هاي زندگي.
- کم توجهي به جايگاه علم اخلاق در جامعه و تاثير آن بر افزايش آگاهي نسل جوان در شناخت رذايل و فضايل اخلاقي.
- بيان گناه فرد توسط افراد مختلف و دهان به دهان شدن آن در اجتماع به جاي عيب پوشي و پنهان نمودن آن که به مرور زمان زشتي عمل را از بين برده و افراد ديگر را به انجام آن تحريک مي‌نمايد.
- دور شدن از اهل بيت و قرآن و غفلت از آموزه‌هاي آنان در رابطه با اعمال و رفتارهاي فردي و اجتماعي و ضعف ايمان.
- رسانه‌ها شامل فضاي مجازي، ماهواره و ... که مانند يک هم‌نشين بد به سادگي در وجود افراد رخنه کرده و تمايل به گناه را از طريق برنامه‌ها و تبليغات گوناگون در افراد افزايش مي‌دهند.
شايد اين موارد تنها بخشي از عوامل انتشار گناه در جامعه باشد، اما توجه به آن و ايجاد راهکار براي جلوگيري از آن مي‌تواند نويد بخش يک جامعه امن و عاري از گناه باشد.

یادداشت از اعظم شجاعی