چيزي نمانده که داعش بهطورکلي در عراق نابود شود؛ اما به نظر ميرسد اين کشور در آستانه جنگ ديگري است. تا همين چند وقت پيش، نيروهاي کرد و نيروهاي نظامي عراق در کنار يکديگر عليه دشمن مشترکي به نام داعش ميجنگيدند؛ حالا اما اين دو گروه نظامي رودرروي يکديگر قرار گرفتهاند. تنش ميان دو طرف پس از همهپرسي استقلال کردستان عراق آغاز شد و در روزهاي اخير، به اوج خود رسيده است. نزاع اينبار بر سر استان نفتخيز کرکوک است و لشكرکشي نيروهاي دولتي عراق و پيشمرگههاي کرد اقليم به اين شهر، همچنان ادامه دارد. به گزارش رويترز، فرماندهان کرد ضربالاجل تعيينشده دولت مرکزي براي عقبنشيني از تقاطع استراتژيک واقع در جنوب کرکوک را رد کردهاند. علي الحسيني، سخنگوي گروه حشدالشعبي (نيروهاي بسيج مردمي)، روز گذشته در گفتوگو با رويترز از پايان زمان ضربالاجل دادهشده به نيروهاي کرد خبر داد؛ اما درباره اقدام بعدي اين گروه توضيحي نداد. آنطور که اين مقام شبهنظامي به رويترز گفته، حشدالشعبي منتظر فرمان جديد است و انتظار نميرود تمديدي در کار باشد. بااينحال، برخي منابع انگليسيزبان از تمديد يکروزه اين ضربالاجل خبر دادهاند. يکي از فرماندهان پيشمرگهها هم گفته است آنها تمام تدابير لازم را در نظر گرفته و براي مقابله با «تحريکها» آمادگي دارند.
آنطور که يکي از مقامات ارشد اقليم کردستان روز شنبه گفته بود، دولت مرکزي عراق به پيشمرگههاي کرد فرصت داده بود تا ساعت دو بامداد روز يکشنبه بهوقت محلي، از مناطقي عقبنشينيکنند که در سه سال گذشته، در مبارزه با داعش بهدستآورده بودند. مقامهاي رسمي اقليم کردستان گفتهاند نيروهاي اين اقليم يکي از پايگاههاي هوايي مهم کرکوک و ميدان نفتي بايحسن، يکي از مهمترين ميدانهاي نفتي کرکوک را تحت کنترل دارند. گرچه بر اساس گزارشها، با پايان ضربالاجل، دو طرف با يکديگر درگير نشدهاند؛ اما به گفته يکي از ساکنان کرکوک، دهها جوان کرد با دردستداشتن سلاح در خيابانهاي کرکوک مستقر شدهاند تا در صورت حمله نيروهاي حشدالشعبي، آماده دفاع باشند. به گزارش الجزيره، دهها تانک و خودروي نظامي متعلق به ارتش عراق و گروه حشدالشعبي، در اطراف کرکوک و در فاصلهاي کم با نيروهاي کُرد، مستقر شدهاند. يک خبرنگار خبرگزاري فرانسه گزارش داده است خودروهاي زرهي حامل پرچم عراق را ديده است که در اطراف رودخانهاي در نزديکي کرکوک مستقر شده و پيشمرگهها نيز در پشت خاکريزها و بلوکهاي سيماني، سنگر گرفتهاند. مناطق نزديک کرکوک ازجمله مناطقي بودند که در اوج پيشرويهاي داعش به تصرف آن گروه درآمد؛ اما پيشمرگههاي کُـرد عملا کنترل شهر را در درست گرفتند.
توافق عراق و اربيل
همزمان با پايان ضربالاجل دولت عراق به نيروهاي نظامي کُرد، نشستي ميان رهبران کرد و رئيسجمهوري عراق در سليمانیه برگزار شد. بر اساس برخي گزارشها، نشست اعضاي دفترهاي سياسي دو حزب اتحاديه ميهني و دموکراتيک کردستان در سليمانيه که با حضور فؤاد معصوم و رئيس منطقه کردستان برگزار شد، به توافقي نهايي براي رفع تنش موجود در استان کرکوک منتهي شد. خبرگزاري فارس روز گذشته به نقل از يک منبع آگاه در حزب اتحاديه ميهني کردستان عراق، از توافق بغداد و اربيل بر پاياندادن به بحران کنوني ميان طرفين خبر داد. اين منبع که خواست نامش فاش نشود، درباره جزئيات اين توافق به پايگاه خبري «عينالعراق» گفت: توافق شد که استان کرکوک بهطور مشترک ميان بغداد و اربيل، اداره شود و استاندار کنوني اين استان که بهتازگی برکنار شده؛ اما حاضر به کنارهگيري از قدرت نبوده، با يکي از اعضاي حزب اتحاديه ميهني تغيير کند. اين منبع افزود: اداره ميدانهاي نفتي در کرکوک نيز مشترک خواهد بود و ارتش عراق نيز به پايگاههاي خود در کرکوک، پيش از اشغال آن از سوي داعش، بازميگردد. رئيسجمهور عراق از روز جمعه برای حل بحران ايجادشده ميان بغداد و اربيل و پيامدهاي آن در کرکوک، به سليمانيه رفته بود. بااينحال پايگاه خبري روداوو، نزديک به اقليم کردستان عراق، روايت ديگري از توافق روز گذشته دو طرف داشت. اين سايت خبري در گزارش خود نوشت: حزب اتحاديه ميهني کردستان و حزب دموکرات کردستان در اين نشست حاضر نشدهاند نتيجه همه پرسي اخير استقلال کردستان عراق را لغو کنند. مشاور ارشد مسعود بارزاني، رئيس اقليم کردستان عراق، هم روز گذشته در حساب توييتر خود نوشت: دو حزب در نشست خود هرگونه پيششرط را از سوي عراق براي آغاز مذاکرات رد کردهاند.
نام کرکوک در طول تاريخ عراق همواره با جنجال گره خورده است. به گفته وزارت نفت عراق، کرکوک روزانه 350هزار بشکه نفت توليد ميکند. نفت را يکي از عوامل مهم و حتي شايد مهمترين عامل کشتار و کوچ اجباري کردها از اين شهر در زمان صدام حسين ميدانند. پس از سقوط صدام حسين در سال 2003 و تدوين قانون اساسي جديد عراق، اقليم کردستان به صورت يک دولت فدرال درآمد؛ اما شهر کرکوک همچنان تحت کنترل دولت مرکزي عراق ماند. بااينحال، در ماده 140 قانون اساسي عراق ذکر شد که تا پايان سال 2007، رفراندومي در مناطق محل اختلاف کردها و عربها برگزارشود تا روشن شود که آيا اين مناطق بايد در چارچوب عراق باقي بمانند يا به اقليم کردستان بپيوندند؛ اما اين ماده قانون اساسي هيچگاه اجرا نشد. پس از حمله داعش به کرکوک در سال 2014، نيروهاي عراقي از اين شهر عقبنشيني کردند و پيشمرگههاي کرد توانستند پس از شکست داعش، کنترل اين شهر را در اختيار بگيرند. از آن زمان، کنترل اين شهر در اختيار اقليم کردستان عراق بوده و دولتمردان کُرد در اين سالها توانستند با همکاري ترکيه، نفت اين منطقه را به بازارهاي جهاني بفروشند. اکنون و پس از همهپرسي استقلال، دولت عراق ميگويد کردها بايد اين مناطق را بار ديگر به دولت مرکزي پس دهند.
چرا اسرائیل دست از حمایت اقلیم برنمیدارد
ترجمه: شاهرخ مصلحی
تاکنون اسرائیل تنها رژیمی بوده که از جدایی کردستان از عراق حمایت کرده است و سردمدارانش هم نتیجه همهپرسی 25 سپتامبر را
- که در آن اکثریت قاطع کردهای عراق رأی به جدایی از بغداد دادند – جشن گرفتهاند. شوروشوق اسرائیل در مورد استقلال کردستان، ارتباطی با دلسوزی این کشور برای کردها، چه در عراق و چه در نقاط دیگر ندارد، بلکه بیشتر به منافع ژئوپلیتیک اسرائیل برمیگردد. نکته جالب آن است که اسرائیل، رژیمی که خودش بر پایه اشغال نظامی و آپارتاید وحشیانه بنا شده و به این طریق هم حفظ میشود؛ مدافع آزادی کردها یا هر گروه دیگری از مردم در جهان باشد.
اسرائیل که صحبت از اجازه حق تعیین سرنوشت کردها میکند، آیا چنین اجازهای را به مردم فلسطین میدهد؟ ضمن آنکه این رژیم در گذشته از گروههای ارتشی و کودتاچی در آمریکای مرکزی، آمریکای جنوبی و نیز رژیم آپارتاید آفریقایجنوبی، حمایت فعالانه کرده است.
همانگونه که ذکر شد حمایت اسرائیل از استقلال کشور کردی فقط به دلایل ژئوپلیتیکی انجام میشود. اسرائیل به دنبال تضمین عرضه جریان نفت از منطقه خودمختار کردستان است اما از این مهمتر، دنبال ایجاد «موجودیتی» موافق با رژیم اسرائیل است که از بین جهان عرب میگذرد. نفت اقلیم برای اسرائیل مهم است زیرا 77 درصد از نیاز نفتی خود را از منطقه کردستان عراق تأمین میکند. به جز بحث انرژی، نکته بسیار مهم دیگر این است که سیاستمداران اسرائیلی براین باورند که کشور مستقل کردی میتواند جای پای محکم بالقوهای برای نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل باشد.
ایجاد کشور مستقل کردی در خاورمیانه، با همان طرح خاورمیانه 1982 «آدد ایون» که به دنبال تکهتکهکردن جهان عرب همگام با فرقهگرایی و قومگرایی بود کاملا منطبق است. حمایت اسرائیل از جدایی کردستان از عراق شک اعراب را برانگیخته است. آنها جانبداری اسرائیل از این استقلال را گام محکمی به سمت فروپاشی و تکهتکهشدن جهان عرب میبینند که میتواند موجب بروز درگیری و حتی جنگ شود. اسرائیل، کشور پیشِروی کُردی را به عنوان متحد غیرعرب بالقوه در منطقه در نظر گرفته؛ متحدی که به طور مستقیم از مسئله فلسطینیان اثر نمیپذیرد. اگر کمی به عقب یعنی زمان پیدایش اسرائیل برگردیم، میبینیم این رژیم از راهبرد «اتحاد محیطی» (یا پیرامونی) پیروی کرده است. این راهبرد به وسیله اولین نخستوزیر این رژیم، «دیوید بنگورین» نگاشته شده بود و هدف این استراتژی، تقویت روابط اسرائیل با حکومتهای غیرعرب مسلمان یا برخی گروهها در منطقه برای رفع انزوای رژیم صهیونیستی بود. براساس همین دکترین بود که اسرائیل چندین مرتبه با رهبر کردها مصطفی بارزانی - پدر رهبر فعلی کردها مسعود بارزانی_ تماس برقرار کرد اما با این همه اسرائیل نتوانست به جایی برسد و کردها نه حمایت جدی از تلآویو کردند و نه دشمنی با فلسطینیان نشان دادند.
صرفنظر از اهداف خود اسرائیل در نزدیکی به کردها، خودکامگی دولتهای عربی و ناکامی آنها در توجه کافی به حقوق این قوم هم دراین میان مؤثر بوده است. در نتیجه این عملکرد نادرست، نسل جدید کردها از جهان عرب دور شده و به آغوش اسرائیل رفتهاند. تکاندادن پرچم اسرائیل در زمان همهپرسی و شعارهایی همچون «ما اسرائیل دوم هستیم» همه نشان از تغییر فرهنگ سیاسی کردها و جدایی آشکار از گذشته دارند. همین جنگجویان کرد بودند که بعد از آموزش نظامی، در کنار اعضای سازمان آزادیبخش فلسطین در اواخر دهههای 60 و 70 و اوایل دهه 80 در بیروت میجنگیدند. مسئله دیگر ظهور داعش بود، زیرا بعد از اینکه عراق دچار موضوع داعش و خشونتهای فرقهای شد و این گروه تروریستی دست به جنایات مخوف زد، گسل جدیدی بین کردها و جهان عرب پدید آمد.
همیشه در میان اعراب و فلسطینیان اقلیت یهودی وجود داشته است اما صهیونیسم بخشی از «جنبش بومی» نبوده است. اذیت یهودیان تبدیل به عرف شده بود و در نیمه نخست قرن 20 هم برنامههایی برای مقابله با یهودیان در سراسر اروپا صورت میگرفت و در نتیجه این بود که صهیونیسم برای مورد توجه قراردادن چیزی که «پرسش یهودیان» نامیده میشد، در اروپا به وجود آمد. البته صهیونیسم پایانی برای تبعیض مقابل یهودیان اروپایی در نظر گرفته میشد و بعد آن به جنبشی استعمارگرایانه تبدیل شد و شروع به ایجاد سرزمین یهودی در فلسطین از طریق تصاحب زمینها و محرومکردن مردم فلسطین از مالکیتشان کرد.
اعراب اکنون تحت فشار بین دوراهی حمایت از حقوق کردها برای حق تعیین سرنوشت از یک سو و مقاومت در برابر تلاش اسرائیل برای مسلطشدن در کردستان عراق از سوی دیگر هستند. برای این مشکل پاسخ راحتی وجود ندارد اما باید به مردم کرد پیامی فرستاده شود که ما از حقوق آنها برای تعیین سرنوشت خود از طریق افزایش ارتباطات میان کردها و احزاب سیاسی عرب، جوامع مدنی و روشنفکران حمایت میکنیم. نه از دید اخلاقی و نه از منظر راهبردی به صلاحمان نیست که با کردستان روابطمان را قطع کنیم. باید از مسعود بارزانی و صحبتهایی که در مورد فساد او میشود عبور و به مردم کرد توجه کرد. از این نکته نیز نباید غافل شد که بسیاری از رهبران عرب فرقی با بارزانی ندارند و ناکامیهای بارزانی نباید اهمیت مردم کرد را در منطقه از بین ببرد. قرنهاست که فرهنگ مردم کرد جهان عرب را غنی کرده و بر آن اثر گذاشته است. مقابله با طرحهای مخرب اسرائیل در منطقه مهم است اما تبدیل کردها به دشمن جهان عرب، فقط به این دلیل که به دنبال تعیین سرنوشت خود هستند اشتباه و بهاصطلاح «شکستدادن خود» است. گرچه برخی کردها از عبارت «کردستان، اسرائیل دوم است» استفاده کردهاند اما ما نباید آن را تکرار کنیم. کردستان اسرائیل جدید نیست و هرگز نخواهد بود.
منبع: الجزیره
∎