انتشار خاطراتی که ممکن است برای مردم جذاب باشد این روزها یکی از دغدغههایم شده است.در این نوشتار دوست دارم در مورد اتفاقات سینما«اخبار» صحبت کنم.بنده به دلیل اینکه در سعدی و لاله زار به دنیا آمده بودم، دوتا همکلاسی داشتم که با یکدیگر برادر بودند. پاساژی در لالهزار پایین تئاتر پارس قرار دارد که پدر آنها در انتهای این پاساژ کفاشی داشت. یک سینما هم ته همین پاساژ به نام سینما اخبار وجود داشت. این سینما را فقط پنج شنبهها و جمعهها باز میکردند.خاطرم است یک بلندگو میگذاشتند جلوی پاساژ و صدای فیلم را به آن وصل میکردند تا مردم در حین عبورکردن صدای آن را بشنوند و بدین ترتیب برای فیلم تبلیغی صورت بگیرد زیرا سینما در انتهای پاساژ بود و دیده نمیشد.در آن زمان بنده کمسن و سال بودم و اغلب با این دو همکلاسی به آنجا میرفتیم و من ادای گویندهها را در میآوردم.یک روز صاحب آن سینما صدایم را شنید و از آن خوشش آمد و از بنده خواست که به سینما بروم و کنار گیشه بنشینم.سپس میکروفون را به بلندگو وصل کرد و آن را دستم داد تا با صدای خودم فیلم را تبلیغ کنم.اگر درست خاطرم باشد اولین فیلمی که تبلیغ آن را کردم«تارزان» بود و این خاطره اولین گویندگی رسمی من است و کمکم به دورانی رسیدم که با آقایی به نام«پرویز بهادر» که عمرشان طولانی باد، آشنا و از طریق ایشان با هنر دوبله آشنا شدم.شاید امروز ایشان دیگر بنده را به خاطر نیاورد اما باعث شدند که من با افراد زیادی که بعدها از طریق آنها بیشتر وارد کار شدم، آشنا شوم.ایشان برنامه نمایشی داشت که ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱ پخش میشد و برنامهای برای کارگران بود.انتهای این برنامه قسمتی نمایشی داشت که ایشان کارگردان آن نمایشها بودند و بنده را برای صداگذاری در همین نمایشها به رادیو برد. بعدا ایشان از من خواست که تست صدا بدهم و وارد گویندگی حرفهای و دوبلاژ شوم. یادم است که روزی که برای تست صدا به رادیو در میدان ارگ رفتم حدود ۱۰ نفر بودیم و افرادی که از ما امتحان میگرفتند آقایان«تقی روحانی»، «صادق بهرامی» و «نصرت ا... محتشم» بودند.هرگز فراموش نمیکنم که تقی روحانی و محتشم صدایی داشتند که وقتی صحبت میکردند آدم تنش مثل بید میلرزید! محتشم در فیلم «فاتح» به جای«جان وین» صحبت کرده بود، تقی روحانی گوینده اخبار رادیو بود و صدایی پرطنین داشت که متاسفانه چندی پیش فوت کردند.حالا در نظر بگیرید که ما باید جلوی این اساتید امتحان میدادیم! به هرحال با کش و قوسهای فراوان این شانس را داشتم که میان شرکت کنندگان نفر اول شده و وارد رادیو شوم.از همان ابتدا هم به بنده گفتند که صدایم برای کارهای نمایشی خوب است اما چون از سربازی معاف شده بودم نتوانستم استخدام رادیو شوم.به همین دلیل به صورت پروژهای و برنامهای در بخش نمایش رادیو حضور داشتم که حضور مستمری نبود و در آن زمان بیشتر همراه آقای«بهادر» کار دوبله در استودیوهای مختلف انجام دادم و خدا را شکر تا به امروز در این کار ماندگار شدم.
* گوینده و دوبلور
∎