شناسهٔ خبر: 14931463 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

تعیین‌تکلیف با هولوکاست

صاحب‌خبر -

درباره «دعوای تاریخ‌نگاران» بر سر مسئله «تفسیر هولوکاست» - واقعه‌ای که چند دهه بعد از وقوع، همچنان مسئله‌ای مورد‌بحث و اختلاف است - منابع چندانی به زبان فارسی وجود ندارد. پیش از این در کتاب «یورگن هابرماس، نقد در حوزه عمومی» نوشته رابرت هولاب و ترجمه حسین بشیریه به «مباحثه تاریخ‌نویسان» اشاراتی مختصر شده بود. کتاب «آشوویتس یکتا؟» که در سال 2011 منتشر و به‌تازگی به فارسی ترجمه شده به این بزرگ‌ترین دعوای نظری آلمان در دوران پس از جنگ جهانی دوم از زاویه‌های گوناگون مثل شرح تاریخی ماوقع و مباحثات درگرفته در میان دو طرف دعوا پرداخته می‌شود. برودکرب پس از 25 سال که از شروع «دعوای تاریخ‌نگاران» گذشته، به سراغ بازیگران و سخنگویان اصلی این مناقشه رفته و مجموعه‌ای از مقالات و مصاحبه‌ها را پیرامون این واقعه جمع‌آوری کرده است. مصاحبه برودکرب با ارنست نولته که در سال 2009 انجام گرفته در کتاب آمده، اما هابرماس با انجام گفت‌و‌گو موافقت نکرده که باعث نگارش متنی با عنوان «دفاع از هابرماس در برابر هابرماس!» توسط برودکرب شده. این متن به‌عنوان مقدمه کتاب به چشم می‌آید: «با وجود آنکه دعوای تاریخ‌نگاران چه‌بسا آخرین رویداد بزرگ درون آلمانی در جامعه اندیشمندان آلمان بود و با وجود آنکه بیش از همه نولته و هابرماس با مواضعی آشتی‌ناپذیر در برابر یکدیگر ایستاده بودند و ایستاده‌اند تا همین امروز حتی یک‌بار پیش نیامده که پیرامون پرسش‌های مورد مناقشه در جریان دعوای تاریخ‌نگاران گفت‌وگویی صورت گرفته باشد؛ حتی در قالب خصوصی. اما آیا وضعیت برای همیشه باید به همین منوال باقی بماند؟».
خودداری و مخالفت صریح هابرماس با انتشار نامه‌هایش یا هرگونه نقل‌قولی از او در این کتاب، برودکرب را وادار به نوشتن این مقدمه انتقادی در مورد نظریه هابرماس می‌کند که به زعم او، مبدعش خود به آن پایبند نیست و در ضمن آن تلاش می‌کند دلیل نزدیکی موضع خود به رویکرد نولته را توضیح دهد. از نظر او گفت‌وگو‌گریز بودن مبدع نظریه کنش ارتباطی و هوادار اجبار بدون اجبار «برهان برتر» مسئله‌ اصلا بی‌اهمیتی نیست و به زعم او، رفتار هابرماس با نظریه‌اش در تضاد است. در چند مقاله دیگر به‌ویژه مقاله اگون فلیگ و مقاله پایانی کتاب به قلم خود برودکرب نقدهای نظری دیگری نیز بر هابرماس وارد می‌شود. از نظر او شرح تاریخی ماجرا تنها روبنای دعوای تاریخ‌نگاران است و در زیر این روبنا مناقشه‌ای بسیار بزرگ‌تر و نزاعی فلسفی، سیاسی و فرهنگی به صورت چند‌لایه در جریان است. دو جناحی که در دعوای تاریخ‌نگاران با یکدیگر درگیر شدند از چندین جهت با یکدیگر در تضاد بودند و در این مناقشه برخوردی بزرگ میان آنها رخ داد. این تضادها عبارت بودند از: اختلاف سیاسی میان جناح چپ و راست، اختلاف در نگرش نسبت به تاریخ و سیاست‌گذاری در امر تاریخ، اختلاف بر سر هویت ملی، اختلاف در شناخت‌شناسی و نظریه علمی و... . از نظر او پاسخ به این پرسش که آیا آشوویتس یکتا هست یا نه، ‌بدون نظریه‌ای اخلاقی با شالوده‌بندی انسان‌شناختی و ‌بدون «تصویری از انسان» مطلقا ناممکن است.