کودتاستیزان علیه کودتاگران
افشين غلامي: بسیار ساده خواهد بود که با وجود جمیع شکافهای سیاسی و فکری و نظامی و سابقه حضور نظامیان و وقایعی اینچنینی، کودتا را سناریو خواند. قویا باید گفت کودتای نظامی ترکیه، کودتا بود؛ اما چگونگی و نحوه اجرای کودتا به شرایط نوین ترکیه و نقش رسانههای جمعی مربوط میشود.
این کودتاستیزی علیه کودتاگری، خیلی فراتر از یک خیمهشببازی کودکانه به نظر میرسد. گذارههای کودتا و سیگنالهایی که از این ماجرا و نحوه عمل کودتا به دستگاه تجزیه و تحلیل سیاسی میرسد، حاکی از یک کودتای نظامی تمامعیار است؛ اما بدون محاسبه نقش مردم به عنوان آنتیکودتاست. نباید فراموش کرد طیفبندی و صفبندیهای سیاسی و عقیدتی چندگانهای در هرم قدرت ترکیه وجود دارند و بینشهای فکری مخالف با حضور جریان اسلامگرایی در قدرت، همواره در زمینه سیاسی این کشور بخشی از مصادر متنوع حاکمیتی را در اختیار گرفتهاند؛ بنابراین هنوز لایههای لایتیسه ترکیه مخالف سیستم اسلامگرای امروز این کشور هستند. این تخالف و چندگانگی عقیدتی را دستکم از کودتای 1961 تا امروز در تاریخ معاصر ترکیه به روشنی میتوان دریافت.
اما دلایل شکست کودتا بیشتر به جنگ رسانهای و استفاده از فضای مجازی که دولت آک پارتی بهخوبی از آن استفاده کرد، برمیگردد. دولت بنعلي ییلدريم و رئیسجمهوری اردوغان به عنوان ابرقهرمان این منازعه به نحو احسن توانستند طرفداران خود را که 52 درصد رأی قاطع به این حزب داده بودند، اللهاکبرگویان به خیابانها بیاورند و با انتشار آنلاین پیام ضدکودتایی رهبران کشورهای مختلف، هرآنچه کودتاگران و همپیمانانشان رشته کرده بودند، پنبه کنند.
اما دستاوردهای این کودتا برای نیروهای سیاسی-اجتماعی اسلامگرا در داخل و خارج از ترکیه بسیار خواهد بود و فضای چندقطبی ترکیه را بحرانیتر از گذشته خواهد کرد. ترکیه دیگر دوران طلایی اقتصاد شانزدهمی جهانی و صنعت توریست پایدار را حداقل بهزودی نمیتواند به دوره قبل بازگرداند و بلوکهای قدرت با صفبندی حداقل نهانی فراوانتر از پیش به سوی گسل سیاسی با دولت پیش خواهند رفت.اما ادوغان برخلاف نظر برخی تحلیلگران به سمت سلطنتی بلامنازع حرکت نخواهد کرد؛ چراکه شکافها بیشتر از پیش شده و بهاجراگذاشتن هر قانون جدیدی بدون رضایت بلوکهای قدرت منجر به کشمکشی طولانی میشود و با اضافهشدن برخی از لایههای قدرتمند ارتش به صف مخالفان جدی دولت به موازات تحرکات حزب کارگران کردستان، اردوغان در تنگنای سیاسی گیر خواهد افتاد.
اردوغان مطمئنا در چند روز آینده تمام تلاش خود را خواهد کرد تا به تسویه حساب و پاکسازی ارتش و دیگر جریانهای نظامی و سیاسی بپردازد و به یکهتاز عرصه سیاست آشفته ترکیه تبدیل شود. این کودتا میتواند آغازی بر مرگ دموکراسی لیبرال ترکیه یا آغازی برای خودکشی سیاسی اردوغان باشد. پیشبینی این است که با تقابل و سنگربندی سیاسی که پس از کودتا به وجود میآید، روند «پاکستانیزهشدن سیاسی» ترکیه عملا با تقابل کودتاگران و کودتاستیزان کلید بخورد.
اردوغان و یک برد پوپولیستی جدید
بهزاد ساسانیان: از نزدیک شاهد اتفاقات دیروز و امروز کودتا در استانبول بودم. این سناریو چنان مبتدیانه طراحی شده بود که گویا تنها هدف آن نابودی مخالفان دولت در ارتش و تبدیل اردوغان به یک اسطوره و بلندآوازهکردن ایشان در حد آتاتورک بود؛ آرزوی دیرینهای که این سیاستمدار جاهطلب و پوپولیست همیشه در سر داشته و دارد. کمشماربودن کودتاگران برای یک حرکت عظیم و جدی، بیبرنامگی، نداشتن انگیزه برای ایجاد یک تحول بزرگ برایم بسیار عجیب بود؛ گویا ارتش برای رژه و ساندیدن به خیابانهای استانبول آمده بود. اردوغان از طریق تلفنهای همراه برای مردم پیام میداد که به خیابانها بیایید و کودتاگران از پیشبینی این حرکت نیز عاجز بودند و این پیامها حتما به دست خود آنها نیز میرسید. سناریو برای کودتاچیها بسیار ضعیف نوشته شده بود و پیشبینی بدیهیترین اتفاقات را هم نکرده بودند. آنها به علت ناتوانی نتوانسته بودند تلفنهای همراه و اینترنت را از کار بیندازند؛ ترفندهای سادهای که هماکنون در مواقع حساس در تمام کشورها به اجرا درمیآید. مردم در حال ارسال فیلم و عکس و پیامک و گزارش اوضاع و تحولات به اقصانقاط جهان بودند؛ شاید قبل از کودتا کسی این موارد را به آنان یادآوری نکرده بود.
مبادیهای ورودی و خروجی به مراکز حساس باز بود و عکسالعمل جدی از کودتاگران دیده نمیشد.
عجیبتر اینکه این کودتای ناشیانه توسط ارتشي انجام شد که در پرونده خود تجربه چندین کودتای موفق را دارد.