نگذاشتند با پیراهن آبی خداحافظی کنم!
نکونام کفش هایش را آویخت
صاحبخبر - جواد نکونام بعد از 17 سال حضور در دنیای حرفهای فوتبال سرانجام در 35 سالگی کفشهایش را آویخت تا قصه آخرین ستاره نسل طلایی دهه 80 فوتبال ایران هم در مستطیل سبز بسر برسد. هر چند که گفته میشد نکونام برای حضور در لیگ شانزدهم برنامههایی داشت اما به نظر میرسد عدم تمایل تیمهای لیگ برتری برای امضای قرارداد با کاپیتان تیم ملی باعث شده تا او تصمیم به خداحافظی از دنیای فوتبال بگیرد. نکونام در سال 1377 با پاس تهران به فوتبال ایران معرفی شد و بعد از 7 فصل حضور در این تیم با امضای قرارداد یک میلیون دلاری به الوحده امارات پیوست. او در مجموع ۱۸۷ بار پیراهن تیم پاس را برتن کرد و ۴۹ گل هم برای تیمش به ثمر رساند. بعد از حضوری کوتاه در فوتبال امارات عملکرد نکونام در جامجهانی ۲۰۰۶ آلمان باعث شد تا بار دیگر تیمهای اروپایی از جمله باشگاه فوتبال هرتابرلین آلمان خواهان به خدمت گرفتن وی باشند اما در نهایت وی با قراردادی ۲ ساله به باشگاه فوتبال اوساسونای اسپانیا پیوست و به مدت 4 سال یکی از بهترین لژیونرهای فوتبال ایران در فوتبال اروپا بود. بعد از حضوری موفق در اوساسونا نکونام به ایران بازگشت و 2 فصل پیراهن استقلال را بر تن کرد. 3 سال پایانی فوتبال کاپیتان سابق تیم ملی در تیمهای الکویت، سایپا و العربی سپری شد. جواد نکونام نخستین بار در بازیهای قهرمانی فوتبال غرب آسیا ۲۰۰۰ مقابل سوریه پیراهن تیم ملی را بر تن کرد و پس از 4 سال حضور در تیم ملی در بازیهای قهرمانی فوتبال غرب آسیا ۲۰۰۴ مقابل لبنان اولین گل ملی خود را به ثمر رساند. نکو با انجام ۱۴۸ بازی ملی پس از علی دایی بیشترین بازی ملی را در کارنامه دارد و پس از علی دایی و کریم باقری به صورت مشترک با علی کریمی با ۳۸ گل زده سومین گلزن برتر تاریخ فوتبال ایران است. در ادامه بخشی از نامه خداحافظی نکونام را میخوانیم. به نام خداوند بخشاینده مهربان بله... جمعه دلگیر است و مخصوصا عصر جمعه و براى من از این به بعد جمعهها دلگیرتر خواهد بود. بچه که بودم وقتی میگفتند کفشهایش را آویخت فکر میکردم باید کفشهایم را از جایی آویزان کنم ولی بعدها فهمیدم که با آویزان کردن کفش خیلی از آرزوهایت هم آویخته خواهد شد. ساعت از حول و حوش 2 بامداد گذر کرده... . به دور از هیاهوی شهر و تمام سالهای حضور روی زمین چمن به این فکر میکنم که قصه فوتبالم قرار است 25 تیرماه سال 95 به پایان برسد. این یک پایان همیشگی نیست. من خیلی زود باید به دنیاى جدیدى در کار حرفهاى پا بگذارم و باز هم به فوتبال بازمیگردم. برای هیچ فوتبالیستی شیرینتر از این نیست که با پیراهن تیم محبوبش خداحافظی کند ولی افسوس که نگذاشتند. با تمام احترامی که برای باشگاه سایپا قایلم دوست نداشتم فوتبالم را در ایران با پیراهنی جز استقلال تمام کنم و سرانجام چیزی که همیشه حدسش را میزدم رخ داد؛ خداحافظی نکردن با پیراهن آبی. باید از تمام هوادارانی که در این سالها از من حمایت کردند و همیشه یاورم بودند، تشکر ویژهای کنم چون جواد نکونام بدون آنها هیچ بود؛ به ویژه استقلالیهای عزیز که خود من در کودکی و نوجوانی عضوی از آنها بودم و روی همان سکوها تیم محبوبم را تشویق میکردم. از تکتک هواداران فوتبال ایران تشکر میکنم. هیچ هواداری در طول فوتبالم به من بیاحترامی نکرد و این برایم یک دنیا ارزش دارد. ممنون تبریزیها، اصفهانیها، مشهدیها، شیرازیها، تهرانیها و ممنون تمام مردم خوب ایران هستم. اگر چیزی گفتم که ذهن هر یک از آنها را آزرد، ببخشند و حلالم کنند.∎