ليديا خسروي
1- انگشت اتهام به سوي دلبوسکه و فرناندو ميرو
هنگامي که در سال 2008 دلبوسکه براي اولين بار سرمربي تيمملي اسپانيا شد کاسياس نيمه شوخي دلبوسکه و مدير ورزشي وقت فدراسيون فوتبال اسپانيا يعني فرناندو ميرو را متهم ميکرد که اين دو باعث نيمکتنشيني وي در رئال مادريد در فصل 2002 – 2001 به نفع سزار هستند. دلبوسکه اين مصاحبههاي کاسياس را به حساب حس شوخطبعي او گذاشت اما در عين حال ناراحت هم شد.
2- کاسياس درست فکر ميکرد
کاسياس قبل از شروع همين يورو و در اوايل مارس 2016 مدعي شد نشانههايي وجود دارد که ميگويد کادر فني اسپانيا به دخهآ قول دادهاند در اين يورو او درون دروازه تيمملي اسپانيا ميايستد. ايکر به خوبي دلبوسکه را ميشناسد، از 9 سالگي و روزهايي که هنوز بچه بود و با دوچرخه و يا پدر و مادرش به مجموعه تمريني رئال مادريد در شمال مادريد ميرفت. او با نحوه کار دلبوسکه به خوبي آشناست. دو روز قبل از مسابقه اول اسپانيا در برابر چک شک و ترديدهاي او تاييد شد و بعد از 167 بازي ملي که در بسياري از آنها به عنوان کاپيتان وارد زمين شده بود حداقل انتظار او از دلبوسکه اين بود که با او حرف بزند و بعضي چيزها را توضيح بدهد مثل خيلي از مربيان ديگر اما دلبوسکه هيچ حرفي نزد و تصميمش را در جلسه فني تيم اعلام کرد. از آن روز به بعد کاسياس با کادر فني تيم قهر کرد اما شکايتي نکرد. حتي زماني که در مسابقه سوم با کرواسي هم ناديده گرفته شد در حالي که صعود تيم به دور بعد قطعي شده بود. چون دلبوسکه معمولا عادت دارد در اين جور مواقع دروازهبانهاي ذخيره را به ميدان ميفرستد.
3- بي محلي پيکه به کاسياس
رفتارهاي کاسياس در برابر جمع هميشه بيعيب و نقص بوده و نگرش و رفتار او روي نيمکت ذخيرهها واقعا سرزنش نکردني است. بعد از شکست در برابر کرواسي در حالي که خيليها دخهآ را مقصر اين شکست ميدانستند او در مرکز زمين دروازهبان منچستر يونايتد را در آغوش گرفت و حتي سعي کرد ژرارد پيکه را تحريک کند تا تماشاگران اسپانيا را تشويق کند در حالي که پيکه کاملا او را ناديده گرفت و تحويلش نگرفت. در اردوي تيم هم خيلي اتفاقات ديگر افتاد و کاسياس در اين مدت با دلبوسکه و دو دستيارش حرف نزد و قهر بود و تنها از طريق مربي دروازهبانها ارتباط برقرار ميکرد.
4- سکوت دلبوسکه
دلبوسکه اعتقاد دارد نيازي به اين ندارد که تصميماتش را براي بازيکنان توضيح بدهد و توجيه کند حتي اگر آن بازيکن در ترکيب تيم حضور داشته باشد. از نظر دلبوسکه يک بازيکن هيچ وقت نمي تواند علت تصميم او براي نيمکتنشيني را درک کند. خود او هم زماني که در جامجهاني 1978 توسط کوبالا از تيمملي اسپانيا خط خورد همين وضعيت را داشت . علاوه بر اين دلبوسکه ذاتا آدم کم حرفي است و با کلمات و حرف زدن مشکل دارد و اين عادت او در رفتار با کاسياس نيز فرقي نکرد و تنها با او يک مکالمه کمتر از يک دقيقه اي انجام داد که در آن سعي ميکرد رابطهاي را که قبلا نابود شده بود نجات بدهد. موفق ترين کاپيتان تيمملي اسپانيا احساس ميکند او لياقت بيشتري داشت و انتظار داشت با او محترمانه تر رفتار ميکردند.
5- روابط کاسياس با ماريا
هر گاه که تيم سفر ميکند ماريا خوزه کلارامونت مدير و سرپرست تيم در کنار کاسياس در رديف دوم صندليهاي هواپيما مينشيند يعني دقيقا پشت سر دلبوسکه و گرنده. ماريا ارتباط فوقالعاده خوبي با خيلي ديگر از بازيکنان بزرگ اسپانيا نظير راموس دارد چيزي که اعضاي کادر فني همواره از آن ناراحت و ناراضي بوده اند! يک روز دلبوسکه نارضايتي خود از ماريا را در مصاحبه با روزنامه AS اينگونه نشان داد: او زياد با بازيکنان حرف ميزند.
6- پرده نهايي با حضور پادشاه اسپانيا
فدراسيون فوتبال اسپانيا قصد داشت مراسمي به افتخار دلبوسکه و کاسياس برگزار کند براي مربي به خاطر بازنشستگي اش و کاسياس به خاطر 167 بازي ملي و رکوردي که نه تنها در اسپانيا بلکه در قاره اروپا بينظير است.
اما به خاطر روابط سرد اين دو فعلا اين مراسم کنسل شده است. قرار بود خوان کارلوس پادشاه سابق اسپانيا نيز به اين مراسم دعوت شود تا به عنوان ميانجي اين دو را با هم آشتي بدهد!
∎