هاتف عليمرداني کارگردان فيلم سينمايي «هفت ماهگي» معتقد است اين فيلم هيچ قهرماني ندارد و او به عنوان فيلمساز مخاطب عام برايش خيلي مهم است.
فيلم سينمايي «هفت ماهگي» ششمين فيلم بلند سينماييهاتف عليمرداني است که در بخش سوداي سيمرغ سي و چهارمين جشنواره فيلم فجر و در سومين روز از اين جشنواره يعني 14 بهمن ماه در ساعت 21 در برج ميلاد به نمايش گذاشته شد. اين فيلم سينمايي نيز مانند ديگر کارهاي عليمرداني در ژانر اجتماعي ساخته شده است و مشکلات و معضلات يک خانواده در جامعه امروزي را به نمايش ميگذارد. «هفت ماهگي» داستان دو خانواده و روابط ميان آنها است و مسايل اجتماعي اين دو خانواده را به تصوير ميکشد و در آن بازيگراني چون فرشته صدرعرفايي، باران کوثري، حامد بهداد، پگاه آهنگراني، احمد مهرانفر،هانيه توسلي، محمدرضا عليمرداني و رضا بهبودي حضور دارند. به گزارش مهر، اين کارگردان سينما معتقد است براي به تصوير کشيدن يک فيلم با موضوع اجتماعي نيازمند بوميسازي فضاي فيلم هستيم و به همين دليل در اين فيلم نيز سعي کرده يکي از معضلات جامعه امروز که به سمت مدرنيته در حال حرکت است، در فضاي يک خانواده نشان دهد.
در بخشي از مصاحبه با اين کارگردان چنين آمده است:
خير. براي توضيح اين سوال بايد بگويم ما در فضاي سينما ميتوانيم قصههاي مختلفي را تعريف کنيم و قهرمانهاي قصه گاهي پيروز و گاهي شکست ميخورند. در سينماي امروز قهرمانهايي که ما آنها را بسيار دوست داريم به راحتي و با تصميم کارگردان در فيلم کشته ميشوند و محوريت داستان به سمت شخصيت ديگري ميرود. اگر در ابتداي «هفت ماهگي» به يکي از شخصيتها پرداخته ميشود و سعي در معرفي اين شخصيت براي مخاطب وجود دارد، به اين معنا نيست که قرار است اين شخصيت تا آخر داستان با ما باشد. البته اين را هم نبايد فراموش کرد که تاثير شخصيت زن باردار تا آخر داستان با فيلم همراه است و نميتوان اين تاثير را ناديده گرفت.
البته اين را هم بايد بگويم که فيلم سينمايي «هفت ماهگي» هيچ قهرماني ندارد و بيشتر يک زندگي را به تصوير کشيده است و ميتوان گفت با اين فيلم يک پرانتزي در يک زندگي باز کرده ام. در اين فيلم مانند يک زندگي واقعي آدمها وارد و خارج ميشوند و تنها تاثير آنها را در قصه و تا پايان فيلم حس ميکنيم. در واقع آن بار دراماتيکي که يک شخصيت با خود وارد قصه ميکند باعث ساخت فضايي در فيلم ميشود که براساس آن ميتوان قصه مورد نظر را تعريف کرد.
فيلمهايي که من دوست دارم معمولا همراه با خرده پيرنگهايي است که در حاشيه قصه تعريف ميشوند و معمولا فيلمهاي خودم نيز از چنين خرده پيرنگهايي برخوردار است. در «هفت ماهگي» نيز ملاک اصلي ما قصهاي است که در حال شکل گرفتن است و شخصيتها در اين فيلم تنها براي شکل گرفتن قصه وارد و خارج ميشوند.
«هفت ماهگي» يک فيلم کاملا زنانه است و من هم براي به تصوير کشيدن چنين فضايي سعي کردم که فضا و شخصيتها را کاملا شهودي بنويسم. در واقع ما به ازاي شخصيتهايي که در فيلمهاي من ديده ميشود، کپي شده از دنياي واقعي است و به همين دلي سعي کرده ام ما به ازاي شخصيتي را که ميخواهم در دنياي واقعي پيدا کنم، با او وارد گفتگو شوم و حتي شرايطي را فراهم کنم که بازيگر مورد نظر نيز با اين شخصيت آشنا شود و در تعامل اين شخصيتها است قصه اصلي فيلم من رقم ميخورد.
قبل از هر چيز بايد بگويم که يک تشابهي بين دو فيلم «کوچه بي نام» و «هفت ماهگي» وجود دارد، اين تشابه در شخصيتهايي است که باران کوثري در «کوچه بينام» و پگاه آهنگراني در «هفت ماهگي» بازي کردهاند. خانوادهاي که در «هفت ماهگي» تعريف شده است يک خانواده تازه به دوران رسيده است، خانوادهاي که ميخواهد رنگ و بوي سنت را از خود پاک کند و بدون توجه به انسانيت از سنت به مدرنيسم کشيده شدهاند. در عين حال که بي هويتي اين آدمها را در فيلم ميبينيم اما در «کوچه بي نام» شخصيتي به نام حاج مهدي وجود دارد که يک مرد استوار است و در يک خط درست قدم برميدارد و درست فکر ميکند و درست ميبينيد. در «کوچه بي نام» ما خانواده سنتي را ميبينيم که بچهاي دارند که ميخواهد خود را نسبت به جامعه متحول کند اما در «هفت ماهگي» ما خانواده اي را ميبينيم که اسير مدرنيسم شدهاند، خانوادهاي که خواسته اند خود را تغيير دهند و به اصطلاح تازه به دوران رسيده هستند، البته تازه به دوران رسيده در اين فيلم به معناي بد بودن نيست.
با توجه به اينکه حرف اصلي «هفت ماهگي» اين است که زندگي به سرعت در حال تغيير است و خيلي زود همه چيز تغيير ميکند و بايد قدر لحظههاي خود را بدانيم، در کنار آن به بي هويتي آدمهايي اشاره ميکند که بدون اينکه خود بدانند در حال تغيير هستند.
∎