همايون بهزادي در روزگار جواني در مقابل ورزشگاه امجديه (شهيد شيرودي) روي دوش مردم قرار ميگرفت و طرفداران او را بر دست و شانههايشان ميبردند. مرحوم بهزادي نقش بسزا و تاثيرگذاري در صعود تيم ملي ما به مسابقات المپيك 1964 كه نخستين حضور ما در يك مسابقات جهاني درجه اول بود، داشت. اما امروز كه او ديگر نيست من بايد درباره او از چه بگويم و بنويسم؟ ايشان بيش از 10 بار در آيسييو و سيسييو بستري شدند، از نظر مالي تحت فشار بودند، مدام از پرديس به كرج و مناطق ديگر به دنبال خانه استيجاري بودند و اينها دل انسان را به درد ميآورد. دي ماه براي ما، ماهي سياه بود. در اين ماه آقاي اينانلو را از دست داديم، رضا احدي را همين هفته گذشته از دست داديم، روز گذشته همايون بهزادي نيز از ميان ما رفت و تنها غم و درد و آه افسوس برايمان به جا ماند. زماني كه به مراسم ختم رضا احدي رفتم، قاب عكسی از ايشان بود كه روي آن نوشته شده بود «زمستان، فصل سرد و هجرت است». آيا يك بازيكن سابق فوتبال بايد در سن 53 سالگي از ميان ما برود؟ حال براي اين عزيزان تازه از دست رفته مراسم ختم ميگيريم و عدهاي ميآيند كه در زمان حيات اين بزرگواران هيچ توجهي به آنها نداشتهاند، سوال من اينجاست، با چه رويي به اين مراسم آمدهايد؟ اصلا چرا آمدهايد؟ آيا در اين خوان گسترده فوتبال كه ميلياردها تومان پول هر سال خرج ميشود، همايون بهزادي و رضا احديها سهمي ندارند؟! حال به مراسم آنها آمدهايد كه چه بگوييد؟ همايون بهزادي در دو دهه پاياني عمر خود درد و رنج فراواني را تحمل كرد، اما درد اصلي او بيمارياش نبود، بيتوجهي افرادي بود كه به اصطلاح مسئول و متولي ورزش كشور هستند. اين چه وضعيت دردناكي است؟ همايون بهزادي همان كسي بود كه در زماني كه بازيكن بود، صدها نفر دور او حلقه ميزدند تا عكس و امضاي يادگاري بگيرند. آن زمان شما كجا بوديد كه چنين بيتوجه به اين سرمايههاي گرانبها كار خود را انجام ميدهيد؟ همايون بهزادي را كملطفيها و بيتوجهيهاي ما از بين برد، رضا احدي را تنهايي از پاي درآورد. اينها رفتند تا يك بار ديگر بگوييم در حق آنها كم گذاشتهايم، آنها را نديدهايم. امروز وحيد قليچ دروازهبان بزرگ باشگاه پرسپوليس و تيم ملي دچار بيماري است و از نظر مالي مشكل دارد، چه كسي به داد او ميرسد؟ بنده اسم اين افراد را ميبرم تا شايد مسئولان تكان بخورند، كه اي كاش از امروز رويكردمان در قبال پيشكسوتان فوتبال تغيير كند. بنده در پايان ضمن عرض تسليت به خانوادههاي بهزادي، احدي و تمام جماعت ورزش كشور، وصيت ميكنم كه اگر روزي فرجام بنده رسيد، هيچگونه مراسم ختمي برايم گرفته نشود، زيرا نميخواهم هيچكدام از اين آقايان در مراسم ختم بنده حضور داشته باشند. اين آرزوي قلبي من است.
* كارشناس و پيشكسوت فوتبال
∎