شناسهٔ خبر: 9607167 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه فرهیختگان-قدیمی | لینک خبر

در ضرورت بازنگری وضعیت ارکستر ملی

کیفیت مهم است یا کمیت ارکسترها؟

صاحب‌خبر -

لیلا موسی‌زاده |به هر حال پس از سه ماه و اندی که از سکوت ارکستر موسیقی ملی می‌گذرد طبق اعلان قرار شده است در 22 آذر این ارکستر همراه با سالار عقیلی به رهبری فرهاد فخرالدینی در تالار وحدت روی صحنه برود. برای علاقه‌مندان موسیقی هرچند خبر خوبی است، از ارکستری که سه ماه گذشته و هیچ‌گونه فعالیتی نداشته انتظار می‌رفت برای برنامه آغازین پاییزی خود در آذر کمی بیشتر وقت بگذارد و برنامه‌ریزی بیشتری کند تا همچنان شاهد شنیده شدن صدای یک خواننده خاص نباشیم.
بگذریم که این روزها او نیز از نبود آهنگسازان بزرگ بهره زیادی برده و تا توانسته با بازخوانی تصنیف‌هایی که در گذشته‌های نه‌چندان دور بانوان آنها را اجرا کرده‌اند خاطره آنان را خط زده است. اما ایرادی که به ارکستر ملی درباره انتخاب قطعات و خواننده وارد می‌شود همچنان بر قوت خود باقی است.
با این همه گاهی اخباری زیر و درشت درباره این ارکستر به گوش می‌رسد که نیازمند بررسی بیشتر است. در ماه‌های گذشته زمزمه‌هایی مبنی‌بر همکاری سهراب کاشف با ارکستر ملی شده بود که او نیز در لباس رهبر میهمان این ارکستر را هدایت کند و طبق صحبت‌های فخرالدینی او در ماه دی ارکستر را رهبری خواهد کرد. همچنین فریدون شهبازیان و اسماعیل واثقی دیگر رهبران میهمان این ارکستر خواهند بود که هنوز تاریخ اجرای آنها رسما اعلام نشده است. اما این امیدواری‌ها در هنگامی ممکن می‌شود که مسائل زیر مرتفع شود:
1  درهای ارکستر روی رهبران، آهنگسازان و تنظیم‌کنندگان باز شود تا دیگر سلیقه‌ها نیز بتوانند همراه با این ارکستر دولتی به اجرا بپردازند. اگر این اتفاق ممکن شود قطعات جدید به جدول برنامه‌های ارکستر ملی راه می‌یابد و دیگر مدام این ارکستر مجبور نیست تنها به اجرای آثار خالقی و معروفی و تجویدی بپردازد، در نتیجه خوانندگان جدید نیز به فراخور قطعات به این ارکستر معرفی می‌شوند و جایی برای شنیدن دیگر صداها نیز فراهم می‌آید. همکاری با تنظیم‌کنندگان دیگر این موقعیت را فراهم می‌آورد که صدا دهی ارکستر در قطعات از حالت یکنواختی که امروزه دچار آن شده، در بیاید. بسیاری از کارشناسان معتقدند تنظیم‌های یکنواخت و یکدست در مدت زمان فعالیت محدود ارکستر موسیقی ملی پس از احیا باعث شده بود که آثار بزرگان همه یکجور شنیده شوند و شنونده نه‌تنها در قطعات تفاوتی احساس نکند، بلکه همه از یک فیلتر تنظیم گذشته به مخاطب عرضه شوند که این مساله تکرار و ملال‌آوری را به ارکستر تحمیل کرده بود و همین مساله مانع از نشاط مخاطب پس از اجرا بود. اگر تنظیم‌کنندگان جدید به این ارکستر راه بیابند حتی در آثار گذشتگان نیز نشاط دیگری خواهند یافت و طعم دیگری را به مخاطب خواهند چشاند. آیا بهتر نبود به این مساله مدیر هنری ارکستر ملی زودتر بها می‌داد تا ارکستر ملی هنوز چیزی از فعالیتش نگذشته به خاموشی سه ماهه نرود؟
2 مساله رهبری ارکستر و مدیریت هنری ارکستر ملی، باید دو بخش کاملا مجزا باشد تا نظم و برنامه‌ریزی را بتواند به ارکستر بقبولاند. ارکستری که در ابتدای فعالیتش، پس از چندین سال تعطیلی، به سکوت دچار شود یعنی از سندروم بی‌برنامگی مضمن رنج می‌برد. مساله‌ای که اغلب کارهای گروهی در ایران دچار آنند!
اما آیا بهتر نبود از ابتدا با مجزا کردن رهبری ارکستر و مدیریت هنری آن ارکستر ملی تازه احیا شده را بهتر مراقبت می‌کردیم تا خلأ فکر در جایی گریبانگیر آن دیگری نشود؟
همان‌طور که رهبران شیوه اجرایی متفاوتی دارند، مدیران هنری نیز سلیقه‌های متفاوتی به‌کار می‌برند و این سلیقه‌های متفاوت است که ارکستر را از یکنواختی بیرون می‌آورد و به آن قوت و‌ انگیزه می‌بخشد. مدیر هنری با رد و تایید قطعات مخصوص ارکستر، آن را رونق می‌بخشد یا از رونق آن می‌کاهد. نکته‌ای که در ماه‌های کاری ارکستر ملی به‌خوبی خود را نشان داد که تنها تکیه بر یک رهبر که مدیر هنری نیز هست نه‌تنها رشد و رونقی درکار نخواهد بود، بلکه رخوت و کسلی را هم به ارکستر می‌افزاید.
3 همه این حرف‌ها وقتی کارگر است که ارکستر سازمانی داشته باشد و برای آن برنامه و هدفی مدون شده باشد. نه اینکه ارکستر سمفونیک تهران هنوز با 80 سال قدمت ساختمان یا اتاق و دفتر کار از آن خود ندارد و ارکستر ملی نیز چنین است و به‌علاوه سالن تمرین نیز باید بین دو ارکستر تقسیم شود. از این رو باید بپذیریم با کسر بودجه‌ای که دامن ارکستر سمفونیک و ملی را گرفته است، اگرچه هر دو ارکستر تفاوت آنچنانی در ماهیت امر ندارند (چراکه هر دو ارکستر سمفونیکی هستند که تنها در قطعات اجرایی تفاوت دارند) آیا داشتن دو ارکستر با معضلات عدیده و گرفتاری مالی عاقلانه است؟
و آیا داشتن یک ارکستر بانشاط بهتر از داشتن دو ارکستر کم‌رمق با بودجه توزیع شده است. از این رو آیا بهتر نیست بدون رودربایستی نام‌های بزرگ، هر چه زودتر با داشتن یک ارکستر منظم و پایدار به‌جای دو ارکستر موافقت کنیم و درگیر کمیت و تعدد ارکسترها نباشیم و به کیفیت بیشتر بها بدهیم؟

∎​